تبلیغات
ننجون دات کام : مذهبی , علمی و آموزشی , بیوگرافی و مصاحبه , موبایل , عکس های هنرمندان ایرانی - پست های بیوگرافی شخصیت های معروف
      

       

دوشنبه 8 بهمن 1386

یكی از پدیده‌های امسال لیگ برتر، بازیكن سیه‌چرده 24 ساله از اهالی نیجریه است كه در حال حاضر در صدر گلزنان لیگ برتر است. نام او كه بازیكن تیم ابومسلم مشهد است، <دنی اولروم> می‌باشد. دنی در سال )1362( 1982 در لاگوس، مركز نیجریه به دنیا آمد، آن هم در یك خانواده پرجمعیت كه شامل چهار خواهر به نام‌های استهر، لیندا، نفه و فلوكس و دو برادر به نام‌های جف و آیك. او می‌گوید:

د: برعكس خیلی از آفریقایی‌ها ما فقیر نبودیم، پدرم استاد دانشگاه بود، اما ده سال پیش فوت كرد. او در ایران ازدواج كرده و یك زن ایرانی دارد و می‌گوید: <من همسرم را خیلی دوست دارم، در سفارت نیجریه با او آشنا شدم و حالا در كنار یكدیگر، یك زندگی شیرین داریم. زنان ایرانی بسیار پاك و مهربان هستند.> او می‌گوید: <از میان شهرهای ایران، تهران را خیلی دوست دارم، چون شهری بسیار بزرگ و زیبا است و سرگرمی‌های زیادی دارد.> و در ادامه می‌گوید: <به حرم امام رضا(ع) زیاد می‌روم، چون در آن‌جا احساس آرامش می‌كنم.> دنی اولروم غذاهای ایرانی را خیلی دوست دارد، به خصوص باقالی‌پلو با ماهیچه را... می‌گوید: <ایرانی‌ها خیلی برنج می‌خورند، اما در آفریقا تنها هفته‌ای یك‌بار برنج می‌خورند، در كل غذاهای ایرانی خوشمزه‌تر است.>
وی می‌گوید: <مردم ایران بسیار خوب و مهمان‌نواز هستند، به همین خاطر تمام روزهای بودنم در ایران، برایم خاطره‌انگیز است.>

دوشنبه 8 بهمن 1386

حمید لولایی> را از سال 1373 با مجموعه ساعت خوش می‌شناسیم، او خیلی زود توانست پله‌های ترقی را طی كند و خود را در عرصه بازیگری در وادی طنز بشناساند. لولایی با فرا رسیدن سال 1386، 52 ساله شد و هنوز هم جا برای پیشرفت دارد. وی در سال 1334 از پدر و مادری گیلانی در محله عشرت‌آباد تهران در یك خانواده پر جمعیت به دنیا آمد. او در همان محله رشد كرد و ثمره ازدواجش دو دختر است، حمید لولایی هم اكنون به همراه خانواده‌اش در حوالی محله سیدخندان زندگی می‌كند.
وی از كودكی عاشق بازیگری بود و با استفاده از جعبه‌های پودر لباسشویی و چسباندن عكس و گویندگی، بچه‌های محل را دور خود جمع می‌كرد. می‌گوید: <با پول‌های عیدی خود به سینما می‌رفتم. بهترین تفریح زمان كودكی‌ام سینما رفتن بود.> عشق به بازیگری در 15 سالگی او را به كلاس‌های كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان كشاند. تا جایی كه دوره كلاس‌های هنرهای زیبا را به صورت شبانه گذراند. وی كار تئاتر را به طور جدی در سال 1358 با بازی در نمایشی به كارگردانی مرحوم رضا ژیان و سیاوش طهمورث آغاز كرد.
<پیكرتراش> فیلم سینمایی بود كه از آن به عنوان كار دوم خود یاد می‌كند اما این فیلم به اكران عمومی در نیامد و هیچ وقت دیده نشد. در آغاز جنگ در فیلم سربداران هم نقش كوتاهی را ایفا كرد كه این آخرین فیلم او قبل از آغاز جنگ
تحمیلی بود.

