تبلیغات
ننجون دات کام : مذهبی , علمی و آموزشی , بیوگرافی و مصاحبه , موبایل , عکس های هنرمندان ایرانی - مطالب بیوگرافی شخصیت های معروف

      

       

جمعه 7 تیر 1387

زندگی نامه شهید بهشتی (قسمت اول)

http://www.nanjoon.com

زندگی‌نامه‌ای كه پیش رو دارید در واقع قسمتی از مصاحبه شهید بهشتی در روزنامه جمهوری اسلامی در تاریخ 13/4/60 است. قسمت‌هایی از متن كه درشت‌تر و با فاصله از متن اصلی مشاهده می‌كنید، توضیحاتی است كه برای كامل‌تر شدن زندگی نامه به آن اضافه شده‌ است.

من محمد حسینی بهشتی، كه گاه به اشتباه محمد حسین بهشتی می‌نویسند. نام اولم محمد و نام خانوادگی تركیبی است از حسینی و بهشتی. در دوم آبان 1307 در شهر اصفهان در محله لومیان متولد شدم، منطقه زندگی ما یك منطقه قدیمی است، از مناطق بسیار قدیمی شهر است. خانواده من یك خانواده روحانی است. پدرم روحانی بود. پدرم در هفته چند روز در شهر به كار و فعالیت می‌پرداخت و هفته‌ای یك شب به یكی از روستاهای نزدیك شهر برای امامت جماعت و كارهای مردم می‌رفت و سالی چند روز به یكی از روستاهای دور كه نزدیك حسین‌آباد نام داشت می‌آمد و آمد و شد افرادی كه از روستای دور به خانه ما می‌آمدند برایم بسیار خاطره‌آنگیز است. پدرم وقتی به روستا می‌رفت، در منزل یك پنبه‌زن بسیار فقیر سكونت می‌كرد. آن پرمرد اتاقی داشت كه پدرم در آن زندگی می‌كرد. این پیرمرد نامش جمشید بود دارای محاسنی سفید،‌ بلند و باریك، چهره بیابانی روستایی و نورانی بود. پدرم می‌گفت ما با جمشید نان و دوغی می‌خوریم و صفا می‌كنیم و همیشه می‌گفت من سفره ساده نان و دوغ این جمشید را به هر جلسه دیگری ترجیح می‌دهم و این جمشید هر سال دو بار از روستا به شهر و به خانه ما می‌آمد و من بسیار به او انس داشتم.

***== ادامه مطلب ==***

جمعه 16 فروردین 1387

سیاوش قمیشی متولد 21 خرداد ماه 1324 هجری شمسی برابر با 11 june سال 1945 میلادی صادره از اهواز به شماره ی شناسنامه ی 173 می باشد . پدرش مصطفی قمیشی در شهر دزفول و در روستایی به نام « قمیش » زندگی می کرده است و اصلا متعلق به همانجا می باشد ؛ اکنون فوت شده و در آرامگاه شاه عبدالعظیم در شهر تهران آرمیده است . رود دز از میان شهرستان دزفول می گذرد . در قدیم برای آب رسانی در شهر دزفول در زیر زمین تونل هایی حفر میشد که آب را به تمام نقاط شهر می رساند . در محل های مخصوصی زمین را حفر می کردند تا به این تونل برسند که به این محل ها قمیش ( قمش ) می گفتند . این قمیش ها تا دهه چهل خورشیدی مورد استفاده مردم برای نوشیدن ، شستشو و ... بوده است و پس از آن به علت گسترش لوله کشی مسدود و در حال حاضر آبی در آنها جاری نمی باشد .


 اکنون نیز روستاهای زیادی با این نام موجود هستند که به عنوان مثال می توان از « قمیش » ، « قمیشانه » ، « قمیش اصلان » و « قمیش حاجیان » و ... نام برد . سیاوش قمیشی کوچکترین فرزند خانواده ی خویش است و دارای دو برادر به نام های سیامک و سیروس و یک خواهر به نام سیمین می باشد . او نزدیک به 9 ماه بیشتر نداشت که خانواده اش تصمیم گرفتند راهی تهران شوند و به همراه این تغییر محل زندگی ، سیاوش قمیشی نیز توسط خانواده به تهران آورده شد . مادرش به آموختن موسیقی می پرداخت ، پیانو می نواخت و خانمی به نام اُلگا ( که تباری روس داشت ) به وی آموزش میداد . سیاوش که حدود 6 سال بیشتر نداشت از شنیدن صدای نواختن آنها لذت بسیاری می برد و در عین کودکی و با اینکه پایش به پدال های پیانو نمی رسید به پشت ساز مادرش ( پیانو ) می نشست و در عالم بچگی با پدال های آن بازی می کرد . در حین همین بازی ها و به همراه صداهائی که از این ساز خارج میشد احساس خوبی به وی دست میداد و همانجا بود که سیاوش به موسیقی علاقه ای ویژه پیدا کرد ...


