دوشنبه 15 تیر 1388

- قسمتی از وقت آزادتان را به مطالعه درباره جنس مخالفتان بگذارید تا به نکات جالبی در مورد نوع تفکر و رفتار آنان دست یابید
- در زمینهای ورزشی بدنبال عشق گم کرده تان بگردید

- بعد از ظهر یک روز بارانی در پی گنج ویژه خودتان در یک موزه آثار باستانی با نامزدتان قرار ملاقات بگذارید

- در کلاسهای که به شما طرز زندگی با همسرتان را می آموزند شرکت کنید

- یک مهمانی با شرکت دوستانتان هم ردیف دانشگاهیتان ترتیب دهید و در آن مهمانی با مجردها برخورد بسیار خوبی داشته باشید

- اگر هم اکنون شخص خاصی در زندگیتان وجود ندارد از مادرتان بخواهید زمینه آشنایی شما را با فرزندان دوستانش فراهم آورد

- عشق قدیمیتان را دوباره بیاد بیاورید شاید بتوانید مشکلات را حل کنید و دوباره بهترین و ایده آل ترین ارتباط عاطفی را با او برقرار کنید

- در سخنرانیها با موضوعات متفاوت خصوصا آنهایی که در رابطه با زندگی زناشویی است حاضر شوید

- همانا عاشقان شیفتگانند

- رقصهای دسته جمعی را بیاموزید

- با تورهای سیاحتی به سفر بروید و توجهتان را به چیزهایی فراتر از مسائل مورد علاقه تان متمرکز نمایید

- عضو یک ارکستر کلاسیک بزرگ شوید و مکان کشخصی را برای نواختن ساز انتخاب نمایید

- حداقل یک ماه در میان جشن بزرگی بر پا کنید. مطمئن باشید افراد زیادی در جشن شما شرکت خواهند کرد

- از همسایگانتان بخواهید ترتیب یک خواستگاری کاملا ویژه را برای شما بدهند

- در فصل بهار به باغهای عمومی سر بزنید

- هنر ظریف عشوه گری را بیاموزید. این هنر بسیار آسانتر از آن است که شما می اندیشید

- محلهای مناسبی که در آن میتوان با دوستان خوبی آشنا شد را پیدا کنید

- در برنامه هایی که مربوط به جوانان می شود حضور فعال داشته باشید

- در اردوهای جوانان شرکت کنید و با دیگر جوانان آشنا شوید

- در دوره های فامیلی از بستگانتان بخواهید همسر زیبایی برای شما پیدا کنند و به شما معرفی کنند

- دکوراسیون منزلتان را تغییر دهید و در این رابطه از نظر فروشندگان فروشگاههای مورد نظر بهره مند شوید

- یک مشت آب کف آلود دریا را بردارید و توجه کنید که چه کسی یا کسانی بیشتر به این عمل شما توجه دارند

- چرا که آنان نیز همچون شما احساسات شکننده ای دارند

- بعدازظهر یک روز آخر هفته را با همدیگر در پارک بگذرانید

- صبح زود پیش از رفتن به محل کار به پیاده روی صبحگاهی بروید

- حتما در مهمانی های سال نو شرکت کنید

- برای یکی از دوستان عزیزتان سیب ببرید یا اینکه او را برای صرف شام دعوت کنید

- هر چه دارید در اختیار یک وکیل زبردست بگذارید تا شاید بتواند کسی را که می خواهید پیدا کند

- برای اینکه شجاعتتان را محک بزنید و همینطور با افراد شجاع آشنا شوید به عضویت یک کلوپ کوهنوردی یا اتومیل رانی درائید

- بیمه نامه بیمه عمرتان را از کسی بگیرید که دستش خوب باشد و باعث شود دفعه بعد بیمه نامه دو نفره تان را از همان شخص دریافت کنید

- پرواز با بالن را امتحان کنید, چون این نوع پرواز خیلی رومانتیک است

- در عروسی بعدی که در آینده شرکت می کنید, بدنبال کسی باشید که همیشه در ذهنتان می پرورانید

- در بازیهای محلی شرکت کنید چون ممکن است قصه عشق و زندگی شما از همانجا آغاز شود. همیشه آپارتمانتان را تمیز نگهدارید

- در داخل آسانسور با نامزدتان صحبت کنید

- در یک باشگاه بدنسازی اسم نویسی کنید و عضلات بدنتان را پرورش دهید

- برای کارهایی که باید در طول روز انجام دهید برنامه ریزی مخصوصی داشته باشید

- داوطلبانه برای بیماران در بیمارستانها گل و هدیه ببرید و در این میان به مجرد ها بیشتر توجه کنید

