ایرانی آریایی، هیچ چیز از بیگانه كم ندارد

یكساعت دیگر میآید، كمی بیلیارد بازی میكند تاعقربههای ساعت زود بگذرد، ما هم گرم صحبت بااو میشویم... گلزار از فیلم جدیدش برایمانمیگوید، از فیلمی كه كارگردانی آن برعهده(تهمینه میلانی) است. گرم صحبت با گلزار بودیمو بازی او را تماشا میكردیم كه علی دایی یك ربعبه یك بعدازظهر، به سالن بیلیارد آمد... دیدن دوایرانی موفق در آنجا برایمان بسیار جالب بود،سلام و احوالپرسی و روبوسی... بسیار گرم بایكدیگر برخورد میكنند، انگار كه سالها با همدوست هستند. دلیلش واضح است، چون هر دو باغرور فاصله دارند و به همین خاطر با هم گلزار بهدایی میگوید: (علی آقا از آمریكا چه خبر) ودایی میگوید: خبری نبود، ماندنم یك هفته بیشترطول نكشید. گلزار به دایی تعارف میكند كهبیلیارد بازی كنند و دایی هم بیمعطلی چوببیلیارد را برمی دارد و شروع به بازی میكنند،ولی بازی آنان برای خودشان جذاب نبود، چراكه ما با پرسشهایمان حواس آنان را پرتمیكردیم، ولی دیدار این دو بزرگ ورزش وسینمای ایران برای ما جالب بود. گرچه بایداضافه كرد كه تحت این شرایط، هر دو با دقت بهتوپهای بیلیارد ضربه میزدند... در میان رد وبدل شدن صحبتها بود كه دایی گفت: رضامیدانی كه به من، پیشنهاد بازی در فیلم شده،قرار است كه از زندگی من، حسین رضازاده وهادی ساعی فیلم تهیه كنند و قرار است خودماننقشهایمان را ایفا كنیم، (كه البته نام كارگردان نامفیلم را هم گفت، كه حالا نامش بماند) كه باعثتعجب ما شد. گلزار هم از آخرین كارش برایدایی گفت و...
گفت و...
صحبت به فوتبال هم كشید. از جامجهانی سال2006 كه در آلمان برگزار میشود، كه گلزارگفت: امیدوارم كه به مرحله دوم صعود كنیم. گلزاربه دایی گفت: شما تنها بازیكن ایرانی خواهید بودكه تجربه دو بار حضور در جامجهانی را خواهیدداشت و دایی در پاسخ گفت: اگر خداوند عمریبدهد، من و مهدی مهدویكیا... چرا كه مهدیهم در جامجهانی 1998 حضور داشت. گلزارگفت: میدانی كه در تمرین تیم والیبال هنرمندانهم (كریم باقری) شركت میكند و علی گفت

شنیدم... رضا گفت: خوشحال میشویم كه شماهم در تمرین تیم والیبال هنرمندان شركت كنید ودایی گفت: انشاءا...)
زمانی كه بازی آنها به پایان رسید اصلا متوجهنشدیم، كدام یك از آنها پیروز شد، گرچه بههركدامشان گفتیم شما بردید یا دیگری؟ هر دویآنها خندیدند...
دایی و گلزار، سپس به گوشهای از سالن رفتندو مشغول صرف یك نوشیدنی شدند و دقایقی را بهگفتگو با یكدیگر پرداختندكه ما متوجه نشدیم، چهصحبتهایی بین آنها رد و بدل شد. پس ازدقایقی آنها دوباره چوبها را به دست گرفتند وچشمانشان را نشانه... و لحظاتی بعد دوباره صدایچوب از برخورد با توپها... و دوباره ادامهپرسشهای ما كه البته این بار با جدیت بیشتری ازسوی پژمان پرسیده میشد.