http://www.nanjoon.com


خانواده ی سیاوش قمیشی که علاقه ی او را به موسیقی درک کرده بودند خانمی را برای تعلیم به وی استخدام کردند و او چهار سال زیر نظر این معلم به آموختن زیر و بم موسیقی پرداخت . بعدها گیتاری برایش تهیه کردند و سیاوش از ده سالگی ، شخصا و بدون این که معلمی داشته باشد به نواختن گیتار مشغول شد و در مدت کوتاهی توانست به آن مسلط شود . آن چه از دوران کودکی به نیکی باقی در ذهن سیاوش مانده نوروز ، ماهی قرمز و شمردن پول های عیدی است . کلاس هفتم و هشتم را در تهران و در مدرسه ی البرز به درس خواندن مشغول شد و در همان دوران با کوروش یغمائی صمیمیت فراوانی پیدا کرد . این دو در خلوت دوستانه ی شان به خواندن و نواختن می پرداختند و بعد ها نیز همکاری بیشتری با هم پیدا کردند . سیاوش قمیشی در سن 12سالگی به آن مرحله رسیده بود که می توانست هنر موسیقی اش را در مقابل عموم به نمایش بگذارد . به همین جهت به همراه بندی اجرای موسیقی را شروع کرد . بعد از یک سال چنان پیشرفت خوبی حاصل کرد که از سیزده سالگی در مُتل قو با ارکستری که مخصوص به خودش بود آهنگ های خواننده های معروف آن زمان ( مانند بیتلز و ... ) را می خواند و از این طریق کسب در آمد می نمود . آهنگ قایقران اولین تجریه ی آهنگ سازی سیاوش قمیشی در سن ( 14 سالگی ) بود ، آهنگی که توسط خواننده ای به نام ضیا خوانده شد . پدر سیاوش قمیشی با گرایش او به سمت موزسیقی مخالف بود و از اینکه پسرش چنین راهی را انتخاب کرده راضی به نظر نمی رسید . به همین علت سیاوش مجبور شد راهش را به تنهایی ادامه دهد و مسیر زندگیش را خودش انتخاب نماید . زمانی که سیاوش در ایران به موسیقی می پرداخت ، برادر و خواهرش در انگلستان به تحصیل مشغول بودند . داستان از این قرار است که وقتی برادرش در فصل تابستان برای دیدار خانواده به تهران آمد به سیاوش قمیشی پیشنهاد داد که همراه او به انگلستان برود و هنرش را در آنجا دنبال نماید . سیاوش نیز پیشنهاد وی را پذیرفت . این چنین شد که سیاوش قمیشی در سال 1959در حالی که هنوز به سن چهارده سالگی نرسیده بود با خوشحالی و شادمانی به نزد برادر و خواهرش در لندن رفت و در انگلستان سکنی گزید . به مدت یک سال در کنار برادرش زندگی کرد اما طرز فکر آنها زیاد با هم متناسب نبود ؛ ( سیاوش زیاد به کلاب می رفت و موزیک گوش میداد و این نوع زندگی مورد تائید برادر و خواهرش نبود ) . به علت همین عدم تفاهم بعد از مدتی از برادرش جدا شد و شخصا به زندگی پرداخت . در سال های 1961 تا 1962 ، حضور او در انگلستان مصادف با زایش گروه های معروف و قدرتمند موزیک مانند بیتلز بود که مسلما تاثیر شگرفی در رشد و شکوفایی هنر وی داشته است . دیپلمش را از high school ( دبیرستان ) در لندن گرفت و بعد از آن به royal academy of arts رفت و تحصیلش را در رشته ی classical jaaz ادامه داد . composition خواند و مدرک arrangment از royal academy of arts اخذ نمود . او با با اعضاء گروه هایی که کنسرت اجرا می کردند دوست بود و همین دوستی باعث شد که بعد از مدتی فعالیت خود را با یکی از همین گروه ها آغاز کند .