- طراحی دکور منزلتان را طوری انتخاب کنید که جلب توجه افراد اطرافتان را بنماید

- به عضویت یک گروه موسیقی در ایید که شاید در آینده نزدیک بتوانید ترانه عاشقانه ای بخوانید

- اگر نمی توایند شخص مورد علاقه تان را هیجان زده کنید, او را سرشار از عشقتان کنید و اینرا نیز بدانید که در ذات او چیزهایی وجود دارد که با شما همخوانی و هماهنگی دارد

- شنا کردن را در حدی بیاموزید و تمرین کنید که بتوانید غریق نجات ماهری بشوید

- از دوستان نزدیتان در خواست کنید که برای شما همسر مناسبتان را پیدا کنند

- اتاق نشیمن منزلتان را با رنگ صورتی که تلفیقی از عشق و دوستی دارد رنگ آمیزی کنید

- طراحی جدول را یاد بگیرید, جدولی با مضمون عشق طراحی کنید و آنرا در روزنامه محلی تان به چاپ برسانید

- در شب شهرهای شهرتان شرکت کنید

- اگر طرفدار فعالیتهای ساحلی هستید موج سواری را شروع کنید

- آخر هفته به قایق سواری بروید و بگذارید باد قلبتان را هدایت نماید

- اگر دلتان می خواهد اندام مناسبی داشته باشید و همزمان نیز عشق را بیابید به باشگاههای بدنسازی بروید

- اگر از هنرمندان خوشتان می آید فراگیری نقاشی را آغاز کنید

- در کلاسهای کامپیوتر شرکت جوئید تا زندگی عاشقانه تان را بوسیله کامپیوتر زیباتر کنید

- اگر زیاد به مسافرتهای هوای می روید یکی از شرکتهای هواپیمایی بسیار خوب را برای مسافرتهایتان انتخاب کنید

- وقتی وسیله جدیدی به موزه شهرتان می آورند الوین نفری باشید که از آن بازدید می کنید

- اگر طبیعت را دوست دارید به فکر کوچ کردن به یک سرزمین سردسیر باشید

- شغل نیمه وقتی در کتابخانه محلتان بگیرید و با افرادی که برای خواندن کتاب به آنجا می آیند گفتگو کنید حقیقت بزرگ: مطابق آمار بدست آمده تنها بیست و سه درصد از ازدواجها به زندگی ایده آل و خوشبختی منجر شده است

- وقتی در پی عشق هستید بکوشید تا دائما مودب بوده و با جنس مقابلتان با احترام برخورد کنید

- وقتی غریبه خوشکلی را می بینید با او با محبت رفتار کنید و بکوشید با مهربانی توجهش را جلب کنید

- به دوستانتان کمک کنید

- همیشه راستگو و درستکار باشید تا بتوانید در میان مردم اعتبار کسب کنید

- وقتی با عشق زندگیتان برخورد می کنید دستپاچه نشوید. چون در اینصورت نمی توانید آنطور که شایسته است عشقتان را به وی نشان دهید

- زمانیکه می خواهید یک ملاقات بیادماندنی داشته باشید, بخاطر بسپارید که خوردن شکلات در کنار یکدیگر بهترین راه ابراز احساسات عاشقانه است

- وقتی می خواهید برای نخستین بار با کسی قرار ملاقات بگذارید در نظر داشته باشید که بسیاری از زوجها چنین ملاقاتهایی داشته و موفق بوده اند

- برای همسرتان یک دسته گل حاوی چهل شاخه از گلهای مختلف بفرستید

- پیش از اینکه در موقعیت یک رابطه جدی قرار بگیرید بهتر است ابتدا طرز چگونه عاشقی کردن را بیاموزید

- جالی است که بدانید از هر ده مرد یکی در ملاقاتهایش گل بهمراه می آورد

- همیشه با کسانی قرار ملاقات بگذارید که شما را حسابی تحویل می گیرند و درباره شما احساس خوبی دارند

- بعضی اوقات نامه های عاشقانه گذشته تان را مرور کنید تا حال و هوای رمانتیکی بشما دست دهد

- نامه هایتان را بر روی کاغذ هایی که با قلب تزئین شده بنویسید

- اگر می خواهید در زندگیتان عشق به دادتان برسد درباره همه چیز فقط از معشوقتان بپرسید.

دوشنبه 15 تیر 1388

همه ی ما در بعضی مراحل زندگی مجبور به سخنرانی کردن می شویم. مصاحبه ای برای کار جدیدتان است؟ سخنرانی برای ناظر یا هیئت مدیره ی شرکت محل کارتان است؟ بله، همه ی این ها سخنرانی های بسیار مهمی هستند و می توانند آینده ی شما را رقم بزنند. پس نگذارید که این فرصت ها از دست بروند بدون اینکه شانس موفقیتتان را بالا ببرید.

