تبلیغات
ننجون دات کام : مذهبی , علمی و آموزشی , بیوگرافی و مصاحبه , موبایل , عکس های هنرمندان ایرانی - مطالب تاریخ ایران کهن

      

       

پنجشنبه 20 دی 1386

در یك بامداد پاییزی، وارد محوطه كاخ گلستان می شوم. هنوز یكی دو قدم برنداشته ام یك مرتبه همه آن چه كه درباره كاخ می دانستم در برابرم مجسم می شود. محو تماشا هستم. * آقا، آقا، چه كار دارید؟ نگهبان كاخ مرا متوجه خود می كند. - دفتر مدیریت! - صبر كنید هماهنگی كنم.گوشی تلفن را برمی دارد. چند كلمه ای می گوید، بعد خطاب به من ادامه می دهد: - بفرمایید. انتهای شمال شرقی مجموعه از پله ها بالا بروید

فاصله از در ورودی تا دفتر مدیریت زیاد طولانی نیست، ولی قدم هایم سنگینی می كند. این بنا چه رازها و چه حكایت هایی در دل دارد.
اگر سنگ ها زبان داشتند، اگر آجرها حرف می زدند و مرمرها می خندیدند و گریه می كردند، چه غوغایی به پا می شد؟
صف های سلام، تاجگذاری ها، میهمانی ها، اندرونی، بیرونی، آغامحمدخان، فتحعلی شاه، ناصرالدین شاه با ملیجك و كریم شیره ای با آواز: دیشب كه بارون اومد، یارم لب بوم اومد.
و صدای نفس گیر سلطان بن، سلطان بن سلطان: آ«پدر سوخته!آ» همه را در جای خود میخكوب می كند.
تالار تخت، رضاخان با خلع ید از احمد شاه سلطنت خاندان قاجار را در هم می پیچید.
در كنار تالار تخت، جرأت می خواهد پا روی پله ها گذاشت. پله هایی كه روزگاری استخوان های كریم خان زند در زیر آن شاهد صدای چكمه های آغامحمدخان بوده است و چه ستم ها كه بر لطفعلی خان گذشت. حتی دیوارها و درها هم به لرزه می آیند.
حیرت انگیز است كه پیدایش و احداث كاخ گلستان هم ماجراهای فراوانی دارد. چگونه این كاخ قریه تهران را پایتخت كرد؟

***== ادامه مطلب ==***

جشن مهرگان

پنجشنبه 20 دی 1386

جشن مهرگان را نباید در شمار جشن های دوازده گانه کم و بیش فراموش شده ای چون " فروردین گان " و " اردیبهشت گان " و ... آورد و نه چون نوروز که در همه ایران همگانی است، یا چون " سده " که در یک شهر برگزار شود، بلکه مهرگان جشنی است که تنها نزد دانشمندان و نویسند گان و شاعران همچنان برجاست و از این رو جزو جشن های کهن بحساب می آید.
در روز شمار کهن ایران، هر یک از سی روز ماه را نامی است که نام دوازده ماه سال نیز در میان آنهاست. پیشینیان در هر ماه که نام روز و نام ماه یکی بود، آن را جشن می گرفتند. از این جشن های دوازده گانه، تا آنجا که سندها و کتاب های تاریخی گواه است، در دوره های پس از اسلام، تنها جشن مهرگان است که رسمی و شکوهمند برگزار می گردید. افزون بر یکی بودن نام - روز مهر از ماه مهر - مناسبت های دیگری را نیز برای برگزاری این جشن بر می شمردند، که معروفترین آن قیام کاوه آهنگر و پیروزی بر ضحاک و پادشاهی نشستن فریدون است. دقیقی، فردوسی و اسدی توسی از آن چنین یاد کرده اند:

دقیقی می گوید:

مهرگان آمد جشن ملک افریدونا آن کجا گاو به پرورش بر مایونا ( برمایون نام گاوی است که فریدون با شیرش پرورش یافت)


و فردوسی در داستان به بند کردن ضحاک آورده است:


فریدون چون شد بر جهان کامکار ندانست جز خویشتن شهریار


به روز خجسته سر مهر ماه به سر بر نهاد آن کیانی کلاه


کنون یادگار است از او ماه مهر بکوش و برنج، ایچ منهای چهر

و اسدی توسی در انتساب این جشن به فریدون گوید:

فریدون فرخ به گرز نبرد ز ضحاک تازی بر آورد گرد


چو در برج شاهین شد از خوشه مهر نشست او به شاهی سر ماه مهر

***== ادامه مطلب ==***

پنجشنبه 20 دی 1386

حال ببینیم كه تیمور كه بود و چه كرد و با چه بهانه و انگیزه ای در اصفهان قتل عام به راه انداخت و چگونه رخت از این جهان بربست . آ«تیمورآ» Timur را ایرانیان به سبب لنگی پای چپش، تیمورلنگ می خوانند اروپائیان به او آ«تامرلانآ» می گویند. تیمور فرزند آ«ترغایآ» از قوم تاتار بود كه آن قوم نیز شاخه ای از مغولان آسیای مركزی بودند. تیمور به زبان مردم آسیای مركزی به معنی آ«آهنآ» است. او در 8 آوریل 1335 میلادی در شهر آ«كشآ» شهر سبز كنونی در جنوب سمرقند بر سر راه این شهر و بلخ به دنیا آمد. طایفه ای كه تیمور متعلق به آن بود آ«برلاسآ» نام داشت.
ابن عربشاه مورخ معروف در كتاب آ«عجایب المقدورآ» می نویسد: تیمور در نوجوانی وقتی كه مشغول دزدیدن گوسفندی بود، پایش مجروح شد و چون به خوبی نمی توانست راه برود به تیمورلنگ معروف شد. تیمور در جوانی به حكومت آ«كشآ» نائل شد و به تدریج بر همه ماوراءالنهر چیره شد و شهر سمرقند را پایتخت خود قرار داد. تیمور وقتی بر ماوراءالنهر غلبه كرد متوجه ایران شد. او از 1381 میلادی 783 ه ق حمله به شهرهای خراسان را آغاز كرد و تا 18 فوریه 1405 كه در شهر اترار در محل فاراب قدیم به سرماخوردگی شدید و افراط در شرب خمر، جان به جان آفرین تسلیم كرد. بخش عظیمی از جهان كه مدت 25 سال در اضطراب و ترس بود نجات یافت. مورخان جهان از تولد تا مرگ او برایش افسانه هایی نیز ساخته اند.