***== ادامه مطلب ==***

دوشنبه 8 بهمن 1386

زندگینامه دانیل كریگ (آخرین جیمزباند دنیا)

دوران كودكی
كریگ در شهر «چستر» انگلیس چشم به جهان گشود. پدرش تیموتی جان راوتون كریگ، افسر پایین‌رتبه نیروی دریایی بود و وقتی در كشتی نبود و در ساحل به سر می‌برد كارهای مختلفی برای امرار معاش انجام می‌داد و مادرش «اولیویا ویلیامز كریگ» هنرتدریس می‌كرد. دانیل در محل كار پدرش در «ویلینگتون» و پس از آن در «هوی لیك» واقع در نزدیكی لیورپول بزرگ شد. او از زمان تحصیل در دبیرستان به سینما و بازیگری علاقه داشت و در شانزده سالگی به لندن رفت تا به تئاتر ملی جوانان بپیوندد. او در دبیرستان عضو تیم راگبی شهرش هم بود.

كار حرفه‌ای
دانیل كریگ در مدرسه موسیقی و تئاتر گیلدهال تحصیل كرد و در سال 1991 از آن‌جا فارغ‌التحصیل شد و در سال 1993 چند نقش كوتاه در فیلم‌های «عقاب‌شارپ» و «الاغ مرده» بازی كرد. در سال 1996 اولین نقش اصلی خود را در سریال تلویزیونی «دوستان شمالی ما» ایفا كرد و پس از آن به همكاری خود با شبكه بی‌بی‌سی انگلیس ادامه داد و در سریال‌های مختلفی به ایفای نقش پرداخت.

جیمز باند
در فوریه سال 2005 نام «دانیل كریگ» به عنوان یكی از بازیگران احتمالی نقش جیمز باند در مطبوعات چاپ شد. شاید در آن زمان خیلی‌ها فكرش را هم نمی‌كردند كه او برای این نقش انتخاب شود ولی در ماه آوریل همان سال نشریات نوشتند كه كریگ با قیمت 15 میلیون پوند (697/29 دلار) با شركت فیلم‌سازی EON برای بازی در این فیلم قرارداد بسته است و سرانجام در اكتبر 2005 این قرارداد به مراحل نهایی خود رسید و حضور كریگ در این نقش قطعی شد. كریگ نخستین جیمز باندی است كه پس از مرگ «آلبرت بروكلی» تهیه كننده و سازنده اول جیمز باند در سال 1996 برای بازی در این نقش قرارداد بست. او چندی پیش برای فیلم‌های شماره 24 و 25 جیمز باند هم قرارداد امضا كرد. انتخاب دانیل كریگ به عنوان مامور 007 با انتقادها و اعتراضات بسیاری مواجه شد بطوری كه بعضی از هواداران این مامور مخفی، تماشای فیلم جدید او را تحریم كردند. دلیل مخالفت این افراد این بود كه كریگ برخلاف باندهای قبلی مو بور و متوسط‌القامت است. با پوشش خبری وسیع علیه دانیل كریگ، هنرپیشه‌های بسیاری دست به كار شدند و از او حمایت كردند. در میان این هنرپیشگان چهار بازیگر قبلی این نقش یعنی «تیموتی دالتون»، «شون كانری» «راجر مور» و «پیرس برازنان» هم به چشم می‌خورند كه با قدرت از انتخاب كریگ حمایت كردند. «كلایو اوون» بازیگری كه مدت‌ها گفته می‌شد او نقش باند جدید را بازی خواهد كرد و «جودی دنج» بازیگر نقش مقابل كریگ در «كازینورویال» هم در میان حامیان وی بودند.
در مصاحبه با نشریه «گلوب اند میل» از پیرس برازنان پرسیده شد نظرتان درباره دانیل كریگ بازیگر جدید نقش جیمز باند چیست و آیا شما فیلم كازینورویال را تماشا خواهید كرد؟ كه او پاسخ داد: «بی‌صبرانه در انتظار اكران آن هستم. همكاران من هم منتظر اكران آن فیلم هستند. دانیل كریگ هنرپیشه بزرگی است و حتما وظیفه‌اش را به نحواحسن انجام خواهد داد.»