 

در اینجا به نکاتی اشاره می کنیم که هنگام سخنرانی کردن برای شنوندگانی حرفه ای و متخصص باید به خاطر داشته باشید.

 

 شنوندگان را هم درگیر کنید

شنوندگان هم دوست دارند که وارد ماجرا شوند، نه اینکه فقط گوش کنند و حوصله شان سر برود. شما باید به آنها برای نشستن و گوش دادن به حرفهایتان دلیل بدهید. ?? تا ?? دقیقه زمان دارید تا بتوانید توجه آنها را جلب کنید. می توانید همان تکنیک قدیمی شروع کردن سخنرانی با یک جوک را به کار گیرید. اما…شاید زیاد هم ایده ی جالبی نباشد.

 

اشتباه نکنید…مطمئناً دادن یک جنبه ی شوخی به سخنرانیتان قابل قبول است. اما اگر این جنبه را به صورت کلی وارد سخنرانی کنید با اینکه سخنرانی را با یک فقط کاربرانی که ثبت شده اند و فعال شده اند می توانند لینکها را ببینند[برای ثبت نام اینجا را کلیک کنید] شروع کنید بسیار متفاوت است. پس بهتر است که آن را با یک سوال آغاز کنید. این تکنیک بسیار جواب می دهد. چون شنوندگان را هم وارد بحث می کند. تکنیک دیگری که گه گاه توسط بعضی سخنرانان به کار گرفته می شود بردن نام بعضی از اشخاص بین حضار است.

 

 سرزنده و با روح باشید

بهترین سخنرانان کسانی هستند که چه در حرکاتشان و چه در سخن گفتنشان با روح و سرزنده هستند. خوب نیست که خود را پشت سکو پنهان کنید یا فقط در گوشه ای بایستید. دفعه ی بعد این کار را امتحان کنید: وقتی برای یک گروه ?? نفره یا بیشتر سخنرانی می کنید، حین صحبت کردن بین شنوندگانتان راه بروید. هر از چند گاهی ایستاده و دستتان را روی شانه ی یکی از شنوندگان قرار دهید. با این کار باعث خواهید شد که توجه آنها به شما بیشتر جلب شده و به حرفهایتان دقیق تر گوش کنند.

 


 صدایی تاثیرگذار داشته باشید

روی چیزی که می خواهید تحویل دهید، زمان بگذارید. کسی توقع ندارد که مثل یک گوینده ی تلویزیون بیایید و بروید. باید بتوانید صدایی خوشایند و سرگرم کننده تحویل دهید. هنگام سخنرانی به این چهار نکته توجه داشته باشید: تن صدایتان را هر از گاهی تغییر دهید، درجه ی صدا را بالا و پایین ببرید، سرعت صحبت کردنتان را تغییر دهید، و گاه گاهی برای تاثیر گذاری بیشتر سکوت کنید.

 

 از کارهایی که باعث پرت کردن حواس شنوندگان می شود دوری کنید.

هیچ چیز به اندازه ی این کار نمی تواند یک سخنرانی را خراب کند. چند وقت پیش مدیری را دیدم که سخنرانی اش را فقط به خاطر اینکه با پول خردهای توی جیبش بازی می کرد از دست داد. بعد از سخنرانی کسی درمورد محتویات سخنرانی او حرفی نمی زد، همه فقط می گفتند که چقدر از صدای جرینگ جرینگ پول خردها اعصابشان خرد شده است. کنار گذاشتن این عادت ها کار سختی نیست. گه گاه هنگام تمرینات سخنرانیتان فیلمبرداری کنید و بعد آنرا مرور کرده و پی به عادت های آزاردهنده تان ببرید تا بتوانید آن ها را کنار بگذارید.

 

 لباس مناسب بپوشید

روزی با یکی از مدیر عاملان صحبت می کردم که می گفت اولین چیزی که در برخورد با یک فرد به آن توجه می کند لباس هایش است. باید بتوانید طوری لباس بپوشید که حداقل یک پله از حضار بالاتر باشید. متوجه باشید که کفش های ارزان، شلوار جین و بلوزهای رنگی مناسب انجام یک سخنرانی نیست. به لباس پوشیدنتان خیلی دقت کنید.

 

 حرف های تازه بزنید

از تکرار کردن داستان ها و خاطرات همیشگی پرهیز کنید. حرف های تازه بزنید. سعی کنید در سخنرانیتان جایی هم برای وقایع روز باز کنید. حتماً آن روز یا آن هفته اتفاق جدیدی افتاده است که در موردش صحبت کنید. حرف ها و مطالب تکراری شنوندگان را خسته و بی حوصله خواهد کرد. حرف های جدید برعکس آنها را راغب به گوش کردن و توجه بیشتر می کند.