ایرانی آریایی
در میان جوانان ما، جوانان ایرانی، جوانانآریایی، اشخاصی هستند كه در عرصههایبینالمللی به مدارج بالایی میرسند كه اینهاجزو استعدادهای درخشان هستند و از ایناستعدادها ما در كشور كم نداریم... درباره نسلامروز نظرشان را پرسید، كه دایی گفت: (من بهكشورهای زیادی از دنیا سفر كردم و با جوانانزیادی برخورد داشتم، به خصوص در جوامعغربی... فكر میكنید، چه تفاوتی بین جوانایرانی و اروپایی یا آمریكایی وجود دارد؟
(ایرانی آریایی، هیچ چیز از بیگانه كم ندارد).در استعداد كه سرآمد همه است، اما آنچهتفاوتها را مشخص میكند، در امكانات میباشد،در انضباط و دیسیپلین است، در هدف است و...،برای آنان راه پیشرفت هموارتر است چرا كه دردغدغههای جوان ایرانی را ندارند، از طرفیگلزار در پاسخ به این پرسش كه بین جوانان نسلامروز با یك جوان غربی چه تفاوتهایی وجوددارد، میگوید: (جوانان ایرانی از شخصیت وفرهنگ و منش بالایی برخوردار هستند واستعدادهای فرهنگی و ورزشی جوانان ایرانیدر تمام دنیا زبانزد است كه البته امیدوارم امكاناتتحصیلات عالیه و امكانات ورزشی در سراسر كشوربه خصوص در نقاط محروم نیز برای تمام كودكانمهیا شود، تا بهتر بتوانند نبوغ و استعدادهای خودرا در مجامع جهانی و المپیادهای علمی و ورزشیارائه نمایند). من هم با دایی موافقم، (ایرانیآریایی، هیچ چیز از بیگانه كم ندارد...) البتهامیدوارم جوانان ایران با پشتكار، تلاش واستقامت در مقابل مشكلات و داشتن هدف وگرایش به ورزش و
دوری از هرگونه اعتیاد به موادمخدر و پرهیز از دوستی با افراد ناباب، مردمیبودن، گذشت داشتن، مردم را دوست داشتن،احترام به بزرگترها، عیادت بیماران و كمك بهمستمندان، زمینههای موفقیت را برای خودشانفراهم سازند، كه میدانم بیشتر جوانان ایرانی دربحثهای معنوی از جوانان دیگر كشورها پیشیگرفتهاند.
و نسل امروزی
ایرانی به دنبال كار است، ایرانی به علم اهمیتمیدهد، به تحقیق، به فناوری، به نخبگان... وایرانی آریایی و نسل امروزی به دنبال كار(شدنی) است و همه كارهای شدنی، رفتن، دنبالكردن، همت گماشتن و انجام دادن میخواهد.شكی نیست كه اگر بنشینیم و تماشا كنیم، هیچ كاریانجام نخواهد شد... ایرانی میتواند، مامیتوانیم، بیگانگان سالهاست كه با ترفندهایخاص میخواهند ثابت كنند كه ایرانی نمیتواند،اما ایرانی آریایی میخواهد، نشان دهد كه(ایرانی میتواند)... دایی نظری دیگر دارد، اومیگوید: (البته حرفهای (رضا) درست است،اما باید به این نكته یادآور شوم كه نسل امروزیها،در بعضی مواقع كارشان را درست انجامنمیدهند و دوست دارند، خیلی سریع و به قولمعروف یك شبه به اهدافشان برسند)، گلزارمیگوید: (اجازه بدهید جملهام را كاملتر كنم).بله، علی درست میگوید: (البته جا دارد به تفاوتنسل گذشته و نسل امروزی بپردازم. حركت نسلگذشته، كمشتاب و مستند به تجربیات و توام با تعقلبود، در صورتی كه حركات نسل جدید، پرشتاب وتا حدودی با چاشنی بیتجربگی همراه است، كهبه نظر من، داشتن تجربه نسل دیروز به همراهانرژی و شتاب نسل جدید، سرمایهای بزرگمحسوب میشود.) دایی در ادامه حرفهایگلزار میگوید: (باید قبول كرد كه مسیر كجهیچگاه به مقصد نمیرسد، اما متاسفانه میبینم كهخیلی از جوانان ما، میخواهند یك شبه ره صدساله بروند; اگر نسل امروز میخواهد به موفقیتبرسد، باید در انتخاب اهدافش دقت كند، كه البتهكمكهایی هم باید به او بشود.)
خوشبختی و موفقیت
بدون اغراق (علی دایی) و (محمدرضا گلزار)دو نسل امروزی هستند كه به موفقیتهایفراوانی رسیدهاند. به طور حتم زندگی آنهاتفاوتهایی داشته كه آنها به چنین درجهایرسیدند...
