بیوگرافی شون پن: آن زن زندگی ام را نابود كرد

سینما به ندرت شخصیتی پرتنش‌تر از «شون‌پن» را به خود دیده است. او كه در دهه هشتاد در خلوت، راه ترقی را
می‌پیمود با ازدواج با «مدونا» به یك هنرپیشه پرحاشیه بدل شد. هنرپیشه‌ای كه تمام وقت خود را صرف مبارزه برای دستیابی به یك حریم خصوصی كرد تا حدی كه كارش به زندان نیز كشید. او پس از جدایی از مدونا بار دیگر به عالم آرام خود بازگشت و دوبار نامزد دریافت جایزه اسكار شد و سرانجام با فیلم «رودخانه مرموز» این جایزه بزرگ را تصاحب كرد.
ریشه‌های خانوادگی او بسیار عمیق هستند پدرش «لئوپن» بازیگر، نویسنده و كارگردان بود. یكی از قدیمی‌ترین خاطرات «شون» زمانی است كه پدرش او را برای تماشای فیلم «آخرین سرمایه‌دار» با بازی «رابرت دنیرو» و «جك نیكلسون» برد. «لئوپن» تنها كسی نبود كه شون را به سوی عالم سینما سوق داد. زیرا مادرش كه «ایلین ریان» نام داشت هنرپیشه سرشناس تلویزیون بود كه در اكثر فیلم‌های مهم آن زمان بازی می‌كرد. او نزدیك به دو دهه حرفه خود را رها كرد تا سه فرزندش «شون»، برادر كوچك‌ترش «كریس» (كه او هم هنرپیشه شد) و «مایكل» (كه اكنون یك موسیقی‌دان است) را بزرگ كند و پس از آن بار دیگر به عالم هنر بازگشت و در فیلم‌های مختلف از جمله بسیاری از پروژه‌های شون بازی كرد.

شون ده سال اول زندگی خود را در «سن فرناندو» گذراند و پس از آن به همراه خانواده به «مالیبو» رفت و در دبیرستان «سانتا مونیكا» در رشته مكانیك ثبت‌نام كرد و در همان سال‌ها بود كه به ورزش موج‌سواری روآورد و در آن بسیار ماهر شد و همین مهارت او را در بازی در اولین نقش خود در فیلم یاری كرد.
شون همیشه دوست داشت وكیل شود اما كم‌كم اشتیاقش به فیلمسازی بیشتر و بیشتر شد. خیلی‌ها می‌گویند او مسیر راحتی را برای مشهور شدن پیمود چون پدر و مادرش هر دو معروف بودند، دوستان سرشناسی داشت و اولین ازدواجش با یك خواننده بسیار پرحاشیه و مشهور بود ولی شون كار خود را خیلی زود شروع كرد و برای رسیدن به هدفش حتی از كالج چشم پوشید و به جای آن دو سال در شركت گزارشگری لوس‌آنجلس كار كرد. در آن شركت شون كارهای پشت صحنه انجام می‌داد، صحنه را تمیز می‌كرد، باربری می‌كرد و كم‌كم بازیگری را هم یاد گرفت و دستیار كارگردان شد. البته پسر «لئوپن» بودن هم به او كمك كرد.

 

شون ده سال اول زندگی خود را در «سن فرناندو» گذراند و پس از آن به همراه خانواده به «مالیبو» رفت و در دبیرستان «سانتا مونیكا» در رشته مكانیك ثبت‌نام كرد و در همان سال‌ها بود كه به ورزش موج‌سواری روآورد و در آن بسیار ماهر شد و همین مهارت او را در بازی در اولین نقش خود در فیلم یاری كرد.
شون همیشه دوست داشت وكیل شود اما كم‌كم اشتیاقش به فیلمسازی بیشتر و بیشتر شد. خیلی‌ها می‌گویند او مسیر راحتی را برای مشهور شدن پیمود چون پدر و مادرش هر دو معروف بودند، دوستان سرشناسی داشت و اولین ازدواجش با یك خواننده بسیار پرحاشیه و مشهور بود ولی شون كار خود را خیلی زود شروع كرد و برای رسیدن به هدفش حتی از كالج چشم پوشید و به جای آن دو سال در شركت گزارشگری لوس‌آنجلس كار كرد. در آن شركت شون كارهای پشت صحنه انجام می‌داد، صحنه را تمیز می‌كرد، باربری می‌كرد و كم‌كم بازیگری را هم یاد گرفت و دستیار كارگردان شد. البته پسر «لئوپن» بودن هم به او كمك كرد.
«شون‌پن» اولین فیلم سینمایی خود را در سال 1974 و به همراه مادرش بازی كرد. این فیلم «خانه كوچك پریری» نام داشت. در سال 1979 در فیلم پدرش با عنوان «بارنالی جونز» ظاهر شد. نخستین فیلم مطرح «پن»، «شیپور خاموشی» نام داشت كه در سال 1981 ساخته شد و یك سال بعد در فیلم كمدی «زمان‌های سریع در بلندی‌های ریجموند» در نقش «جف اسپیكولی» بازی كرد و این تنها فیلم كمدی موفق پن بود.