 

 تمرین داشته باشید

چندین مرتبه تمرین کردن سخنرانیتان می تواند باعث موفقیتتان شود. چون معمولاً رقبایتان این کار را نخواهند کرد. معمولاً افراد فقط چند دقیقه قبل از سخنرانیشان نگاهی به نوشته هایشان می اندازند، اما سخنرانان موفق همیشه برای تمرین آن هم وقت می گذارند. یک سخنران واقعی از قبل برنامه ریزی می کند که چطور سخنرانی خود را شروع کند و چطور به پایان برساند. می دانند که چه موقع بین حضار راه بروند و دست روی شانه ی چه کسی بگذارند. می دانند که چه زمانی سکوت کرده و چه زمانی تن صدایشان را تغییر دهند. می دانند که به کجا نگاه کنند. با تمرین کردن مطمئناً سخنرانی بهتری ارائه خواهید داد.

دوشنبه 15 تیر 1388

هر فردی در زندگی یک سری دوستان خاصی دارد که تقریبا همه آن دوستان، از خصوصیاتی نسبتا شبیه به هم برخوردارند و با به عبارتی دیگرمعمولا طیف دوستان و همنشینان هر شخص، افراد خاصی هستند که خصوصیات اخلاقی نسبتا شبیه هم دارند.


قانون جذب فقط منحصر به اشیا و خواسته‏های مادی و معنوی نیست بلکه در مورد افراد نیز صادق است. یعنی ما تا اندازه‏ای می‏توانیم تعیین کنیم که چه کسی را جذب خواهیم نمود.

 

طبق یافته‏های دانشمندان، هر کسی دربردارند? هاله‏ای از انرژی در اطراف خود است که این هال? انرژی به تفکرات فرد بستگی دارد؛  تفکرات مثبت هاله‏های انرژی مثبت و تفکرات منفی هاله‏های انرژی منفی را تولید می‏کنند. پس با توجه به اینکه هاله‏های انرژی در اطراف هر شخصی وجود دارد، مجاورت با افراد مثبت‏اندیش یا منفی‏نگر باعث تاثیر در رفتار ما می‏شود. برای مثال با خود تصور کنید که چرا یک کودک در بغل مادر خود احساسی بسیار خوب دارد؟ یقینا به این دلیل است که مادر با عشق خالص و ناب خود به کودک، انرژی خود را به او منتقل نموده و با بغل کردن کودک، وی را در فضای انرژی مثبت خود قرار می‏دهد. همینطور در مورد هاله‏های انرژی افراد خوب، مثبت نگر و … . و نیز هاله‏های انرژی افراد منفی نیز همینطور است. حتما تابحال همنشینی با افرادی که تفکرات منفی دارند همنشین شده‏اید. قطعا تا چند دقیقه یا ساعت دچار نوعی کاهش انرژی شده و حالت شادابی خود را از دست داده‏اید.

 

قانون جذب می‏گوید :

هر انرژی تمایل به جذب انرژی همانند خود را (در شکل کاملتر) دارد.

 

به همین دلیل است که قانون جذب به ما می‏گوید شما بخواهید (به خواست? خود فکر کنید) سپس ما با تصور کردن و تلقین به نفس و در واقع با تابش انرژی به هستی، آن چیزی که به آن فکر می‏کرده‏ایم را به شکل پرتراکم خود (یعنی جسم و تجسم یافته) به دست می‏آوریم. این اساس قانون جذب است. همچنین یک قانون در علوم پایه وجود دارد که می‏گوید :

 

همیشه شکل کم تراکم هر انرژی تمایل به جذب شکل پرتراکم و انبوه خود دارد.


 

در مورد جذب انسانها و اینکه ما چه کسانی را جذب می‏کنیم، نمی‏توان افرادی را که حضورشان در زندگی ما به دست خودمان نبوده و ناچارا در زندگی ما وارد شده‏اند را به حساب آورد، مانند پدر، مادر، برادر، معلم، همسایه و … . اما جذب دوستان و همسر مسئله‏ای است که تا اندازه‏ای می‏توان در آن به صورت اختیاری عمل نمود.



