یکشنبه 17 آبان 1388

شیوه های افزایش عزت نفس  www.taknaz.ir

- با خود مثبت حرف بزنید .

صدایی در ذهن شما وجود دارد كه مدام نجوا می كند. این صدا كه ((سخنگوی شماست )) بخشی از عزت نفس شماست. این صدااغلب منفی است وجملاتی ازاین قبیل می گوید،من خیلی چاق هستم((یا))من نمی توانم این كارراانجام دهم((یا ))من خسته ام.این قیبل جملات بعداز مدتی درشما تأثیرمنفی میگذاردومثلا شما احساس خستگی می كنیدویااحساس می كنید كه عزت نفس شماراپایین می آورد امانكته جالب این است كه شمانمی توانید ندای درونی خود را برای ایجادعزت نفس وساختن الگو های مؤفقیت،برنامه ریزی كنید.شگردكار،استفاده ازعبارتهاوجمله های مثبت است.اینها چند تا از جمله های خوب وهمه منظوره هستند .من خوشحال هستم ، من سالم هستم ، من معركه ام ! این جمله ها را بارها وبارها در ذهن خود با صدای بلند تكرار كنید ،یا حتی آنها را بنویسید .اهمیت آن در این است كه این جمله رابه زمان حال وباایمان بیان كنید.هرگاه ندای درونی خودراشنیدیدكه شروع به ایجاداحساس منفی درشمامی كندآن رامتوقف سازیدوجملة مثبتی رادرباره همان موضوع،جایگزین آن كنید.این شیوه راامتحان كنیدوآنگاه خواهیددید كه صحبت كردن باخود وسیلةسودمندی درایجاد وضعیت مثبت است.

2-شخصیت جدید خود را تجسم كنید.

این امر اساسا همانند اصل استفاده از جملات مثبت است ،با این تفاوت كه به جای استفاده از كلمات ،در اینجا از تصاویر استفاده می شود. آیا می خواهید لاغرتر وسالمتر باشید ؟ خودتان را به این صورت تجسم كنید .آیا می خواهید ارتقاء شغلی پیداكنید؟خودتان رادرنقش سمت جدیدتجسم كنید زمانی را به تجسم خود اختصاص دهید تا وارد جزئیات امرشوید وازشخصیت جدیدخودلذت ببریدچنانچه این تصویررادایما"ایجادوتقویت كنید،پذیرش رفتارهایی كه آن راتحكیم می كندآسانتر خواهد بود.

3-افرادی را بیابید كه بتوانید از آنان چیزی بیاموزید .

واضح است كه افرادبسیاری وجوددارند كه بامشكلات ومسایلی مانندمشكلات شما مواجه شده اندشمامی توانید با الگو قرار دادن آنان ،چیزهای زیادی بیاموزید .

 

ادامه مطلب

یکشنبه 17 آبان 1388

رهایی از احساس تنهای  www.taknaz.ir

تنهایی نوعی احساس تهی بودن و خلا درونی است. شما احساس انزوا کرده و از دنیا جدا می‌شوید، از کسانی که دلتان می‌خواست با آنها رابطه داشته باشید، می‌برید. انواع و درجات مختلفی از احساس تنهایی وجود دارد.