با شروع جنگ تحمیلی به مدت شش سال از عرصه هنر دور ماند. در زمان خدمت سربازی همچنان به كار تئاتر مشغول بود <سبزه دوست بچه‌ها> تئاتری بود كه او در این دوران به همراه مرحوم رضا ژیان برای بچه‌ها اجرا می‌كرد. در سال 69 در كلاس مدیریت سینما شركت كرد و پذیرفته شد و مدیریت سینما را برعهده گرفت.
مدیریت سینما آزادی او را دوباره به دوستان قدیمی‌اش رساند كه این دیدار مجدد موجب روی آوردن دوباره لولایی به بازیگری شد. او به دنبال آرزوهای دوران كودكی‌اش بود. <فراموشخانه> مجموعه‌ای بود كه با آن كار و بارش رونق یافت، به همین خاطر از مدیریت سینما استعفا داد و به بازیگری روی آورد. عشق و علاقه او به بازیگری حتی در زمان مدیریت سینما لحظه‌ای او را رها نمی‌كرد به طوری كه هرگاه فرصتی به دست می‌آورد زود جیم می‌زد و خود را به سر صحنه می‌رساند.
می‌‌گوید: با <ساعت خوش> قدم به عرصه طنز گذاشتم. داریوش كاردان اولین كسی بود كه قابلیت‌های مرا در این وادی كشف كرد. در ساعت خوش بیشتر از همه عوامل با مهران مدیری و رضا عطاران رابطه صمیمانه برقرار كرد. ا ز طرفی مدیریت سینما مانع ازحضور مدام او در سریال ساعت خوش می‌شد. به همین دلیل بازیگری را به مدیریت سینما ترجیح داد. اما لولایی چند سال پیش با نقش خشایار مستوفی حسابی گل و خود را به جامعه طنز معرفی كرد. د ر بازیگری تنها مشوق خود را مادرش معرفی می‌كند و همیشه به خاطر صداقت و روراستی‌اش زبانزد خاص و عام است. نقاشی تنها هنری است كه به بازیگری نزدیك می‌داند، او عاشق كارهای آنتوان چخوف است.
صبر و تحمل زیادی دارد و بسیار كم‌حرف است اما خودش را هیچ وقت دست كم نمی‌گیرد. این از خصوصیات بارز مردی برای تمام فصول است.خودش معتقد است حمید لولایی آدم بی‌آزاری است. اخلاق او در منزل بسیار عالی است.بسیار دل رحم و مهربان است و بسیار علاقه دارد به دیگران ابراز محبت كند.
عاشق سواركاری است و فوتبال را خیلی دوست دارد.
به بازی پرویز پرستویی علاقه فراوانی دارد و از عطاران به عنوان یك آدم خوشفكر و بسیار فروتن یاد می‌كند.
از تلخ‌ترین خاطره‌های زندگی‌اش فوت مادر خانمش بود كه روی او تاثیر زیادی داشت. از لولایی در آینده شاهد كارهای دیگری خواهیم بود. او همچنان به دنبال خوشحال كردن هموطنانش است.

دوشنبه 8 بهمن 1386

فرانك جیمز لمپارد جونیور> متولد 25 ژوئن سال 1978 یك فوتبالیست انگلیسی است كه در حال حاضر در تیم چلسی بازی می‌‌كند. او پیش از این در تیم‌های <وستهام یونایتد> و <سوان سی‌سیتی> بازی می‌‌كرد. وی یك هافبك میانی است كه به‌خاطر شوت های سنگین و بلند و گل زدن از میانه زمین شهرت دارد. او در <رامفورد> واقع در <هاورنیگ> انگلیس به دنیا آمد. او فرزند <فرانك لمپارد سینیور> مدافع سابق انگلیس و بازیكن پیشین تیم وستهام یونایتد است. مادرش هم از خانواده فوتبالی و معروف <ردپف>‌هاست. لمپارد كه بازیكن ثابت تیم ملی كشورش نیز است، یكی از پیشرفته‌ترین بازیكن‌های فوتبال انگلیس در طول سه سال گذشته است و تاكنون دو بار توانسته با تیم چلسی مقام اول باشگاه‌های كشور را تصاحب كند. در نوامبر سال 2005 به عنوان دومین فوتبالیست برتر اروپا شناخته شد و جایزه فوتبالیست سال قاره خود را به هافبك برزیلی یعنی <رونالدینیو> سپرد. یك ماه بعد رونالدینیو عنوان بازیكن سال دنیا را از آن خود كرد و بار دیگر <فرانك لمپارد> به مقام دوم بسنده كرد.....