آنان كه همچنان با چوبهایشان به توپهایبیلیارد ضربه میزدند در پاسخ به این پرسش ما كهخوشبختی را چهگونه معنا میكنید، پاسخهاییدادند كه از جمعبندی پاسخهایشان به این جملهرسیدیم كه: (یك انسان زمانی خوشبختی واقعیرا احساس میكند، كه به مفهوم واقعی واژههایانسانیت، راستی و درستی پی برده باشد.) از آنانمیپرسیم كه شما چرا آنقدر موفق هستید، كه هردو میگویند: (خداوند; تنها به خاطر كمكهایبیشایان او بود.) دایی میگوید: (خداوند درذات هر انسانی، استعدادهایی را نهفته است كهخود انسان باید بتواند آن استعدادها را رشددهد، به
استعدادهایش ایمان آورد و سعی درپروراندن آنان داشته باشد) و گلزار میگوید

زمانی یك كودك با هر ملیتی كه به دنیا میآید،خداوند كلیه استعدادهای لازم را جهت دسترسیبه موفقیت به او میبخشد و این خود انسان استكه از این مواهب خداوندی تا چه حد بتوانداستفاده نماید و به پیشرفت نائل گردد. پیشرفتحق تمام انسانها و لازمه زندگی است... به نظرمن انسان ساكن و بدون پیشرفت مانند، مردهمتحرك است كه البته داشتن امكانات محیطیمناسب و استفاده از رهنمودهای پدر و مادر،روند این پیشرفت را سریعتر میسازد) و دایی درادامه میگوید: (به اعتقاد من، هیچ احساسخوشبختی، غنیتر از حس كمك به دیگراننیست، این احساس كه وجود شما به عنوان یكانسان، چگونه گذران كردن زندگیتان،حرفهایی كه زدهاید و كارهایی كه انجامدادهاید، به گونهای عمیق و معنادار زندگیدیگران را تحت تاثیر قرار داده است، اوجموهبت زندگی یك این انسان محسوب میشود،به نظر من یكی از رمزهای موفق زندگی دربخشش است.)
دایی چهره ملی است
از گلزار پرسیدیم، نظر شما در مورد داییچیست؟ كه گلزار در پاسخ گفت: (دایی چهره ملیو از افتخارات تیم ملی فوتبال ایران است، كهتكنیك و تاكتیك او در فوتبال مورد پسند تمامعلاقهمندان به فوتبال در دنیا میباشد. وی در راهرسیدن به این افتخارات، زحمات زیادی رامتحمل شده و سپس با خنده، رو به داییمیگوید: از دایی تقاضا دارم كه در زمینه پیشرفترشته بیلیارد نیز از تمرینهای بیشتری برخوردارشود تا آمادگی بازی مجدد در آینده را داشتهباشد و دایی رو به گلزار میكند و میخندد...دایی درباره گلزار میگوید: بازیگر بسیار خوبیاست، از همه مهمتر بچه خاكی است و به طورحتم دارای ویژگیهایی بوده كه به موفقیتیرسیده است، من هم برای او آرزوی سربلندیمیكنم و ما هم قرار است بازیگر شویم. از داییمیپرسیم، فكر میكنید وجه مشترك شما و گلزاردر چه باشد، كه دایی كمی فكر كرد و گفت:نمیدانم، اما فكر كنم كه هر دویمان در فروردینماه به دنیا آمدیم، (و سپس میخندد، گلزار هممیخندد)، سپس دایی میگوید: فكر كنم هردویمان از روحیهای ورزشی برخوردار باشیم وگلزار در مورد وجه مشترك با دایی میگوید

فكر كنم هر دو سالم زندگی كردن و سربلندیایران را در راس كارهایمان قرار دادهایم).گلزار دستی بر پیشانیاش میكشد، لبخندی بهدایی میزند و رو به او میگوید: البته یك وجهمشترك بسیار نزدیك هم به یكدیگر داریم، آن همداشتن شایعات و جنجال در نشریات ازویژگیهای مشترك من با علی دایی است. ازگلزار پرسیدیم، از علی دایی خاطرهای به یاددارید كه او گفت: (خدا وكیلی بازیهای علیدایی به همراه بایرن مونیخ و هرتابرلین در لیگباشگاههای اروپا و گلهای بسیار زیبایی كه به ثمرمیرساندند، برایم همیشه خاطره بود، به خودمافتخار میكردم كه او یك ایرانی است و در تیم(بایرن مونیخ) فوتبال بازی میكند). در همانلحظه دایی گفت: (رضا هم كه مونیخی است، منمیدانم). گلزار لبخند میزند و میگوید: (تیمبایرن مونیخ از یك شخصیت كامل تیمیبرخوردار میباشد و همیشه به عنوان یكی ازتیمهای برتر باشگاهی در جهان فوتبال، مطرحبوده و از گذشتههای دور اسكلتبندی تیمملیفوتبال آلمان را تشكیل میدهد حضور بازیكنانایرانی در این تیم از مباهات و موجب سرافرازیایرانیان محسوب میشود; چه آن زمان كه دوستعزیزم، علی دایی با این تیم به افتخارات قابلتوجهی رسید یا وحید هاشمیان كه سال گذشته دراین تیم توپ میزد و چه حالا كه علی كریمی دراین تیم بازی میكند. من همیشه بازیها و نتایجاین تیم را از دوران نوجوانی پیگیری میكردم.)دایی هم میگوید: (معمولا به سینما نمیروم، امافیلمهای رضا را به صورت CDمیبینم، بازیگریاست كه هر نقشی را به خوبی ایفا میكند، بهخصوص در فیلم (كما) كه به نظر من، گلزار عالیایفای نقش كرد.)