تنهایی نوعی احساس تهی بودن و خلا درونی است. شما احساس انزوا کرده و از دنیا جدا می‌شوید، از کسانی که دلتان می‌خواست با آنها رابطه داشته باشید، می‌برید. انواع و درجات مختلفی از احساس تنهایی وجود دارد. شاید تنهایی را به صورت یک احساس مبهم از درست نبودن امور تجربه کنید. این حالت نوع خفیفی از احساس تهی بودن است. شاید هم تنهایی را به صورت محرومیت و درد بسیار شدید تجربه نمائید.
یک نوع از تنهایی به گم کردن یک شخص خاص ، به دلیل مرگ او را یا دوری‌اش مربوط می‌شود. نوع دیگر تنهایی ناشی از فقدان تماس با مردم است، به دلیل اینکه ممکن است واقعا به صورت فیزیکی به خاطر کار در شیفت شب یا اقامت در ساختمانی که مردم به ندرت به آنجا رفت و آمد می‌کنند، از دیگران جدا شده باشید. شما حتی ممکن است از نظر عاطفی احساس تنهایی کنید، در حالی که در میان مردم هستید، ولی در برقراری رابطه با آنها دچار مشکل می‌باشید.
احساس تنهایی با تنها بودن صرف متفاوت است.
اینجا ضروری است که تاکید شود احساس تنهایی مساوی با تنها بودن نیست. هر شخصی همیشه زمانی را برای تنها بودن در نظر می‌گیرد. تنهایی ، احساس تنها بودن و غمگین شدن به خاطر آن است و البته همه ما گاهی احساس تنهایی می‌کنیم. فقط زمانی که در دام تنهایی گیر می‌افتیم، آن تبدیل به یک مشکل واقعی می‌شود.
چطور ممکن است در احساس تنهایی‌مان نقش داشته باشیم.
تنهایی یک احساس انفعالی است. ابقا و تداوم آن ناشی از اجازه منفعلانه ما از یک سو و انجام ندادن هیچ تغییری برای تغییر آن از سوی دیگر است. ما امیدواریم که خودش از بین خواهد رفت و بنابراین هیچ کاری برای رفع آن انجام نمی‌دهم و اجازه می‌دهیم که تنهایی ما را دربرگیرد. شگفت آور اینکه در بعضی موارد حتی ما به این احساس خوش‌آمد می‌گوییم. پذیرفتن تنهایی و غرق شدن در احساسات مرتبط با آن معمولا به احساس افسردگی و درماندگی منتهی می‌شود، آن نیز به نوبه خود ، احساس انفعال بیشتر و افسردگی افزونتر منجر می‌گردد.

