شنبه 8 دی 1386

همه فكر میكنن با خوندن زیاد دروس میتوانند در كنكور قبو ل شوند ولی این طور نیست قبول شدن در كنكور حرفه دارد و راهش عبور خر فرد از روی پل است و  برای رد شدن خر فرد ازروی پل این شرایط را باید رعایت كرد..وزن كردن بار خر و وزن كردن وزن خود خر و دو.مخاسبه ی راه رفتن  خر(با سرعت است یا بی سرعت. علو فه ی خر بعد سن و سال خر . ماده یا نر بودن خر.میزان لوس بو دن یا لوس نبودن خر . و.... میدونید چرا این عامل عامل اصلی چون هر كی درسش خوب یا زیاد میخونه بهش میگن خر خون. و در ضمن به خود صاحب خر هم بستگی داره خوب دلیل دومش خودتون میفهمین اگه یه روز رفتین توی خیابون و به كسانی كه در كنكور های قبلی قبول شده اند بگوئید در كنكور شركت كن به تو میگوید برو كنار من خرم از پل گذشته خوب حالا اگه میخوای كنكور قبول بشی برو كلاس خر سواری و به خرت اموزش رد شدن از پل رو یاد بده. خوب این یه طنز بود كه یه تنوعی در وبلاك ایجاد كرده باشیم

شنبه 8 دی 1386

http://www.nanjoon.com

معاون نظری و مهارتی آموزش و پرورش گفت: معتقدیم نیاز به كتابهای كمك آموزشی برای قبولی در كنكور نیست و هر كس كتابهای درسی را به خوبی مطالعه كند، در كنكور پذیرفته می‌شود.

معاون نظری و مهارتی آموزش و پرورش گفت: معتقدیم نیاز به كتابهای كمك آموزشی برای قبولی در كنكور نیست و هر كس كتابهای درسی را به خوبی مطالعه كند، در كنكور پذیرفته می‌شود.
پرویز آژیده افزود: كتابهایی كه توسط مؤسسات مختلف برای داوطلبان كنكور تألیف می‌شود، داوطلبان را به سمت نكته‌خوانی سوق می‌دهد.
وی اضافه كرد: از نظر تخصصی به نكته‌خوانی اعتقاد ندارم زیرا در نكته خوانی به دنبال تعمق و خلاقیت نیستیم.
آژیده اظهار داشت: دانش‌آموزان باید درس‌ها را با یك كلان‌نگری و دقت بخوانند و این موضوع می‌تواند به نوآوری و خلاقیت كمك كند.
وی گفت: اگر داوطلبان كنكور با دقت تمام مطالب كتابهای درسی را بخوانند و مطالب را تجزیه و تحلیل كنند، در كنكور هر پرسشی كه طرح شود، می‌توانند به راحتی پاسخ دهند.
معاون نظری و مهارتی وزارت آموزش و پرورش ادامه داد: در مورد سؤالات امتحانی نیز همین‌گونه است. اگر دانش‌آموزان به طور كامل تمام كتاب درسی را بخوانند و مطالب آن را به خوبی درك كنند، می‌توانند به تمام پرسشهای برگه امتحان پاسخ دهند.

شنبه 8 دی 1386

عرض به خدمت شما که یه مدت پیش یکی از بروبچز گفت می ترسم کنکور قبول نشم .

منم بهش گفتم خوب به من چه… یه مدت بعد یکی دیگه از بچه ها گفت من نگران نتیجه کنکورم.منم عرض کردم منو سنه نه ؟

یه مدت بعد از اینم یکی دیگه از بچه ها گفت اگه کنکور قبول نشم چیکار کنم؟گفتم بیا منو بخور(البته با لهجه قزوینی گفتم)یه مدت بعدم یکی از بچه ها…و همین طور چن تا از بچه ها این حرفو به روشای مختلف به من زدن و منو مجبور کردن که این مطلبو بنویسم…

اولین روش موثر برای قبولی اینه که به من اعتماد داشته باشین.یادتون باشه اسم موسسه من اینه:”کانون فرهنگی هنری غیرانتفاعی مردمی با تضمین بعدا شما پولمو کامل بده اصلا قابل نداره “…در نتیجه می ریم سراغ راهکارهای موسسه اینجانب…

