سریال سالهای برف و بنفشه را به طور حتم در یك ماه اخیر از شبكه سوم سیما دیدهاید، سریالی كه ایران قدیم را به تصویر میكشد و در آن بازیگرانی همچون سام درخشانی، لاله اسكندری، شبنم قلیخانی، جهانگیر الماسی، اسماعیل شنگله و... را دیدهاید. لاله اسكندری پس از مدتها كه در مجموعههای تلویزیونی كمتر ظاهر میشد، حالا در این مجموعه یكی از نقشهای مهم را ایفاگر است، بیش از این از لاله اسكندری مجموعه خاك سرخ ابراهیم حاتمیكیا را دیده بودیم كه پله ترقی برای وی محسوب میشد و پس از آن مشق عشق و بازی در كنار كوروش تهامی.لاله اسكندری در سیام آذرماه سال 1354 در تربتحیدریه به دنیا آمد، او دو خواهر و دو برادر دارد و خودش فرزند چهارم خانواده میباشد. مدرك تحصیلی او لیسانس رشته گرافیك از دانشگاه آزاد است. سه سال و نیم بیشتر نداشت كه به همراه خانوادهاش به تهران آمد اما هنوز بیشتر اقوامش در مشهد زندگی میكنند.خواهر دیگرش ستاره هم جزو بازیگران مطرح عرصه تلویزیون و سینماست كه به طور حتم او را میشناسید.
سارا خواهر بزرگترش گریمور میباشد و...
و در تئاتر شهر فعالیت میكند، برادرش سیامك هم آرشیتكت و روزبه دیگر برادرش مهندس عمران است. از آنجا كه رشته تحصیلی وی گرافیك است به كارهای هنری علاقه فراوانی دارد. روی موزاییك كار میكند و آثاری را كه خلق میكند، بیشتر در معماری داخلی به كار میرود. او به هیچ عنوان تصادفی وارد این حرفه نشد، در سال 1359 زمانی كه پنج سال بیشتر نداشت، در فیلم عمویش كه تهیهكننده یك فیلم 8 میلیمتری بود به همراه خواهرش اولین نقش خود را ایفا میكند. یكی دیگر از دلایلی كه باعث شد او را به هنر بیاورد، علاقه فراوان پدرش به ادبیات است، پدر عاشق شعر و شاعری بود و همین امر باعث شد كه لاله اسكندری به همراه خواهرش رو به هنر بیاورد، از او تاكنون فیلمهای زیادی هم در سینما دیدهایم كه یكی از بهترین نقشهایش بازی در (این زن حرف نمیزند)، بود.
تبلیغات 



دیدیه روز یازدهم مارس 1978 در شهر «ابیجال» در ساحل عاج به دنیا آمد. او دوران كودكی را در زادگاهش ساحل عاج و فرانسه گذراند. دوستان و خانواده، او را «تیتو» صدا میزدند. تیتو در پنج سالگی كشورش را ترك كرد و به شهر «برست» در بریتانی رفت. دروگبا بیشتر عمر خود را در نقل و انتقال گذرانده است. بیشترین زمانی كه یك جا زندگی كرده پنج سال بوده و آن پنج سال ابتدای زندگیاش در ساحل عاج میباشد. از آن زمان تاكنون بیش از چهارده شهر عوض كرده است. او تمام این چهارده شهر را به یاد دارد ولی هیچ یك از این نقل و انتقالات برای او به یادماندنیتر از اولین سفرش به فرانسه نیست.
حضور در یوونتوس
دوران كودكی
البته مادر و پدر آرزو داشتند دو فرزندشان وقت بیشتری برای تحصیل علم بگذارند تا اینكه به فوتبال بپردازند اما پیپو دنبالهروی برادرش سیمونه شد. آن دو در حیاط بزرگ منزلشان بخشی را به بازی فوتبال اختصاص داده بودند. زمین را چمن كرده بودند و هر روز وقتی از مدرسه به خانه میآمدند مدتهای طولانی تا شب هنگام به بازی میپرداختند. سیمونه و پیپو هم برادر یكدیگر بودند و هم دو دوست صمیمی. مادر علاقه بیشتری به سیمونه داشت زیرا او پسری با انضباط و ساكت و آرام بود اما پیپو بسیار بازیگوش و سربه هوا بود. البته در سن یازده سالگی گویی به خود آمد و پسری حرف شنو، موقر و درسخوان شد و در مطالعه دروسش غفلت نمیكرد و همیشه با یك برنامهریزی صحیح هم به تحصیل میپرداخت و هم وقت اضافی میآورد و فوتبال بازی میكرد. او تصمیم گرفت در رشته حسابداری به تحصیل بپردازد. عصرها نیز به باشگاه لیفه در پیاچنزا میرفت و با جدیت تمام به تعلیم و تمرین فوتبال میپرداخت.