ادامه مطلب

یکشنبه 17 آبان 1388

هنر ندیدن و نشنیدن!  www.taknaz.ir

هنر ندیدن و نشنیدن!
شیوانا با شاگردانش در بازار راه می‌رفت. آن‌جا عده‏ای جوان را دیدند که همراه پسر کدخدا سربه‌سر مرد میوه‌فروشی می‌گذارند و در جلوی مردم به او دشنام می‌دهند. اما مرد میوه‌فروش چنان رفتار کرد که انگار اصلا اتفاقی نیفتاده است و چیزی نمی‌بیند و نمی‌شنود. اما ناگهان مرد میوه‌فروش سرش را بلند کرد و بدون اینکه هیچ احساس و پیامی در چهره‌اش ظاهر شود خشک و سرد به پسر کدخدا و جوان‌ها خیره شد و بعد دوباره سرش را پایین انداخت و سرگرم کار خویش شد. با این کار پسر کدخدا وحشت‌زده بقیه رفقایش را جمع کرد و سراسیمه از مقابل مغازه میوه‌فروش گریخت. شاگردان شیوانا از خونسردی و آرامش میوه‌فروش حیرت کردند و از شیوانا دلیل صبر و شکیبایی فوق‌العاده او و همین‌طور فرار ناگهانی پسر کدخدا و دوستانش را پرسیدند. شیوانا با لبخند گفت: "بیایید از خودش بپرسیم!" سپس همراه شاگردان نزد او رفتند و شیوانا گفت: "همراهان من می‌خواهند بدانند دلیل این همه آرامش و سکوت و بی‌تفاوتی تو در چیست!؟"
مرد میوه‌فروش که شیوانا را خوب می‌شناخت پاسخ داد: "می‌بینید که پسر کدخدا با اینهاست و من روی حرف و فکر و عمل آنها هیچ نقشی ندارم و علاقه‌ای هم ندارم که نقشی داشته باشم. پس در این مورد کاری از دست من برنمی‌آید. اما در عوض اختیار فکر و گوش و چشم خودم را که دارم! پس به جای اعتنا به این موجودات گستاخ، چشمم را برای دیدن قیافه آنها کور و گوشم را از شنیدن صدای آنها کر می‌کنم. وقتی چیزی مقابل خود نمی‌بینم و صدای مزاحمی نمی‌شنوم دیگر چرا خودم را به زحمت اندازم و حرمت و ارزش اجتماعی خودم را پایین بیاورم."
شاگردان شیوانا پرسیدند: "پس چرا وقتی به آنها نگاه کردی آنها ساکت شدند و گریختند؟"
مرد میوه‌فروش گفت: "مردم همه شاهد بودند که من به سمتی که آنها بودند خیره شدم و چیز باارزشی ندیدم که روی من اثر گذارد. واقعا هم ندیدم! چون دیدن آنها را برای چشمانم ممنوع کرده بودم. اینکه چرا گریختند را از شیوانا بپرسید!"
و شیوانا با تبسم گفت: "هر انسانی از دیدن چشم‌هایی که او را نمی‌بینند احساس حقارت و ترس می‌کند و دچار سردرگمی می‌شود. آنها در نگاه مرد میوه‌فروش خود را حتی به اندازه یک ذره خاک هم ندیدند و با تمام وجود احساس کردند که در دنیای میوه‌فروش، بود و نبودشان یکسان است و آنها در عالم او جایی ندارند. برای همین پا پس کشیدند و گریختند. چرا که متوجه شدند اگر میوه‌فروش همین شکل نگاه کردنش را ادامه دهد، به بقیه مردم که تماشاچی این صحنه بودند یاد می‌دهد که چطور آنها را مانند او خوار و حقیر و نادیدنی ببینند و این برای پسر کدخدا و جمع همراهش بدترین اتفاقی است که می‌تواند بیفتد. فراموش نکنید که این آدم‌ها چند دقیقه پیش با دشنام و گستاخی می‌خواستند آبروی میوه‌فروش را نزد مردم دهکده ببرند و میوه‌فروش با ندیدن آنها و نشنیدن صدایشان، همان بلا یعنی بی‌اعتبار و بی‌ارزش شدن را بر سر خودشان آورد. آنها از بی‌اعتباری فردای خودشان گریختند