اول اینکه به هیچوجه نباید بیشتر از یک ماه برای خوندن وقت بذارین…دقیقا یک ماه قبل از کنکو شروع می کنین به خوندن.یادتون نره وقت شما خیلی مهمتر از این موضوعاته و کارای خیلی مهمتر از خوندن برای کنکور دارین.مث چت کردن،وبلاگ نویسی،اس ام اس بازی،کل کل با مامان،کندن سبیل بابا وقتی که خوابه،خوندن شماره تلفنای تو دفترچه تلفن داداش ،خوندن دفترچه خاطرات آبجی(همون همشیره)و صد البته خوردن…

روزانه حداکثر دو ساعت رو به خوندن درس برای کنکور اختصاص بدین…به همون دلیل بالا.

از همون روزی که شروع کردین به درس خوندن برای کنکور به همه فک و فامیل بگین که می خواین با قبولی تو یه رشته عجیب و تک که البته رشته دلخواهتونه همه رو تعجب زده بکنین … بعد اگه یه رشته گلابی قبول شدین که به همه می گین:”دیدی گفتم رشته دلخواه من باعث تعجبت می شه”یا مثلا:”چیه؟مگه همه باید عشق دکتر مهندسی باشن؟؟قصد من خدمته”…یا مثلا”رشته رو حال می کنی؟؟؟ااا؟چته؟بابا چرا خوشحال نیستی.مرگ تو من خیلی سعی کردم تا رشته دلخواهم قبول بشم به جون تو…می گم تو رو کفن کردم…خیلی زور زدم تا این رشته رو قبول بشم تو بمیری”…که با این قسم و ناله نفرینا طرف مقابل سریعا و قبل از اینکه به لقاءالله بپیونده حرفتونو باور می کنه. اگه اصلام قبول نشدین می تونین بگین:”حیف که درسای اختصاصیمو وقت نکردم دوره کنم”یا مثلا:”رشته من نیس که تقاضاش زیاده…منم که عشق درسو دانشگاه ندارم که…گفتم این بنده خداها قبول بشن…واسه همین کشیدم کنار”…اگرم یه رشته خوب قبول شدین که معلوم می شه اصلا به حرفای من گوش نکردین و روشهای منو درست انجام ندادین.

خوب.می رسیم به چن روز مونده به کنکور.یادتون باشه این چن روز حسابی ناز کنین.یادتون باشه که بعد از اعلام نتایج کنکور دیگه کسی محل چیزم بهتون نمی ذاره.پس تا می تونین ناز کنین.می تونین از مامان بخواین براتون موبایل جدید بخره و از بابا بخواین واسه تون یه ماشین بگیره…از غذا هم واسه خودتون کم نذارین.

روز کنکور وقتی سرجلسه نشستین باید به فکر زیبایی کارتون باشین.پرسشنامه که تاثیری تو زیبایی کار نداره چون کسی نگاهش نمی کنه پس پرسشنامه رو بذارین کنار و ببینین کدوم گزینه از هر سوال،پاسخنامه رو قشنگتر می کنه.

حواستون باشه تا وقتی بسکوته(بیسکوئیت) رو می دن سر جلسه بمونین.پولشو دادین باید بسکوتشو بگیرین.بسکوتو که گرفتین بزنین بیرون و تو فضای آزاد بسکوتو بزنین تو رگ.

ترجیحا بزنین برین کافی نت یا کافی شاپ یا کافه گلاسه و این جور کافه ها و تا یک ساعت بعد از تموم شدن وقت امتحان همونجا باشین…بعد از اون می تونین برین خونه و خودتونو برای آخر کار آماده کنین…

آخر کارم که یادتون نرفته…هر کدوم از نتایجو که گرفتین از همون جوابایی که گفتم استفاده کنین.

در ضمن … دستمزد و شیرینی ما یادتون نره …

چهارشنبه 5 دی 1386

دوران خوش  ، اما سخت دانشگاه

پنجره

دانشجوهای ورودی جدید چه کار کنند که منطبق شدن با شرایط خوابگاه و دانشگاه فشار روانی زیادی به آنها وارد نکند؟(3)

لینک مقاله ی اول (منو رها كن از این فكر تنهایی)

لینک مقاله ی دوم(دانشگاه چه جور جایی است؟)

 

6 قدم  برای گذر از روزهای بهانه و تشویش

1- صبور باش!

