شنبه 11 اسفند 1386

سال 1982 اسرائیلی ها وارد لبنان شدند تا چریک های فلسطینی را بیرون بریزند و مرزهای شمالی شان را تثبیت کنند. بیروت، اولین پایتخت عربی بود که ارتش اسرائیل آن را گرفت. اسرائیلی ها وقتی آمدند که لبنانی ها به جان هم افتاده بودند.

 

امام موسی صدر  www.nanjoon.com

 

3 سال قبل از این، شیعیان لبنان امام موسی صدر- رهبر ایرانی تبارشان- را از دست داده بودند. امام صدر- که برای پایان جنگ داخلی لبنان به لیبی رفته بود- در ملاقات با قذافی ربوده شد. همزمان با پیروزی انقلاب ایران (1979 میلادی) دکتر چمران- فرمانده سازمان امل- هم به وطنش برگشته بود.

 

امام موسی صدر  www.nanjoon.com

 

سازمان «امل» تنها گروه مسلح شیعیان لبنان بود که امام موسی صدر و دکتر چمران اداره اش می کردند. نبود این دو، تشکیلات سیاسی و نظامی شیعیان لبنان را بی سرپرست کرد. شیعیان لبنان در چنین وضعیتی بودند که اسرائیل به آنها حمله کرد.

3 سال جنگ داخلی و اشغال جنوب لبنان توسط اسرائیل، شیعیان لبنان را به تکاپو انداخت. احمد قصیر- نوجوان لبنانی- در پایان سال 1982 مقر فرماندهی ارتش اسرائیل در شهر صور را منفجر کرد. جرثقیل های اسرائیل جنازه ده ها فرمانده اسرائیلی را در برابر چشمان بهت زده شارون بیرون آوردند.

کمی بعد، با انفجار مقر تفنگداران فرانسوی و آمریکایی فعالیت های نظامی شیعیان گسترده تر شد ولی کسی مسئولیت رسمی انفجارها را قبول نمی کرد تا اینکه در سال 1984 بیانیه ای منتشر شد و گروهی به نام مقاومت اسلامی لبنان مسئولیت حملات به اشغالگران را بر عهده گرفت.

***== ادامه مطلب ==***

جمعه 19 بهمن 1386

سال های 53 – 1352

کمیته مشترک ضد خربکاری http://www.nanjoon.com

اتاق شکنجه در طبقه سوم زندان زنان، مقابل اتاق شماره 11 بود. من تقریباً تیر و مرداد 52 را در آنجا به سر بردم. اتاق شکنجه حدوداً 4×3 متر بود. یک تخت فلزی به ابعاد تقریبی 2/1×2 متر، طنابی برای بستن دست ها و پاها به تخت، چند عدد شلاق در اندازه ها و ضخامت های مختلف، یک باطری ماشین برای تأمین برق باتوم الکتریکی و... از جمله وسایل این اتاق بود.

وقتی متهم را به اتاق شکنجه می آوردند، اگر مهم بود، چند بازجو او را احاطه کرده با هم او را شلاق می زدند، «سین جیم» می کردند یا یکی شلاق می زد دیگری لگد و آن دیگری سیلی. که چاشنی همه اینها فحش و ناسزا بود. هم صدای آنها بلند بود و هم صدای مأمورین. از طرفی هم ممکن بود بقیه زندانیان را هراس و ترس فرا بگیرد که مبادا آن فرد از هم پرونده های آنها باشد. در مدتی که بازجوها مشغول ضرب و شتم و سر و صدا بودند، سایر زندانیان در سلول ها عذاب می کشیدند و در ناراحتی به سر می بردند. هم برای خود و هم برای فردی که شکنجه می شد ناراحت بودند. اصلاً گاهی بازجوها درهای سلول های دیگر را باز می کردند و به متهمین و زندانیان فحش و بد و بیراه می گفتند و تهدید می کردند.

شکنجه ها در آن زمان (شش ماه اول 52) در حد سوزاندن با آتش سیگار و فندک بود. چک و لگد که جای خود داشت. بالاترین شکنجه هم شلاق بود. شلاق با کابل برق. بعضی ها آن قدر سریع در برابر این شکنجه کوتاه می آمدند و حرف می زدند که شکنجه گران به شلاق می گفتند: «مشکل گشا»؛ تازیانه های شلاق به کف پا روی رشته های عصبی اثر می گذاشت. با هر ضربه شلاق، درد تا مغز استخوان آدم را در بر می گرفت و به اصطلاح تا مغز آدم سوت می کشید. تکرار شلاق موجب می شد کف پا گوشت اضافی بیاورد و برآمدگی در کف پا ایجاد شود.

***== ادامه مطلب ==***

شنبه 13 بهمن 1386

انقلاب به روایت تصویر - انقلاب تاریخی ایران

پیشنهاد میکنم به ادامه مطلب رفته و شور و شرف مردم ایران را در آن زمان مشاهده کنید ...مردم ایران همیشه و همه حال با دیکتاتور و دیکاتورها مبارزه کردن که انقلاب ۵۷ نمونه ای از یک انقلاب شکوهمند و تاریخی از مردم قهرمان و شجاع ایران میباشد --- شعار اصلی آن زمان مرگ بر شاه بود. برای دیدن این واقعیت تاریخی به ادامه مطلب رفته و دیدن کنید...

http://www.nanjoon.com

ادامه مطلب کلیک کنید...

***== ادامه مطلب ==***

سه شنبه 25 دی 1386

ماه محرم آمد و غمخانه شد وجودم

با نام تو من دفتر غمخانه را گشودم

در سطر اول آن بنوشته بود حسین جان

http://www.nanjoon.com

 مقدمه

 محرم، ماه ایثار و از جان گذشتگی، ماه حماسه و شجاعت و جوانمردی و ماه ظلم ستیزی و مبارزه با ذلت است.