***== ادامه مطلب ==***

دوشنبه 8 بهمن 1386

رازهای شگفت‌انگیز زندگی آلبرت انیشتی

آلبرت انیشتین نابغه‌ی علم فیزیك دنیا بوده است، نابغه‌ای كه پس از مرگش مغز او را درآوردند و در موز‌ه‌های مختلف به نمایش گذاشتند. آلبرت پسری بود كه در دوران نوجوانی جزو شاگردان تنبل مدرسه‌اش بود و حتی معلمانش، امیدی نداشتند كه او دیپلم بگیرد چه برسد به اینكه او بتواند مدارج بالای علمی را طی كند... او در زندگی‌اش آدم عجیبی بوده، تا جایی كه از او به عنوان فردی شگفت‌انگیز یاد می‌كنند. آنچه در ادامه می‌خوانید به هشت موضوع شگفت‌انگیزاز زندگی این دانشمند آلمانی می‌پردازد.هشت موضوع شگفت‌انگیز از زندگی آلبرت انیشتین كه شما هیچ‌گاه آنها را نمی‌دانستید. بله، همگی ما می‌دانیم كه انیشتین این فرمول 2e=mc را كشف كرد اما واقعیت آن است كه چیزهای كمی در مورد زندگی خصوصی‌اش می‌‌دانیم، خودتان را با این هشت مورد، شگفت زده كنید!

1- در زمان تولد سر بزرگی داشت. وقتی انیشتین به دنیا آمد، خیلی چاق بود و سرش خیلی بزرگ تا آنجایی كه مادر وی تصور می‌‌كرد، فرزندش ناقص است، اما بعد از چند ماه سر و بدن او به اندازه‌‌ طبیعی بازگشت.

2- حافظه‌اش خوب نبود مطمئنا انیشتین می‌‌توانسته كتابهای مملو از فرمول و قوانین را حفظ كند، اما برای به یادآوری چیزهای معمولی واقعا حافظه ضعیفی داشت. او یكی از بدترین اشخاص در به یادآوردن سالروز تولد افراد خانواده‌اش بود.

3- او از داستان‌های علمی- تخیلی متنفر بود انیشتین از داستانهای تخیلی بیزار بود، زیرا احساس می‌‌كرد، آنها باعث تغییر درك عامه مردم از علم می‌‌شوند و در عوض به آنها توهم باطلی از چیزهایی كه حقیقتا نمی‌‌توانند اتفاق بیفتد می‌‌دهد. به بیان او «من هرگز در مورد آینده فكر نمی‌‌كنم، زیرا كه آن به زودی می‌‌‌آید.» به این دلیل او احساس می‌‌كرد كسانی كه به‌طور مثال بشقاب پرنده‌ها را می‌‌بینند باید تجربه‌هایشان را برای خود نگه دارند.

4- او در آزمون ورودی دانشگاهش رد شد در سال 1895 در سن 17 سالگی، انیشتین كه قطعا یكی از بزرگترین نوابغی است كه تاكنون متولد شده، در آزمون ورودی دانشگاه فدرال پلی‌تكنیك سوییس رد شد.در واقع او بخش علوم و ریاضیات را پشت سر گذاشت ولی در بخش‌های باقیمانده، مثل تاریخ و جغرافی رد شد. وقتی كه بعدها از او در این رابطه سوال شد؛ او گفت: آنها بی‌‌نهایت كسل‌كننده بودند و او تمایلی برای پاسخ دادن به این سوالات را در خود احساس نمی‌‌كرد.

***== ادامه مطلب ==***

دوشنبه 8 بهمن 1386

جك نیكلسون سرشناس‌ترین ستاره زنده دنیا

شاید «جك نیكلسون» پس از چهار دهه فعالیت در عرصه سینما كه سه دهه از آن توام با شهرت بوده است معروف‌ترین ستاره زنده هالیوود باشد به‌طوری كه حتی با بردن نام كوچك او همه متوجه می‌شوند سخن از نیكلسون است. در مراسم اسكار 1983 وقتی مجری گفت «جك» میلیاردها نفر كه به‌طور مستقیم و غیرمستقیم مراسم را دنبال می‌كردند فهمیدند منظور، جك نیكلسون است و وقتی در سال 2002 كتاب «آشپزی برای جك» منتشر شد، همه می‌دانستند این كتاب برای هیچكس نیست جز جك نیكلسون.

«جان ژوزف نیكلسون» متولد 22 آوریل 1937 در عالم هنر با نام «جك نیكلسون» معروف است. او سه‌بار برنده جایزه اسكار و هفت‌بار برنده جایزه گلدن گلاب شده است و در ایفای نقش‌ شخصیت‌های روانی و عصبی بسیار متبحر است.