 

2 ـ اجتماعی‌تر شو !

این حرف‌ها را که من شخصیتم این‌جور است، که کاملا درون‌گرا هستم و آبم با جماعت توی یک جوب نمی‌رود، بگذار کنار. اولا تحقیقات نشان داده تعداد خیلی کمی ‌از مردم کاملا برون‌گرا یا کاملا درون‌گرا هستند و برای گروه اکثریتی هم که مابین این طیف‌اند، کم و زیاد کردن فعالیت‌های اجتماعی چندان کاری ندارد. پس ای گروه اکثریت! به دانشگاه به عنوان یک محمل که در آن به خوبی می‌توانید اجتماعی شوید و در برقراری ارتباط با آدم‌های آینده ی زندگی‌تان ماهر شوید، نگاه کنید. شاید بعد از دانشگاه کمتر جایی را پیدا کنید که مفتی‌مفتی برای شما پول خرج کنند تا شما بتوانید توی فعالیت‌های گروهی شرکت کنید.

 

3 ـ «اصل تقدم» را فراموش نکن!

روان‌شناسانی که موهایشان را توی تحقیقات مربوط به حافظه سفید کرده‌اند، دریافته‌اند که ذهن ما اغلب اوقات اولین و آخرین داده‌هایی را که دریافت کرده است، بهتر به خاطرش می‌سپارد تا داده‌هایی که آن وسط ارائه شده‌اند. به زبان آدمیزاد، این می‌شود که ترم اول را جدی بگیر؛ مخصوصا سعی کن نظر استاد‌هایی را که می‌دانی تا ترم آخر دست از سرت برنمی‌دارند و باهاشان درس داری، از همین اول جلب کنی. حتی اگر ترم 3 و 4 خراب کنی، آنها به عنوان یک دانشجوی خوب که برایش مشکل پیش آمده به تو نگاه می‌کنند. اما اگر ترم اول خراب کنی حتی اگر ترم 3 و 4 بهتر شوی، احتمالا فکر می‌کنند دانشجویی هستی که در طول این چند ترم، راه‌های بهتر تقلب کردن را آموخته‌ای!

 

4 ـ به مرکز مشاوره ی دانشگاه برو !

توهین کردم؟ می‌گویی «مگر من دیوانه‌ام که بروم پیش مشاور؟». نه، باور کنید این نرخ‌های رایگان یا حداکثر هزار تومانی جلسه‌های مشاوره ی مراکز مشاوره ی دانشگاه‌ها، هر بنی‌بشری را وسوسه می‌کند که برود برای خودشناسی هم که شده سلامی‌ عرض کند. از اینها که گذشته، یکی از بهترین جاها – حتی برای حل مشکلات مالی‌تان - همین مرکز مشاوره ی دانشگاه است. به هر حال یک عده آدم متخصص نشسته‌اند آنجا که علاوه بر دانایی‌شان، یکی از زیرمجموعه‌های دانشگاه هم هستند.

آن‌قدر توی این توصیه‌های آخرین مقاله ی مان از صبوری می گوییم که ان شاءا...خدا صبر مضاعفی به شما بدهد. ولی واقعا که بهترین توصیه برای بحران‌هایی که فقط مال یک دوره ی زمانی خاص است، همین شکیبایی است. خیلی از مشکلات روزهای اول دانشگاه را زمان و تجربه به خودی خود حل می‌کند. اما اگر شما بزنید توی فاز دپ، فقط این تجربه‌ها را کندتر می‌کنید. اضطراب داشته باشید اما معقول؛ جوری مضطرب نباشید که خود این اضطراب باعث شود نتوانید مثل همه ی تجربه‌های روزهای اول را از سر بگذرانید و بیفتید توی دور باطل استرس، اضطراب، استرس، اضطراب، استرس و همین‌جور ادامه دهید تا فارغ‌التحصیلی ، یا زبانم لال انصراف.