آن زن، زندگی‌ام را نابود كرد

در سال 1985 وقتی با مدونا ستاره پاپ آن زمان آمریكا ازدواج كرد مطبوعات به زندگی او علاقه‌مندتر شدند. ارتباط آنها به شدت مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفت و دیگر آرامش زندگی «پن» كاملا از بین رفته بود. او حتی یك‌بار به جرم ضرب و جرح یك عكاس دستگیر شد. مدونا در نخستین روزهای زندگی مشتركشان گفت، «شون» خونسردترین مرد روی زمین است ولی مدتی بعد او را متهم به پرخاشگری كرد و گفت شون او را كتك می‌زند و از او شكایت كرد. آن دو سرانجام در سال 1989 از یكدیگر جدا شدند و آرامش تا حدودی دوباره به زندگی شون برگشت. شون چندی پیش درباره زندگی‌اش با مدونا گفت: اگر آن ازدواج ادامه پیدا می‌كرد زندگی‌ام نابود می‌شد. ما عقاید متفاوتی داشتیم و به شهرت به شكل‌ متفاوتی نگاه می‌كردیم. اگر باز هم در كنار هم می‌ماندیم همدیگر را دیوانه می‌كردیم. ولی باید بگویم من هم به اندازه او مقصر بودم. من هیچ وقت دوست نداشتم زیر ذره‌بین مردم باشم. در حقیقت ما اصلا زندگی نكردیم. حتی نمی‌توانستیم با هم یك حرف معمولی بزنیم. او دوست داشت بزرگ‌ترین خواننده دنیا شود و من دوست داشتم فیلم بسازم و از نگاه دیگران پنهان شوم. ولی الان به لطف همسر دومم با زندگی آشتی كرده‌ام. او خیلی به من كمك كرد تا توانستم با خاطرات ازدواج اولم كنار بیایم.
پس از طلاق، پن با «رابین رایت» هنرپیشه هالیوود آشنا شد و مدتی بعد با او ازدواج كرد. آنها دو فرزند به نام‌های «دیلان فرانسیس» (دختر، متولد 1991) و «هاپر جك» (پسر، متولد 1993) دارند. شون و رابین به همراه فرزندانشان در «راس» واقع در كالیفرنیا زندگی می‌كنند. پن علاقه وافری به اتومبیل‌های بزرگ و قدیمی دارد.
روز دهم آوریل 2003 اتومبیل بیوك 1987 پن دزدیده شد. او یك شورلت 1968 ال كامینو هم دارد. شون به همراه «جانی دپ» و «میك هاكنال» یك رستوران پاریسی به نام «من ری» افتتاح كردند.

پن در سوگ برادر

«كریس» برادر كوچك «شون» كه با فیلم «سگ‌های انبار» معروف شد روز 24 ژانویه 2006 در اثر ناراحتی قلبی از دنیا رفت و شون را داغدار كرد.

كریس به طرز مرموزی در خانه خود درگذشت ولی بعدها معلوم شد به خاطر گشاد شدن دریچه میترال از دنیا رفته است. خیلی‌ها می‌گفتند مرگ او به علت مصرف بیش از حد مواد بوده ولی پن برای این‌كه این شایعات را پایان بخشد در مصاحبه‌ای با سی.ان.ان گفت: مشكل برادر من وزن او بود. او در سال‌های اخیر واقعا به خودش ظلم كرد ولی این كار او دلیل مرگش نبود و او به مرگ طبیعی از دنیا رفت. شون پن و سیاست
پن در روز 18 اكتبر 2002 یك آگهی 56 هزار دلاری در واشینگتن پست چاپ كرد و در آن از بوش تقاضا كرد این دوره خشونت راتمام كند. این آگهی در حقیقت یك نامه سرگشاده بود كه در آن از جنگ عراق به عنوان «حمله از پیش طراحی شده» و «جنگ وحشت» یاد می‌كرد. او در دسامبر همان سال به عراق رفت و از آن كشور دیدن كرد.
پن در ژوئن 2005 به ایران آمد و تحت عنوان خبرنگار نشریه «سان فرانسیسكو كرونیكل» در مراسم نماز جمعه دانشگاه تهران شركت كرد. او در سپتامبر 2005 به نیواورلئان رفت تا به بازماندگان طوفان كاترینا كمك كند یكی از مردمی كه به دست او نجات یافت پیرمردی 73 ساله بود. این پیرمرد پس از نجات یافتن، تلفنی به خواهرش گفت: «حدس بزن كی مرا از خانه‌ام بیرون آورد؟ شون پن هنرپیشه!» پن به نجات‌یافتگان مقداری پول داد تا مدتی زندگیشان را بگذرانند و آنها كه نیاز به درمان داشتند را به بیمارستان رساند.
شون پن در 24 ژانویه 2006 یكی از سخنران‌های گردهمایی ضدجنگ در واشنگتن بود. او در سخنرانی خود پرسید: «اگر آمریكا سلاح هسته‌ای دارد، چرا ایران نداشته باشد؟» و پس از آن به شدت مورد انتقاد جمهوری خواهان قرار گرفت. او در مارس 2007 علنا از بوش به خاطر جنگ عراق انتقاد كرد و گفت: «آیا دخترهای دوقلوی بوش از این اقدام پدرشان حمایت می‌كنند؟» سپس افزود: «بیایید به آنها نشان دهیم می‌توانیم این رییس‌جمهور را خلع كنیم و به زندان بیندازیم.»