 آغاز كار حرفه‌ای
وی در ماه جولای سال 1994 به عنوان كارآموز به باشگاه وستهام یونایتد پیوست. همان باشگاهی كه پدرش دستیار
سرپرست آن بود و در سال 1995به طور رسمی با این باشگاه قرارداد بست. در اكتبر سال 1995 به تیم سوان‌سی‌سیتی قرض داده شد و در همان باشگاه در نخستین بازی لیگ خود شركت كرد و یك گل به ثمر رساند و در ژانویه سال 1996 دوباره به وستهام بازگشت. لمپارد بازیكن ثابت تیم جوانان وستهام بود و در كاپ قهرمانی جوانان سال 1996 كاپیتان تیم شد. سال‌های 98 و 99 سال‌های پرباری برای او بود. او در آن سال به تیم اول وستهام پیوست و حتی یك بازی هم ذخیره نبود. او در كنار بازیكنان مطرحی همچون <جو كول>، <مایكل كاریك> و <ریو فردیناند> ستون اصلی تیم را تشكیل دادند، ولی وقتی ریوفردیناند كه دوست صمیمی لمپارد بود، از آن تیم جدا شد و به <لیدز یونایتد> پیوست و پدر و دایی‌اش <هری ردپف> نیز از آن باشگاه رفتند، فرانك نیز تصمیم گرفت آن‌جا را ترك كند.
با این‌كه می‌‌گفتند او علاقه خاصی به لیدز یونایتد و آستون ویلا دارد، ولی ترجیح داد به باشگاه چلسی بپیوندد و در لندن ماندگار شود.

راهی لندن شد
لمپارد، 15 می‌ سال 2001 با یازده میلیون پوند با چلسی قرارداد بست. پیشرفت او در <استنفورد بریج> ضعیف، ولی ارزشمند بوده است. هرچند كه در فصل اول بازی‌ها در چلسی، او مهره همیشگی تیم بود، ولی در فصل دوم و با وجود بالا رفتن قیمتش تحت‌الشعاع درخشش <جیانفرانكو زولا> قرار گرفته و افت كرد، ولی در فصل سوم و با شروع كار <رومن آبراموویچ> كاملا شكوفا شد و خود را به عنوان یكی از برترین هافبك‌های اروپا به همه شناساند. سال‌های 2004 و 2005 یكی از موفق‌ترین فصل‌های تاریخ چلسی به‌شمار می‌‌رود و لمپارد در مركز این موفقیت می‌‌درخشید. او با حضور در تمامی 38 بازی تیم توانست 13 گل به ثمر برساند كه برای یك هافبك بسیار قابل توجه است. بازی او در لیگ قهرمانی، آن‌قدر زیبا بود كه <كارلوس آلبرتو> كاپیتان سابق برزیل و <یوهان كرایف> فوتبالیست هلندی هر دو او را یكی از بهترین هافبك‌های اروپا می‌‌دانستند و سرانجام در انتهای آن فصل لمپارد جایزه فوتبالیست سال FWA را از آن خود كرد. او در سال بعد بهتر ظاهر شد، به‌طوری كه <خوزه مورینیو> او را بهترین بازیكن دنیا لقب داد.

***== ادامه مطلب ==***

دوشنبه 8 بهمن 1386

پــدر مـاكــارونـی جـهــــان

با دیدن یك بشقاب پر از ماكارونی تصوری از یك غذای ایتالیایی در اذهان همه به وجود می‌آید و اكثر مردم فكر می‌كنند خالق ماكارونی فردی ایتالیایی بوده است اما چنین نیست ابداع‌كننده ماكارونی یك تایوانی بود.<مومو فوكاآندو> ابداع‌كننده این غذای بین‌المللی است. او یك تایوانی است كه سال‌ها در ژاپن زندگی می‌كرد و تقریبا نیم قرن پیش این غذای خوشمزه و قابل دسترس و ارزان‌قیمت را ابداع كرد تا همه اقشار مردم در كنار دیگر غذاهایشان از این غذای نشاسته‌ای نیز استفاده كنند.او تلاش زیادی برای تنوع بخشیدن به ماكارونی یا همان <نودلز> كرد. وی چند روز پیش در سن 96 سالگی چشم از جهان فرو بست. در این مقاله به زندگی این فرد مبتكر اشاره خواهیم داشت.

زندگی موموفوكا آندو
<موموفوكا آندو> در پنج مارس 1910 در یك خانواده متمول ژاپنی تایوانی‌تبار در شهر كاگی تایوان چشم به جهان گشود. در آن زمان تایوان در اشغال ژاپن بود.<موموفوكا> طعم محبت والدین را نچشید، زیرا در كودكی هر دویشان را از دست داد و یتیم شد اما ارث كلانی به او رسیده بود. از آن زمان به بعد سرپرستی <موموفوكا> به عهده مادربزرگ و پدربزرگش بود. آنها در تاینان تایوان زندگی می‌كردند لذا او به آنجا نقل مكان كرد و در دامان مهربان مادربزرگ و پدربزرگش رشد یافت.پدربزرگش یك مغازه پارچه‌فروشی و منسوجات داشت. موموفوكا پس از مدرسه به مغازه می‌رفت و پارچه می‌فروخت. كم‌كم راه و رسم خرید و فروش را یاد گرفت و با ارثی كه برایش مانده بود یك شركت واردات و صادرات پارچه در تایپه با سرمایه‌ای بالغ بر 190 هزار ین بر پا كرد.وی در آن زمان 22 ساله بود.