***== ادامه مطلب ==***

سه شنبه 4 دی 1386

دانشگاه چه جور جایی است؟

دانشجو

دانشجوهای ورودی جدید چه کار کنند که منطبق شدن با شرایط خوابگاه و دانشگاه فشار روانی زیادی به آنها وارد نکند؟(2)

لینک مقاله ی قبل (منو رها كن از این فكر تنهایی)

واقعا دانشگاه برای یک ورودی جدید چه‌جور جایی است؟ بیایید با هم ببینیم چطور اسطوره‌هایی که توی ذهن یک پشت‌کنکوری از دانشگاه ساخته‌اند، همان روزهای اول فرومی‌ریزد:

1 ـ عذاب تنهایی

این اولین احساس یک دانشجوی غیربومی ا‌ست؛ وقتی که شب اول را دور از خانه و در خوابگاه دانشگاه یا خانه ی دانشجویی می‌گذراند. شعار ندهید که فقط دختر‌ها اهل این رمانتیک‌بازی‌ها هستند، نه این‌طور نیست. این حس را با یک شب بیرون ماندن پسرانتان در جوار دوستان همشهری اشتباه نگیرید.

شرایط یک‌جور دیگری است. هر قدر هم بخواهید به این شرایط به عنوان یک تجربه ی جدید نگاه کنید، ته دلتان لک می‌زند برای اینکه به طور معجزه‌آسایی یا شما یک ساعته برسید به دوستان و خانواده ، یا آنها بیایند پیشتان. خلاصه اینکه فعلا تا دوستی پیدا کنید «باید بچشید عذاب تنهایی را...»

2- در باب آزادی و مسئولیت

نه، اصلا فلسفه بافی و این حرف‌ها نیست، خیلی ساده است. شما، هم آزادی‌هایتان بیشتر می‌شود و هم مسئولیت‌هایتان. تا قبل از آن پدر و مادر گرامی ‌یک قید و بند‌هایی داشتند و در مقابل‌اش یک حمایت‌هایی. حالا شما از خیر و شر هر دو رها شده‌اید و خودتانید و خودتان.

3 ـ یک موجود به نام استاد و یک شیء به نام کتاب دانشگاهی

اگر همه ی این مصوبه ی وزارت علوم را شنیده باشند و البته رعایتش کنند، دیگر دوره‌ای که استاد‌ها به خاطر دادن جزوه، یک امتیازی هم می‌گرفتند ، گذشته و همه مجبورند کتاب را به عنوان منبع درسی معرفی کنند.

با توجه به اینكه اینجا ایران است و هر کسی می‌خواهد همان دم حجله گربه را بکشد و بالاخره همه استاد‌های ما هم که واحد روان‌شناسی تربیتی پاس نکرده‌اند و اگر هم پاس کرده‌اند، مجبور نیستند عمل کنند (نفس خودم هم از طولانی بودن جمله گرفت)، بعید نیست که استاد‌ها بخواهند کتاب‌های کت و کلفتی را همان ترم اول بگذارند به عنوان منبع. دانشجوی جدیدالورود هم که خوش‌باور و بی‌تجربه است، هی استرس پشت استرس تجربه می‌کند.

4 ـ دانشجو یک موجود اجتماعی است

اگر تا همین 3 ماه قبل سرت توی لاک خودت بود و از خانه با سوزاندن بنزین تازه سهمیه‌بندی شده ی سرویس، می‌رفتی پیش‌دانشگاهی و بعدش هم همچنان درون‌گرا بازمی‌گشتی به خانه، اینجا دیگر این خبر‌ها نیست.

اگر غیر بومی ‌هستی که در بهترین شرایط باید با یک هم خانه یا یک هم اتاقی بسازی، اگر هم شانست خیلی خوب بوده (یا خیلی بد!) و دانشگاه شهر خودت قبول شده‌ای، دیگر نمی‌توانی کنفرانس‌های اجباری را دو دره کنی و بالاخره با یکی از استاد‌ها باید  کنفرانس بدهی.

برای همین هم آنهایی که همچین خوش ندارند زیاد با جماعت بپرند، خیلی از این شرایط فشارزا خوش‌شان نمی‌آید و استرس از سر و رویشان می‌بارد. به هر حال اینجا دیگر اگر درون‌گرا باشی، ضرر کرده‌ای و بهتر است بزنی توی فاز «یادگیری مهارت‌های 53636 ارتباط با دیگران».

... ادامه دارد

منبع : اینترنت – با تغییر و تلخیص

  • تعداد صفحات :3
  • 1  
  • 2  
  • 3  

 

آرشیو موضوعی


آخرین پست ها


نویسندگان



آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اَبر برچسبها