ما همیشه افرادی را جذب می‏کنیم که مانند ما اندیشیده و نیز رفتاری مانند خودمان دارند اما نه تنها دقیقا شبیه خودمان، بلکه بسیار بیشتر و شدیدتر از خودمان در آن رفتار و تفکرات زندگی خود را سپری می‏کنند. برای مثال اگر ما روزی ? بار غیبت کرده و دروغ می‏گوییم، فردی را جذب خواهیم کرد که روزی دروغ گفته و غیبت می‏کند. همچنین مثلا اگر ما تا انداز? ?? نمره امیدوار به رحمت خدا هستیم، فردی را جذب می‏کنیم که به  به رحمت خدا اطمینان و یقین دارد.

 

پس در واقع افرادی را که ما ناخودآگاه جذب می‏کنیم، دقیقا همان بازگشت رفتار خودمان است که به صورت یک انسان در حضورمان ظاهر شده است. همان طور که بزرگان و مشاهیر جهان از قدیم گفته‏اند، انسانها و دوستان در واقع آین? رفتار ما هستند و دوستان می‏آیند تا ما خود را بشناسیم و جملاتی از این قبیل.

 

از طرفی طبق ضرب المثل “موش داخل کاس? آدم وسواسی میرود”، همیشه حساسیت بیش از حد به یک مسئله یا امری مهم و یا حتی غیرمهم باعث کشاندن و جذب کردن آن مسئله به سمت خودمان است (به دلیل ترس از به وجود آمدن مسئله). برای مثال ما از مریضی می‏ترسیم و همیشه اولین کسی که مریضی خاصی را می‏گیرد، خودمان هستیم و در مورد جذب انسانها، مثلا ما از افراد دروغگو خیلی بدمان می‏آید و همیشه به خود می‏گوییم “من از آدمهای دروغگو حالم بهم می‏خورد” و بالاخره دوستی می‏یابیم که اله? دروغگویی است و یا همیشه با خود می‏گوییم “من از انسانهای خسیس بدمان می‏آید” و در واقع این بد آمدن ناشی از ترسِ گرفتار شدن در دام آنهاست و نتیجتا یک انسان که اصلا شلوارش جیب ندارد (!) نصیب ما می‏شود. پس در قدم اول ما با تفکر منفی و ترس از گرفتارِ انسانهایی با اخلاق ناپسند شدن، در واقع به آنها فکر کرده و با قراردادن آن تفکرات در هال? انرژی خودمان، آنها را جذب می‏نماییم.

 

همچنین یکی دیگر از عواملی که بعضی افراد بد (یا به اصطلاح مریض روحی) جذب ما می‏شوند، سرزنش‏های قبلی است که به دیگران کرده‏ایم (طبق قانون کارما). برای مثال دوست ما همسری دارد که بسیار بداخلاق و خشن است. او را سرزنش کرده و مثلا به او می‏گوییم “توباید در انتخاب همسر بیشتر دقت می‏کردی، این چه همسری است که انتخاب کرده‏ای” و با این کار بومرنگ خود را به سمتی پرتاب می‏کنیم که باعث ناراحتی و دلخوری فرد می‏شود و باید منتظر بازگشت بومرنگ خود باشیم (زندگی بازی بومرنگهاست). چه بسا افرادی که در امر انتخاب دوست و یا همسر بسیار بیشتر از ما دقت کرده‏اند اما باز هم گرفتار نوع مشکل‏دار آن شده‏اند (در راستای امتحان الهی).

 

البته هیچ کس گناهکار و مسئله‏دار به دنیا نیامده است و آن دوستان و اطرافیان ناجور بوده‏اند که وی را به راه خطا کشانده‏اند، پس طبق گفت? لوییزهی، بهتر است فرد گناهکار را مریض بنامیم و بدانیم که یک مریض نیازمند درمان جسمی و روحی است.

 

چه کنیم تا آدمهای خوبتر را جذب کنیم؟

خیلی راحت است؛ خودمان خوب باشیم، همه را دوست داشته باشیم، به بدیهای افراد فکر نکنیم و اصلا از این نترسیم که نکند فردی با این اخلاق ناپسند نصیب ما شود و یا نکند دوستی با این مشخصات در زندگی ما قدم بگذارد. (همیشه بدانیم که ما آنقدر خوب هستیم که افرادی که شاید مریض باشند از همنشینی با ما درمان شوند. پس اصلا به همنشینی با افراد مریض فکر هم نکنیم) البته ناگفته نماند که خالق طبیعت به وسیله‏های گوناگون گاهی افراد را امتحان می‏کند که این از دست ما خارج است.