یکشنبه 17 آبان 1388

بترسیم از این‌که تهمت بزنیم و دروغ بگوییم!  www.taknaz.ir

سرمقاله
بترسیم از این‌که تهمت بزنیم و دروغ بگوییم!
احمد حلت
همراهان دل؛
استادان موفقیت همیشه نصیحت می‌کنند که در مورد دروغ و دروغگو و تهمت و تهمت‌زن هر چه می‌توانیم کمتر صحبت کنیم. آنها می‌گویند حرف زدن در مورد این چیزها باعث می‌شود که آنها بیشتر جان بگیرند و بیشتر ریشه بزنند و بیشتر به خودنمایی بپردازند. من هم قصد ندارم در مورد دروغ و تهمت و کسی که از این ابزارها استفاده می‌کند، صحبت کنم. بلکه می‌خواهم امروز به شما عزیزان نصیحتی کنم که اگر همین الان آن را آویزه گوش نسازید چه بسا فردا بسیار دیر باشد.
همراهان خوبم! اگر همین الان به شما بگویند که در جایی که نشسته‌اید یک مار دیده شده چه می‌کنید؟ طبیعی است که می‌ترسید و سعی می‌کنید به جای امنی بروید. اگر به شما بگویند چند ساعت دیگر قرار است زلزله بیاید چه می‌کنید؟ کاملا مشخص است که همه به فضای آزاد فرار می‌کنیم و سعی می‌کنیم تا توان داریم خود و عزیزانمان را از کانون زلزله دور سازیم. ما می‌دانیم مار هر که را نیش بزند با عذاب و درد می‌میرد و زلزله وقتی می‌آید سازه‌های سست و ضعیف را نشانه می‌گیرد. ما چون خطر مار و زلزله را می‌دانیم از آن می‌ترسیم و می‌گریزیم.
حال سوال این است که وقتی دین برتر اسلام صریحا انسان‌ها را از دروغ و تهمت برحذر داشته باز خیلی‌ها راحت و بی‌خیال و آسوده و مهم‌تر از همه بی‌آن‌که بترسند مثل آب خوردن دروغ می‌گویند و به انسان‌های شریف تهمت و افترا می‌بندند. به راستی چرا هیچ ترس و وحشتی از این اعمال ناپسند و زشت در دل دروغگویان و تهمت‌زنان نیست که به وقت دروغ گفتن و تهمت زدن این‌قدر راحت و آسوده عمل می‌کنند و وقتی بر آنها ثابت می‌کنی که حرفشان درست نیست، فقط می‌گویند اشتباه کردیم و خیال کردیم و گمان بردیم و فکر کردیم و... حال مگر چه شده است؟
به راستی اگر مانند قضیه گزیده شدن توسط مار و یا زیر آوار ماندن به وقت زلزله، هر که دروغ می‌گفت و تهمتی می‌زد فورا و در همان لحظه به صورت مشخص مجازات می‌شد شاید دیگر کسی به سمت دروغ و تهمت نمی‌رفت و همان‌طور که از مار و زلزله می‌گریخت از دروغ و افترا نیز فرار می‌کرد. اما این اتفاق به ظاهر نمی‌افتد و همین نادیدنی بودن مجازات ومکافات دروغ باعث می‌شود که دروغگویان بی‌شرمانه به ناراستی خویش ادامه دهند و تهمت‌زنندگان بی‌واهمه زبان به بدنام‌سازی خوشنام‌های عالم باز كنند.
بیایید از دروغ و تهمت بترسیم و به خاطر همین ترس و وحشت هرگز و هیچ‌وقت به سمت آن نرویم. داستان پینوکیو وقتی دروغ می‌گفت و دماغش بزرگ می‌شد داستان دروغی نیست. شاید بینی انسان به وقت دروغ بزرگ نشود، اما دلش سیاه می‌شود و چهره‌اش کریه و حرکاتش زشت و حرف‌هایش ناخوشایند. اینها واقعیتی است که باید از آن ترسید.
شاید اگر همین الان زبان به تهمت و افترای فرد پاکدامنی بگشاییم به ظاهر اتفاقی برایمان نیفتد اما شک نداشته باشید که بلافاصله در همان لحظه چشم دلمان سیاه می‌شود و شوربختی و نکبت زندگیمان را فرامی‌گیرد.
تردید نداشته باشید که هیچ انسانی از طریق دروغ و فریب و تهمت و دورویی به مراتب عالی معرفت و موفقیت نرسیده است و همه انسان‌های متعالی و فرزانه روزگار، از همان ایام قدیم گرفته تا آینده دور، انسان‌های شریفی بوده‌اند که همواره در زندگی خود از دروغ و تهمت ترسیده‌اند و از آن گریخته‌اند.
عزیزان من به خاطر داشته باشید که برای جبران یک تهمت و دروغ بعضی مواقع مجبور خواهیم بود که از همان لحظه دروغ گفتن تا ابد به هر کسی که آن را مستقیم یا با واسطه شنیده است مراجعه کنیم و به او حقیقت را بگوییم و این کار خیلی مواقع غیرممکن است. به همین دلیل باید تا ابد سنگینی کار خطایی را که انجام داده‌ایم بر دوش بکشیم و به راستی کدام آدم خردمندی است که از این بار سنگین ابدی وحشت نکند و از آن نگریزد؟
من طبق توصیه بزرگان معرفت و موفقیت هیچ‌گاه از دروغگو و تهمت‌زن صحبت نخواهم کرد. چرا که نمی‌خواهم با این کار به دروغ و تهمت انرژی زنده ماندن بدهم و به گسترش و شیوع آن کمک کنم. بلکه فقط می‌خواهم به شما عزیزان بخش دوم توصیه بزرگان دین و معرفت را یادآورشوم که:
"همراهان خوبم همان‌طور که از مار گزنده و سیل و زلزله فرار می‌کنید، از دروغ بستن به دیگران و تهمت زدن دوری كنید كه جبران گناه بسیار سخت و گاهی وقت‌ها غیرممكن است. در حدیثی از معصوم(ع) نقل به مضمون آمده است: "حرمت آبروی مومن، از حرمت خانه كعبه بالاتر است."
راستی و پاکدامنی سزاوار شما باد
احمد حلت