جام جهانی و رفتن به آلمان
دایی در مورد دیدارهای جام جهانی سال2006 میگوید: به لطف خداوند به جام جهانیصعود كردیم، امیدواریم قرعه به نوعی باشد كهبتوانیم حتی از مرحله اول صعود كنیم. امیدوارمدر این حضور بتوانیم، ایران و ایرانی را سربلندكنیم، در همین هنگام گلزار میگوید: من هم دلممیخواهد ایران به مرحله دوم جام جهانی صعودكند و پس از كره شمالی در جام جهانی 66،عربستان در جام 94 و كره جنوبی و ژاپن در جامجهانی 2002، پنجمین تیم آسیایی باشد كه بهمرحله دوم جام جهانی صعود میكند. (كاملامشخص بود كه گلزار اطلاعات جامعی در موردفوتبال دارد كه همین امر باعث میشود، داییلبخندی بزند و آفرین بگوید، البته دایی هم كمنمیآورد، دایی هم تمامی اهالی سینما را ازجمله كارگردانان و بازیگران را میشناسد كه بارهاچند چشمه از آنان را از خود نشان داد كه باعثتعجب گلزار شده بود)... گلزار میگوید: (زمانیكه دیدارهای حساس مرحله مقدماتی را دیدم، بهعنوان یك ایرانی احساس غرور میكردم...)دایی به گلزار میگوید: درست است كه من برایدیدن فیلمهای شما به سینما نمیروم، اما شمابرای دیدن بازیهای ما به آلمان بیا، كه گلزارگفت: اتفاقا در حال برنامهریزی هستم كه برایدیدن بازیهای تیم ملی ایران در آلمان، سفریبه آنجا داشته باشم; البته هنوز مشخص نیست كهتیم ملی ایران در كدام شهرهای آلمان بازیدارد، ولی مطمئن باش در آنجا اگر خدا قسمتكند همدیگر را خواهیم دید.
احترام به پیشكسوت
علی دایی، از آن دست بازیكنانی بود كههمواره به پیشكسوت و مربیان خود احتراممیگذاشت، او برای چندمین بار به ما میگوید

كه از میرمجید معصومینسب سپاسگزارم كهاستعداد مرا در فوتبال كشف كرد، همچنین ازمربیان پس از وی كه اگر آنان نبودند، من هموجود نداشتم). گلزار هم، چنین اعتقادی دارد،او میگوید: (جا دارد از پیشكسوت ورزش والیبال(محمد حیدرخان) مربی اسبق تیم ملی والیبال،از علی جهانگیر و جهانبخش ساوه شمشكی ازقهرمانان و پیشكسوتان اسكی كه من را درفراگیری این دو رشته ورزشی یاری دادند، تشكركنم، همچنین از دیگر اساتید ورزشی كه در دیگررشتهها، سمت استادی داشتند، تشكر میكنم...
آرزوی سلامتی برای همه
از دایی و گلزار پرسیدیم كه از زندگی خودراضی هستید، كه دایی گفت: (به لطف خدا، به هرچه كه میخواستم رسیدم و از خداوندسپاسگزارم كه این لطف را به من كرد تا به تمامیآرزو هایم برسم) و گلزار گفت: (زندگی در میاناین مردم خوب و شریف كه از تمامی شهرها ونقاط دور افتاده به من اظهار لطف و محبتمیكنند، برایم نهایت افتخار و لذت است;امیدوارم بتوانم پاسخگوی محبت و دوستیهایاین عزیزان باشم، كه جا دارد در همین جا ازتمامی این دوستان و عزیزان سپاسگزاری كنم).هر دوی آنان برای مردم ایران آرزوی سلامتی وسربلندی كردند و از آنجا كه این گفتگو، چند روزپیش از آغاز ماه رمضان صورت گرفته بود، هردویشان چنین آرزویی كردند... (امیدواریم دراین ماه ضیافت و مهمانی خدا، سفره افطار وسحری تمام مستمندان نیز رنگین باشد، چون ازویژگیهای ماه مبارك رمضان صرفهجویی درمصرف غذا و سیر كردن مستمندان است، كهحضور خالصانه و بدون تظاهر، همراه با تامین نیازنیازمندان در هنگام افطار و در كنار آنها بودنمیتواند، برای هر انسانی لذت بخش باشد.
منبع : مجله سبز