دوشنبه 15 تیر 1388

خیلی وقتها اتفاق می افته که دختر خانمها عاشق دبیر خود ، استاد خود مدیر محل کار خود و ... می شوند افرادی که شاید بیش از 12 سال اختلاف سنی با آنها داشته باشند حتی افرادی هستند با 25 سال اختلاف سنی معمولا اکثر این دخترها در سنین 18 تا 23 سال هستند و در جامعه ما این امر رواج پیدا کرده که خیلی از دانشجوان دختر عاشق و مجذوب استاد خود می شوند . پس از بررسی هایی که انجام دادیم دلایل زیر از برجسته ترین آیتمهایی بوده که باعث پیدایش اینگونه عشقها شده که بعضا به روابط نامشروع نیز کشیده شده و اغلب سرانجامی در پی نداشته .

الف) اکثر دخترها احساس می کنند در کنار این شخص بهتر می توانند پیشرفت کنند و به اهداف خود دستیابند

ب) دسته ای از این دخترها شیفته موقعیت اجتماعی و ثروت طرف می شوند

ج) دسته ای دیگر جذب رفتار و اخلاق این اشخاص می شوند ( او همچون یک جنتلمن رفتار می کند)

د) دسته ای از دختران بواسطه تفکرات و فانتزیهای جنسی که دارند به مردان سن بالا گرایش بیشتری دارند .

آنچه که مسلم است به جز مورد آخری در همه موارد ( موارد الف - ب - ج) هویت اجتماعی طرف عاملی برای جذب این دخترها شده و متاسفانه این اشخاص معمولا از این دخترها سو استفاده می کنند نکاتی که مهم است اولا دانستن این مسئله ضرور ت دارد که این دختران باید هوشیار باشند که تنها فردی نیستند که عاشق استاد خود یا ... شده اند آیتم بعدی اینکه برای رسیدن به اهداف خود نباید آویزون فردی شوید و بواسطه ارتباط احساسی با آن به اهداف خود برسید و اما مهمترین آیتم نگاه به اخلاق و رفتار طرف نکنید نگاه به تیپ و جنتلمن بودنش نکنید نگاه به دانش وی نکنید نگاه به موقعیت او نکنید نگاه به نوشته های او نکنید برای رابطه احساسی هویت فردی را ملاک قرار دهید نه هویت اجتماعی ممکنه یک نفر بیرون از منزل بسیار عالی رفتار کنه اما اگر از همسر و فرزندان وی نظرخواهی کنید نظر مثبتی نداشته باشند

مشکلاتی که باید در روابط با افراد سن بالا انتظار آن را بکشید :

ارائه پیشنهاد سکس در اینگونه روابط تا حد زیادی از سوی همان جنتلمن یا استاد یا مدیر - عدم تامین نیازهای روحی و احساسی - شما نمیتونید از فردی که 15 سال از شمابزرگتر است انتظار داشته باشید همانند یک جوان 25 ساله عاشق عمل کنه فراموش شدن تاریخ تولد -و سایر مناسبتها - عدم درک احساسی شما نمیتوانید جلوی هر فردی با شوهرتان راه بروید چون حرفهای دیگران باعث نگرانی شما میشود - خیلی از نیازهای عاطفی خود را باید سرکوب کنید . آن زمان که شما 30 ساله هستید و سرشار از نیازهای احساسی و جنسی نباید انتظار تامین آن را از طرف مقابل خود داشته باشید . معمولا اینگونه افراد با یک نفر ارتباط ندارند و دنبال ازدواج هم نیستند و فقط قصد دارن تا جای یکه امکان دارد ارتبط را ادامه دهند تا به سایر نیازهای خود دستیابند مثلا اگر به آنها بگویید برای شما خواستگار آمده خیلی راحت میگویند بهش فکر اگر بگویید پیش قدم بشوند بهانه می آورند - شما در اینگونه روابط دچار ردرگمیهای بسیار می شوید چون خودتان مدانید که این ارتباط درستی نیست اما باز ادامه خواهید داد . زودرنج و حساس می شوید چون نمیتوانید طرف را برای خود نگه دارید حتی نمیتوانید در خانه موضوع را مطرح کنید که با فردی که 20 سال از شما بزرگتر است ارتباط احساسی دارید . اگر ازدواجی صورت پذیرد انتظار افسردگی زودرس را داشته باشید به همان دلیل که شما عاشق این آقا شدید دیگران نیز خواهند شد .

فراموش نکنید معمولا در اینگونه روابط دخترها ارزشهای خود را نادیده میگیرند به ارزشهای خود فکر کنید در این رابطه اون آقا بیشتر از شما سود می کند . فکر کنید مردی که 45 سال سن دارد یک عاشق 20 ساله دارد بریا مردان این یک قدرت محسوب میشه و بیشتر از اینکه به شما نگاه کنند به نیروی خود فکر میکنند و تقویتش می کنند این تقویت باعث جاذبه بیشتر از سوی سایرین می شود پس باید دیر یا زود منتظر رقبا نیز باشید .