 

شنبه 2 آبان 1388

صد سال را با تندرستی عمر كنید  www.taknaz.ir

بیشتر ما بر این‌ باوریم‌ كه‌ وقتی‌ پا به‌ سن‌ می گذاریم، انواع‌ بیماری‌ها به‌ سراغمان‌ می ‌آیند و دیگر به ‌تنهایی‌ قادر به‌ انجام‌ كارهایمان‌ نیستیم. اما تحقیقات‌ نشان‌ می ‌دهد كه‌ ما می‌توانیم‌ حتی‌ با وجود افزایش‌ سن، هوشیاری‌ ذهنی‌ و سلامت‌ جسمی‌ خود را حفظ‌ كنیم. چنانچه‌ زنی‌ در كهنسالی‌ دچار فراموشی‌ یا پوكی‌ استخوان‌ شود، اینها علائم‌ بروز "بیماری" است، نه‌ نشانه‌ افزایش‌ سن.

یكی‌ از رازهای‌ مقابله‌ با دشواری‌ها و بحران‌ها كنار گذاشتن‌ نگرانی‌ و ناامیدی‌ است. هرگز به خودتان‌ احساس‌ ترحم‌ نكنید و در مقابل‌ مشكلات‌ تسلیم‌ نشوید. مطالعات‌ دانشمندان‌ نشان‌ می ‌دهد كه‌ حدود 70 درصد از عوارض‌ به‌ ظاهر مرتبط‌ با افزایش‌ سن، قابل‌ پیشگیری‌ هستند و ما توان‌ و اختیار كاهش‌ آنها را داریم. آنان معتقدند كه‌ فقط‌ حدود 30 درصد از مسائل‌ مرتبط‌ با كهولت‌ به‌ طور ژنتیكی‌ در وجود فرد ریشه‌ دارند و چندان‌ قابل‌ پیشگیری‌ و تغییر نیستند. چه‌ عوامل‌ شخصیتی‌ و چه‌ عادات‌ و خلق‌ و خوهایی‌ موجب‌ سلامتیِ توأم‌ با افزایش‌ سن‌ خواهد بود؟ پرهیز از كشیدن‌ سیگار، بهره‌مندی‌ از تغذیه‌ مقوی‌ و مناسب‌ و ورزش، مرتب‌ همگی‌ در این‌ امر نقش‌ دارند. اما توجه‌ به‌ هفت‌ عامل‌ را هرگز فراموش‌ نكنید:

1. ذهن‌ خود را فعال‌ نگاه‌ دارید
تحقیق‌ روی‌ افراد سالخورده‌ و تندرست‌ نشان‌ می ‌دهد كه‌ آنها از لحاظ‌ ذهنی‌ بسیار فعال‌ هستند. مغز انسان‌ همانند هر ماهیچه‌ و عضو دیگری‌ چنانچه‌ مورد استفاده‌ قرار نگیرد، به‌ مرور زمان‌ ضعیف‌ می‌ شود و تحلیل‌ می ‌رود، اما با پرورش‌ و فعال سازی‌ پیوسته‌ مغز، می ‌توان‌ همواره‌ بر رشد آن‌ افزود. فراموش‌ نكنید مغز انسان‌ توانایی‌ یادگیری‌ مطالب‌ جدید را در هر سنی‌ دارد!
اما چطور می ‌توان‌ ذهن‌ را فعال‌ و هوشیار نگاه‌ داشت؟ با مرور گذشته‌ خود می ‌توانید به‌ كارهای‌ مورد علاقه‌ تان‌ كه‌ تا به‌ حال‌ فرصت‌ انجام‌ آنها را نداشته ‌اید، برسید. مثلاً چنانچه‌ به‌ یادگیری‌ زبان‌ علاقه‌ مندید، در كلاس‌ زبان‌ ثبت ‌نام‌ كنید، عضو انجمنی‌ خیریه‌ شوید یا به هر فعالیتی که دوست دارید بپردازید. نكته‌ مهم‌ دیگر حفظ‌ "خوشبینی" است. اگر روحیه ‌ای‌ خوشبین‌ داشته‌ باشید، می ‌توانید در شرایط‌ سخت‌ و بحرانی‌ بهتر عمل‌ كنید.

2. كار را فراموش‌ نكنید
در میان‌ افراد مسن تندرست‌ به ندرت‌ می ‌توان‌ فرد تنبلی‌ را یافت. در واقع‌ کسانی‌ كه‌ با وجود كهنسالی‌ تندرست‌ هستند، اغلب‌ در جوانی‌ همواره‌ كار و تلاش‌ كرده‌اند و از حرفه‌ خود لذت‌ برده‌اند. علاقه‌ به‌ شغل،‌ موجب‌ كاهش‌ استرس‌ و عوارض‌ مخرب‌ آن‌ می‌ شود و از بروز انواع‌ سرطان‌ جلوگیری‌ می ‌كند. به‌ این‌ ترتیب‌ یكی‌ از رازهای‌ طول‌ عمر زنان،‌ تلاش‌ و فعالیت‌ فراوان‌ آنهاست.


3. منضبط‌ باشید
اكثر افراد كهنسال‌ و تندرست‌ با برنامه‌ ریزی‌ و انضباطی‌ خاص‌ روزهای‌ عمر خود را سپری‌ كرده‌اند. آنها اغلب‌ در ساعتی‌ مشخص‌ از خواب‌ بیدار می ‌شوند و در زمانی‌ معین‌ به‌ رختخواب‌ می‌روند. به ‌علاوه‌ در طول‌ روز برنامه‌ تغذیه‌ ای‌ مشخصی‌ دارند و همواره‌ از كار و فعالیت‌ خود لذت‌ برده‌اند. تحقیقات‌ نشان‌ می‌ دهد كه‌ این‌ افراد به‌ ندرت‌ به‌ سیگار یا انواع‌ مواد اعتیادآور رو آورده‌اند. به‌علاوه‌ از آنجا كه‌ در ساعات‌ معین‌ استراحت‌ می‌ كنند یا بیدار می ‌شوند و از تغذیه‌ مناسبی‌ هم‌ برخوردارند، معمولاً دچار اضافه ‌وزن‌ نمی‌ شوند و خستگی‌ شدید آنها را آزار نمی ‌دهد. برخورداری‌ از برنامه‌ صحیح‌ در زندگی‌ موجب‌ می ‌شود شما نتوانید ذهنتان‌ را با افكار ناخوشایند پر كنید و به‌ خودتان‌ آسیب‌ برسانید.