نیكلسون تاكنون 12 بار نامزد دریافت جایزه اسكار شده است. او و «اولتر برنان» در میان بازیگران مرد بیشترین تعداد كاندیدا شدن را به خود اختصاص داده‌اند. این عنوان در میان بازیگران زن به كاترین هپبورن (چهار جایزه) تعلق دارد. جك نیكلسون یكی از دو بازیگری است كه از دهه شصت تاكنون حداقل در هر دهه یك‌بار جایزه مهمی را تصاحب نموده است.هنرپیشه‌ دیگری كه این افتخار را دارد «مایكل كین» است. شهرت نیكلسون بیش از هر چیز دیگری به خاطر حضور ارزنده‌اش در فیلم‌های «دیوانه‌‌ای از قفس پرید»، «درخشان»، «بت من» و «مردگان» است.

زندگینامه
جك نیكلسون در بیمارستان «جرسی شور» در «نپتون» واقع در نیوجرسی به دنیا آمد. مادرش بازیگری به نام «جون فرانسیس نیكلسون» با نام مستعار «جون» بود كه چند ماه قبل از تولد جك با «دونالد فرسیلو» بازیگر دیگری با نام مستعار «دونالد رز» در شهر «الكتون» واقع در مری‌لند ازدواج كرد. در آن زمان الكتون به خاطر ازدواج‌های كم دوامش معروف شده بود و ازدواج جون و فرسیلو به این دلیل خیلی زود به پایان رسید كه فرسیلو قبلا ازدواج كرده بود و از نظر قانونی نمی‌توانست باز هم ازدواج كند. هر چند پدر جك گفت از بچه‌اش مراقبت خواهد كرد ولی مادر «جون» تصمیم گرفت خود نوه‌اش را تربیت كند و او را طوری بزرگ كرد كه به كار و حرفه«جون» لطمه‌ای وارد نشود.جك نیكلسون در میان دوستان و همكلاسی‌‌هایش به «نیك» معروف بود. به دبستان محلی و پس از آن به دبیرستان «مانا سكوان» رفت و در آن دبیرستان بود كه به لقب «دلقك كلاس» معروف شد. او از همان زمان به تئاتر و نمایش روی آورد و از افتخاراتش در آن سنین دریافت جایزه تئاتر و درام از مدرسه است. نیكلسون از آن مدرسه خاطرات خوشی دارد در سال 2004 پس از گذشت پنجاه سال به دبیرستان خود رفت و در برابر شگفتی و ناباوری همكلاسی‌های قدیمی‌اش در جلسه تجدید دیدار دانش‌آموزان قدیمی شركت كرد. نیكلسون همیشه فكر می‌كرد پدربزرگش«جان جی نیكلسون» (متخصص دكوراسیون ویترین فروشگاه‌ها) و مادربزرگش «اتل می‌رودز» (آرایشگر) پدر و مادر واقعی او هستند. او در سال 1974 و پس از خواندن مقاله « مجله تایم» كه در آن نویسنده‌ای درباره زندگی واقعی جك نیكلسون مطلب نوشته بود، برای نخستین بار دریافت «جان» و «اتل» پدربزرگ و مادربزرگش هستند و خواهرش «جون» درحقیقت مادر اوست و خواهر دیگرش «لورین» در واقع خاله او می‌باشد. در آن زمان پدربزرگ، مادربزرگ و مادرش هر سه از دنیا رفته بودند. نیكلسون یك بار گفت نمی‌داند پدرش كیست زیرا فقط اتل و جون از این موضوع خبر داشتند و آنها هم هرگز نامی از او نبردند. مدتی بعد «دونالد فرسیلو» ادعا كرد پدر نیكلسون است و به خاطر ازدواج با «جون» خلاف قانون تك همسری عمل كرده ولی «پاتریك مك گیلیگان» نویسنده كتاب «زندگی جك» كه در سال 1995 به چاپ رسید می‌گوید احتمالا پدر جك، «ادی كینگ» رییس «جون» است. جك نیكلسون هرگز حاضر نشد آزمایش AND بدهد و ترجیح داد این موضوع را كش ندهد.

***== ادامه مطلب ==***

 

آرشیو موضوعی


آخرین پست ها


نویسندگان



آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اَبر برچسبها