فاکتور استثنا : به نظر شخصیه من اگر دختری 22 ساله به مردی 40 ساله دلببنده خوده اون مرد باید از این ارتباط اجتناب کنه چرا که ایندو پاسخگوی نیازهای هم نخواهند بود و کم اتفاق می افته اینگونه ازدواجها موفق باشه به هر حال طرف دختر باید حداقل از 50 درصد نیازهاش دست بکشه یا اینکه اون مرد خودش رو سازگار با روحیات اون دختر کنه که خیلی سخت و نادره همچین پدیده ای .

دوشنبه 15 تیر 1388

رفتارها و برخوردهای خانواده «عروس» و «داماد» از زمان آشنایی تا روزی كه دو خانواده در مجلسی به نام‌« بله بران» بر سر مسائل و موضوع‌های مختلف مرتبط با تشكیل زندگی مشترك زوج‌های جوان بحث می‌كنند ، معمولا شكل و شمایلی مودبانه دارد. هر دو خانواده با مهربانی با هم تعامل می‌كنند.

آن ها فقط به دنبال خوشبختی دو جوان هستند و می‌خواهند هرچه زودتر زندگی مشترك آن ها «سر» بگیرد ، اما وقتی پای مسائل مالی به میان می‌آید ، معمولا شكل رفتارها تغییر می‌كند و هر یك از طرفین تلاش می‌كنند تا شرایط خود را به شكلی مودبانه و محترمانه به طرف مقابل تحمیل كنند.این وضعیت معمولا در اغلب خانواده‌ها تكرار می‌شود و البته تعداد محدودی از خانواده‌ها نیز در شرایطی عاقلانه و برابر با هم به تفاهم می‌رسند و دیگر كار به چانه زنی بر سر میزان مهریه و تعداد و نوع سكه و... نمی‌رسد. یكی از مهم ترین مباحثی كه در چنین جلساتی مایه دردسر و گاه اختلاف میان خانواده داماد و عروس می‌شود مساله تعیین مهریه است. در شرایطی كه قانون در زمینه ازدواج تنها به مسائلی كلی توجه دارد و همچنین ثابت كردن هر یك از مشكلات و مسائل خانوادگی در زمان بروز اختلاف، نیاز به طی كردن مسیری سخت و دشوار دارد ، طبیعی است كه زنان به عنوان بخش آسیب‌پذیرتر در مشكلات خانوادگی تلاش می‌كنند تا در همان ابتدای زندگی كه آقا داماد محو جمال و خلق و خوی عروس‌خانم شده و حاضر است برای او « جان» فدا كند ، از داماد یك تضمین درست و حسابی بگیرند. البته برخلاف خود داماد ، معمولا خانواده او كه آخر و عاقبت كار را می‌بینند ، كمی‌ معقولانه فكر می‌كنند و به همین دلیل به سادگی ممكن است زیر بار مهریه سنگین نروند اما در نهایت و در اغلب خانواده‌ها نیز آنچه كه به عنوان مهریه تعیین می‌شود ، چندان منطقی نیست و به همین دلیل در زمان بروز اختلاف‌های خانوادگی نمی‌تواند مشكل چندانی را از هر دو طرف حل كند و معمولا تبدیل به گرهی كور می‌شود كه بر شدت مشكلات نیز اضافه می‌كند.
مهریه بر خلاف تصور بسیاری از زوج‌های جوان تضمین زندگی مشترك نیست بلكه به لحاظ دینی و مذهبی، هدیه‌ای است كه در زمان عقد داماد به عروس می‌دهد.
آنچه كه سبب شده تا وجود مهریه در عقدنامه كاركردی تضمینی پیدا كند ، از یك طرف رقم بالای مهریه‌های امروزی و از سوی دیگر وجود عبارت « عندالمطالبه » در مقابل میزان مهریه است و این به آن معنی است كه از زمان عقد و وقوع نكاح آقا داماد به میزان مهریه درج شده در عقدنامه به همسرش بدهكار است و زن هر زمانی كه بخواهد می‌تواند این حق را با بهانه و بی‌‌بهانه مطالبه كند و كسی هم حق ندارد او را از مطالبه این حق منع كند. اگر داماد قصد پرداخت مهریه‌ای كه تعیین می‌كند را نداشته باشد آن ازدواج شرعا مشكل دارد. بسیاری از افراد تصور می‌كنند تعیین مهریه سنگین مساله‌ای دینی است و این مساله مورد تاكید و تایید دین اسلام هم هست، اما اسلام به عنوان دینی كه به ازدواج خیلی بها می دهد ، شرایط بسیار ساده‌ای را برای ازدواج در نظر گرفته و از نظر این دین، ازدواج در حد یك قرارداد ساده اما مقدس است. با این نگاه تاكید اسلام نیز بر مساله مهریه تنها در حد و اندازه یك هدیه است و البته دین ما مانعی برای این‌كه مرد بخواهد در ابتدای زندگی هدیه‌ای بزرگ به همسرش بدهد و یا این‌كه طرفین تضمین‌های دیگری را هم برای ازدواج تعیین كنند ایجاد نكرده است.