 محرم ماه شور و شعور و عشق و فریاد است.

ای ماه خون، دوباره می‌آیی و سكوت تاریخ را در هم می‌شكنی و بغض ناله را از حنجره‌ها آزاد می‌سازی.

بانگ كاروانت به گوش می‌آید و عاشقان را دوباره به مهمانی فرا می‌خوانی.

سلام بر حسین سید و سالار شهیدان و یاران باوفایش. آن اصحاب شهادت طلبش كه مصداق واقعی آگاهی و ایمان و شجاعت و فداكاری بودند، چه آن‌هایی كه در ركابش به فیض شهادت رسیدند و چه آن‌هایی كه پیش از عاشورا شهید شدند.

مصائب امام حسین(علیه‌السلام) و اهل بیتش در این راه آنقدر عظیم و جانسوز است كه اگر همه ایام محرم هم از آن گفته شود باز هم نمی‌توان حق مطلب را به درستی ادا كرد.

با توجه به ورود امام حسین(علیه‌السلام) و یارانش در روز دوم محرم به كربلا و شهادتشان در روز دهم، شیعیان دهه اول این ماه را به یاد آنان و ذكر مصیبتشان به سوگواری و عزاداری ویژه‌ای می‌پردازند و در بزرگداشت شهدای كربلای سال 60 هجری هر روز از این دهه را مختص به یكی از حماسه سازان این نهضت جاویدان قرار داده‌اند:

روز اول: مسلم‌بن‌عقیل (علیه‌السلام)

روز دوم: ورود كاروان به كربلا

روز سوم: حضرت رقیه (علیه‌السلام)

روز چهارم: حضرت حر و طفلان حضرت زینب (علیه‌السلام)

روز پنجم: حضرت عبدالله‌بن‌الحسن و اصحاب

روز ششم: حضرت قاسم‌بن‌الحسن(علیه‌السلام)

روز هفتم: حضرت علی اصغر (علیه‌السلام) و روضه عطش

روز هشتم: حضرت علی‌اكبر(علیه‌السلام)

روز نهم: حضرت عباس(علیه‌السلام)

روز دهم: حضرت اباعبدالله‌ (علیه‌السلام) و شام غریبان

روز یازدهم: حركت كاروان از كربلا

روز دوازدهم: ورود كاروان به كربلا

روزسیزدهم: مصائب امام سجاد و حضرت زینب(س) در كوفه و شام

این ترتیب نامگذاری، معروف‌ترین شكل آن است كه اكثر هیأت‌ها بر طبق آن عزاداری می‌كنند، ولی از آنجایی كه این نوع نامگذاری دلیل خاصی ندارد، صورت‌های دیگری نیز برای آن دیده شده است، مثلاً جابجایی در روزها و یا ذكر مصیبت دیگر اصحاب امام مثل حبیب‌بن‌مظاهر و... و هدف از همه این برنامه‌ها زنده‌نگه داشتن حماسه‌ای است كه آفریدند.

روز اول: به یاد مسلم بن‌عقیل

مسلم پیشاهنگ نهضت كربلا و سفیر امام حسین (علیه‌السلام) به سوی مردم كوفه بود. او كه در عرفه شهید شد تا دعای عرفه امامش را تفسیر كند و حماسه مسلم بودن و تسلیم نشدن را بیافریند.

مسلم ‌بن‌عقیل اسوه همه كسانی است كه در زندگی به هدف‌هایی والاتر از دنیا اعتقاد دارند و ارزش‌هایی متعالی را می‌جویند. او الگوی عمل به وظیفه، اطاعت از امام و بنده بودن و بندگی كردن است. نام مسلم یادآور همه خوبی‌ها، رشادت‌ها و جوانمردی‌هاست.

در حدیثی از پیامبر (ص) خطاب به امیر‌المؤمنان (ع) آمده است: «من عقیل را دوست دارم، یكی به خاطر خودش و یكی هم به خاطر این كه پدرش ابوطالب او را دوست می‌داشت. فرزند او كشته راه محبت فرزند تو خواهد شد، چشم مؤمنان بر او اشك می‌ریزد و فرشتگان مقرب پروردگار بر او درود می‌فرستند»

***== ادامه مطلب ==***

دوشنبه 24 دی 1386

اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم



گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی ... با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید

گفتمش چون می کشی تصویر مردان خدا ... تک درختی در بیابان یکه و تنها کشید

گفتمش نامردمان این زمان را نقش کن ... عکس یک خنجرزپشت سر پی مولا کشید

گفتمش راهی بکش کان ره رساند مقصدم ... راه عشق و عاشقی و مستی ونجوا کشید

گفتمش تصویری از لیلی ومجنون رابکش ... عکس حیدر(ع) در کنار حضرت زهرا(س)کشید

گفتمش بر روی کاغذ عشق را تصویر کن ... در بیابان بلا، تصویر یک سقا کشید

گفتمش از غربت ومظلومی ومحنت بکش ... فکر کرد و چهار قبر خاکی از طه کشید

گفتمش سختی ودرد وآه گشته حاصلم ... گریه کردآهی کشید وزینب کبری(س) کشید

گفتمش درد دلم را با که گویم ای رفیق ... عکس مهدی(عج) راکشید و به چه بس زیبا کشید

گفتمش ترسیم کن تصویری از روی حسین(ع) ... گفت این یک را بباید خالق یکتا کشید

  • تعداد صفحات :5
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  

 

آرشیو موضوعی


آخرین پست ها


نویسندگان



آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اَبر برچسبها