***== ادامه مطلب ==***

دوشنبه 8 بهمن 1386

بیوگرافی سیولستر استالونه (راكی به رینگ باز می گردد)

دلتان می‌خواهد مردی شصت ساله را ببینید كه در بخش سنگین وزن بوكس حریف خود را كه چهل سال از خودش جوان‌تر است از پای در آورد؟ اگر این یكی از آرزوهای شماست به آن دست خواهید یافت. سینمادوستان و در كنار آنها منتقدان سینمایی، بسیار مشتاقند كه ببینند چطور (راكی بالبوآ)ی شصت ساله می‌تواند از عهده این كار برآید. 16 سال از اكران آخرین فیلم (راكی( )راكی )5 و سی سال از زمانی كه اولین فیلم او توجه همگان را به خود جلب كرد و برنده جایزه اسكار شد، می‌گذرد و حال پس از گذشت این همه سال و با وجود بالا رفتن سن، راكی برنده همیشگی بوكس رده سنگین وزن، بازنشستگی را كنار گذاشته و بر روی رینگ برابر (مسیون دیكسون) بوكسور قدرتمند ایتالیایی قرار
می‌گیرد.

.وقتی سازندگان این فیلم برای ساخت قسمت ششم (راكی) پیشنهاد امضای قرارداد دادند، او بلافاصله پذیرفت و با كمك بعضی از دوستان قدیمی و همچنین پسرش كه دیگر كاملا بزرگ شده است، محدودیت‌های بدنی و ذهنی خود را ارتقا بخشید و فاصله‌های زمانی گذشته تا امروز را از بین برد تا بار دیگر روی رینگ بوكس قرار گیرد.قسمت اعظم نیمه نخست این فیلم پیرامون افسردگی‌های روحی و اندوه‌های اوست. اندوه‌هایی كه ناشی از مرگ همسر و تغییراتی می‌باشد كه در محیط زندگی قدیمی و زادگاه او صورت گرفته است ولی یك روز بهترین دوست او كه (پولی( )برت یانگ) نام دارد به او می‌گوید كه زندگی در دوران گذشته را فراموش كند و به حال بپردازد.در فیلم (راكی بالبوآ) سیلوستر استالونه طبق معمول گذشته در نقش راكی است و (برت یانگ) و (جرالدین هیوز) با وی همبازی می‌باشند. مدت این فیلم 102 دقیقه است و كارگردان و نویسنده آن خود سیولستر استالونه می‌باشد. استالونه هم مانند راكی همیشه خاطرات گذشته را در ذهن مرور می‌كند. او مدت‌ها بر روی این فیلم كار كرد و در طول این مدت به محل فیلمبرداری اولین راكی رفت، در آن جا بارها از رینگی كه بر روی آن با (آدریان) حریف قدرتمند خود مبارزه نموده بود، دیدار كرد؛ حریفی كه چهار سال پیش بر اثر بیماری سرطان از دنیا رفت.آیا این فیلم به خاطر صحنه‌های بوكس محبوبیت دارد؟ مسلما این طور نیست. منتقدانی كه آن را دیده‌اند می‌گویند صحنه‌های نبرد راكی ضعیف‌ترین بخش‌های فیلم هستند. تا قبل از شروع این صحنه‌ها فیلم، فیلمی برنده است و راكی‌ای را به ما معرفی می‌كند كه زمانی او را به خوبی می‌شناختیم. مردی ورزیده و خشن كه با حیوانات كوچك و خانم‌های خجالتی مهربان است. ولی وقتی صحنه‌های نبرد آغاز می‌گردد، فیلم افتی چشمگیر می‌نماید. با وجود این بیننده، استالونه را می‌بخشد كه در بخش‌هایی از فیلم، قسمت‌هایی از فیلم‌های گذشته را مونتاژ كرده است. از جمله وقتی كه به پهلوهای بوفالو مشت می‌زند یا وقتی زرده تخم‌مرغ را سر می‌كشد و یا از پله‌های موزه هنر فیلادلفیا به بالا می‌دود. بیننده او را به خاطر صحنه‌های ساده و یكنواخت بوكس، به خاطر شات‌های سیاه و سفیدی كه به زور رنگی شده‌اند و به خاطر بیلبوردهای تبلیغاتی كه وسط فیلم ظاهر می‌شوند می‌بخشد. همه این ضعف‌ها بخشیده می‌شود زیرا استالونه به یادمان می‌آورد چرا زمانی عاشق راكی بالبوآ بودیم و از دیدار مجدد او لذت می‌بریم.

***== ادامه مطلب ==***

 
 

آرشیو موضوعی


آخرین پست ها


نویسندگان



آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اَبر برچسبها