چگونه در زندگی خانوادگی تضمین به دست بیاوریم؟
مطالبه مهریه در بسیاری از خانواده‌های ایرانی تنها زمانی صورت می‌گیرد كه كارد به یكی از استخوان‌های زن رسیده باشد و او برای رهایی از شرایط مشقت بار زندگی، مهریه خود را به اجرا می‌گذارد تا بتواند در مقابل بخشش آن، از همسر خود طلاق بگیرد البته در موارد متعددی نیز به اجرا گذاشتن مهریه با هدف كسب درآمد مالی از سوی زن صورت می‌گیرد. در موارد بسیار محدودی نیز زن و شوهر با توافق مهریه را پرداخت و دریافت می‌كنند ، اما زمانی كه كار به دادگاه می‌رسد معمولا مهریه برای درخواست طلاق و یا گرفتن حضانت فرزندان به اجرا گذاشته می‌شود. حالا اگر از همین مسیر به عقب بازگردیم و به زمان تعیین مهریه برسیم می‌توان نكات فراوانی را در این زمینه بیان كرد.

یكی از این نكات این است كه در دنیایی كه انسان‌ها برای حفاظت از اموال و اشیای قیمتی و جان خود انواع و اقسام بیمه نامه‌ها را تهیه می‌كنند ، مهریه هم می‌تواند یك بیمه‌نامه برای حفظ زندگی مشترك و یا مانند كمربند ایمنی زندگی مشترك باشد.

مهریه در واقع مالی است كه مرد طبق توافق با همسرش برای او تعیین می‌كند.
یكی از ویژگی‌های مال خوب و واقعی هم این است كه به سرعت و به سادگی و با راحتی وصول شود و اگر قرار باشد فردی برای دریافت چیزی كه از نظر شرع و قانون از شیر مادر هم برای او حلال تر است به زحمت بیفتد ، قطعا یك جای كار مشكل دارد.

ویژگی دیگر مهریه این است كه در اثر گذشت زمان از ازرش آن كاسته نشود. در كشوری مانند ایران چیزهایی مانند سكه طلا و زمین به عنوان مهریه می‌تواند قابل توجه باشد زیرا این چیزها نیز اغلب با افزایش تورم به اندازه آن و یا كمی‌ بیشتر رشد می‌كند .

اما این مساله كه زنی یك چك مثلا 200 میلیونی از همسر خود داشته باشد و هر زمان كه بخواهد بتواند آن را به اجرا بگذارد و علاوه بر ضبط اموال همسرش، قطع كردن تلفن همراهش، توقیف اتومبیل و خانه‌اش، مانع از خروج او از كشور شود و او را به زندان بیندازد؛ مساله‌ای است كه با توجه به اتفاق‌هایی كه در سال‌های اخیر در دادگاه‌های خانواده رخ داده، می‌تواند آرامش روانی مردان را به خطر بیندازد و حتی سبب شود برخی از آنها برای فرار از خطر احتمالی پرداخت مهریه هیچ‌گاه وسیله یا خانه‌ای به اسم خود خریداری نكنند یا این‌كه بخشی از اموال خود را از همسرشان پنهان كنند. ضمن این‌كه چنین مساله‌ای برای برخی زنان نیز زمینه سوءاستفاده‌ای جدی را فراهم می‌كند.

تعیین تكلیف مساله‌ای مانند مهریه و مسائل مالی در ازدواج ، به اندازه تعیین تكلیف مساله‌ای مانند تعیین خط مرزی در میان كشورها مهم و حساسیت برانگیز است.

به همین دلیل بهتر است هر دو طرف با نگاهی واقع‌ بینانه نسبت به این مساله تصمیم گیری كنند. تجربه نشان داده مردان و زنانی كه درباره مهریه تصمیم احساسی می‌گیرند خیلی زود لطمه می‌خورند و شیوه مناسب در این مقطع این است كه هر دو طرف، به هر اندازه هم كه عاشق هم باشند بهتر است عاقلانه فكر كنند و پس از آن عاشقانه زندگی كنند.

 

آرشیو موضوعی


آخرین پست ها


نویسندگان



آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اَبر برچسبها