4. به‌ دیگران‌ كمك‌ كنید و از این‌ كار لذت‌ ببرید
بسیاری‌ از افراد با وجود مشكلاتی‌ كه‌ در زندگی‌ خود با آنها روبه ‌رو هستند، همواره‌ داوطلبانه‌ به‌ دیگران‌ كمك‌ می‌كنند. آنها كمك‌ خود را در قالب‌ عضویت‌ در انجمن‌های‌ خیریه‌ یا سازماندهی‌ برنامه‌هایی‌ برای‌ كمك‌ به‌ افراد نیازمند انجام‌ می‌ دهند. این‌ نوع‌ فعالیت‌ها كه‌ حضور بیشتر شخص‌ در جامعه‌ را به‌ همراه‌ دارد، اغلب‌ باعث‌ می ‌شود خود فرد به‌ ندرت‌ بیمار یا دچار انواع‌ استرس‌ شود. برقراری‌ و تداوم‌ روابط‌ اجتماعی‌ سالم‌، سیستم‌ دفاعی‌ بدن‌ را قوی‌ و فعال‌ می‌ كند. به‌ علاوه‌ در این‌ حالت، به‌ هنگام‌ نیاز، دیگران‌ هم‌ با رغبت‌ بیشتری‌ به‌ شما كمك‌ می‌ كنند و هرگز تنها نخواهید ماند.


5. با شور و اشتیاق‌ انگیزه‌های‌ خود را تقویت‌ كنید
چنانچه‌ احساس‌ می ‌كنید در زندگی‌ هدف‌ یا انگیزه‌ مشخصی‌ ندارید، باید خودتان‌ دست‌ به‌ كار شوید. پزشكان‌ معتقدند كه‌ افراد سالخورده‌ و تندرست‌ همواره‌ در طول‌ زندگی، انگیزه‌ها و اهداف‌ جدیدی‌ را در نظر گرفته ‌اند و با توجه‌ به‌ این‌ انگیزه‌ها و هدف‌های‌ نوین، همچنان‌ با سلامتی‌ به‌ زندگی‌ ادامه‌ داده‌اند. شما هم‌ این‌ روش‌ را به‌ كار بگیرید. به‌ علاوه،‌ پیش‌ از این‌ كه‌ یكی‌ از اهداف‌ خود را به‌ پایان‌ برسانید، به‌ فكر برنامه‌ بعدی‌ باشید تا بلافاصله‌ به‌ آن‌ مشغول‌ شوید.


6. با سختی‌ و شكست‌ كنار بیایید
اغلب‌ وقتی‌ با افراد سالخورده‌ و تندرست‌ روبه ‌رو می‌شویم، تصور می‌ كنیم‌ آنها زندگی‌ آسانی‌ را پشت‌ سر گذاشته ‌اند. اما وقتی‌ پای‌ صحبت‌ ایشان‌ می ‌نشینیم، متوجه‌ می‌ شویم‌ كه‌ آنها هم‌ بحران‌ها و مشكلات‌ عظیمی‌ را پشت‌ سر گذاشته اند. هنر این‌ افراد تسلط‌ بر اوضاع‌ و تلاش‌ آنها در جهت‌ بهبود وضعیت‌ بوده‌ است. آنها همواره‌ سعی‌ كرده‌اند از استرس‌ و ناراحتی‌ خود بكاهند. یكی‌ از رازهای‌ مقابله‌ با دشواری‌ها و بحران‌ها كنار گذاشتن‌ نگرانی‌ و ناامیدی‌ است. هرگز به خودتان‌ احساس‌ ترحم‌ نكنید و در مقابل‌ مشكلات‌ تسلیم‌ نشوید.

7. به‌ خدا توكل‌ كنید
"ایمان‌ به‌ پروردگار و اعتقاد به‌ خواست‌ او" موجب‌ می‌شود فرد با آسایش‌ روحی‌ و روانی‌ بیشتری‌ زندگی‌ را سپری‌ كند. به‌ علاوه، فرد مؤمن‌ با استرس‌ و تنش‌ كمتری‌ روبه ‌رو می‌ شود. دانشمندان‌ نیز به‌ رابطه‌ مستقیم‌ میان‌ ایمان‌ به‌ خدا و تندرستی‌ پی‌ برده‌اند. همچنین، ایمان‌ به‌ خدا موجب‌ افزایش‌ اعتماد به ‌نفس‌ در فرد می ‌شود و همین‌ ویژگی‌ بر توانایی‌های‌ فرد می‌افزاید.

 

آرشیو موضوعی


آخرین پست ها


نویسندگان



آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اَبر برچسبها