***== ادامه مطلب ==***

جشن سده

پنجشنبه 20 دی 1386

واژه سده: بیشتر دانشمندان نام سده را گرفته شده از صد می دانند. ابوریحان بیرونی می نویسد: “سده گویند یعنی صد و آن یادگار اردشیر بابكان است و در علت و سبب این جشن گفته اند كه هرگاه روزها و شب ها را جداگانه بشمارند، میان آن و آخر سال عدد صد بدست می آید و برخی گویند علت این است كه در این روز زادگان كیومرث، پدر نخستین، درست صدتن شدند و یكی از خود را بر همه پادشاه گردانیدندâ€‌ و برخی برآنند كه در این روز فرزندان مشی و مشیانه به صد رسیدند و نیز آمده : “شمار فرزندان آدم ابوالبشر در این روز به صد رسید .â€‌
نظر دیگر اینكه سده معروف، صدمین روز زمستان از تقویم كهن است، زمستان در تقویم كهن 150 روزه و تابستان 210 روزه بوده است و برخی گفته اند كه این تسمیه به مناسبت صد روز پیش از به دست آمدن محصول و ارتفاع غلات است.



زنده یاد استاد مهرداد بهار معتقد است كه واژه سده از فارسی كهن به معنی پیدایش و آشكار شدن آمده و آن را برگزاری مراسمی به مناسبت چهلمین روز تولد خورشید (یلدا) دانسته و می نویسد: … جشن سده سپری شدن چهل روز از زمستان و دقیقا در پایان چله بزرگ قرار دارد. البته به جشنی دیگر كه در دهم دی ماه برگزار می شده و كمابیش مانند جشن سده بوده هم باید توجه كنیم كه در آن نیز آتش ها می افروختند. اگر نخستین روز زمستان را پس از شب یلدا تولد دیگری برای خورشید بدانیم، می توان آنرا هماهنگ با جشن گرفتن در دهمین و چهلمین روز تولد، آیین كهن و زنده ایرانی دانست. (در همه استان های كشور و سرزمین های ایرانی نشین، دهم و چهلم كودك را جشن می گیرند) و این واژه “sadaâ€‌ (اسم مونث) كه به معنی پیدایی و آشكار شدن است ، در ایران باستان sadok و در فارسی میانه sadag بوده و واژه عربی سذق و نوسذق (معرب نوسده) از آن آمده است.

***== ادامه مطلب ==***

پنجشنبه 20 دی 1386

یکی از آیینهای نوروزی امروز - که بایستی آمیزه ای از چند رسم متفاوت باشد - " مراسم چهارشنبه سوری " است که در برخی از شهرها آن را چهارشنبه آخر سال گویند. دربارهً چهارشنبه سوری، کتاب ها و سندهای تاریخی، مطلبی یا اشاره ای نمی یابیم و تنها در این قرن اخیر، یا دقیق تر، در این نیم قرن اخیر است که مقاله ها و پژوهشهای متعددی در این باره منتشر شده و یا در نوشته های مربوط به نوروز به چهارشنبه سوری نیز پرداخته اند.

برگزاری چهارشنبه سوری، که در همهً شهرها و روستاهای ایران سراغ داریم، بدین صورت است که شب آخرین چهارشنبهً سال ( یعنی نزدیک غروب آفتاب روز سه شنبه )، بیرون از خانه، جلو در، در فضایی مناسب، آتشی می افروزند، و اهل خانه، زن و مرد و کودک از روی آتش می پرند و با گفتن : " زردی من از تو، سرخی تو از من "، بیماری ها و ناراحتی ها و نگرانی های سال کهنه را به آتش می سپارند، تا سال نو را با آسودگی و شادی آغاز کنند. تا زمانی که از ظرف های سفالین چون، کاسه و بشقاب و کوزه، در خانه استفاده می شد، پس از خانه تکانی، کوزهً کهنه ای از پشت بام خانه به کوچه می انداختند؛ کوزه ای که در آن آب و چند سکه ریخته بودند. اسفند دود کردن و آجیل خودرن، فال گرفتن، " فال گوش " ( در کوی و گذر به حرف عابران گوش دادن و از مضمون آن ها برای نیت خود تفاً ول زدن. ) و " قاشق زنی " ( معمولا زنان روی خود را می پوشانند و با قاشق، یا کلید به خانه ها در می زنند، صاحب خانه شیرینی، میوه و یا پول در ظرف آنها می گذارد. ) نیز از باورها و رسم هایی است که به ویژه در بین نوجوانان، هنوز به کلی فراموش نشده است؛ و این رسم ها و باورها در شهرهای مختلف با یکدیگر متفاوت اند.

بی گمان چهارشنبه سوری از رسم های کهن پیش از اسلام نیست. در آن زمان هر یک از روزهای ماه را نامی بود، نه روزهای هفته را. استاد پورداود در این باره می نویسد : آتش افروزی ایرانیان در پیشانی نوروز از آیین های دیرین است ( ... ) شک نیست که افتادن این آتش افروزی به شب آخرین چهارشنبهً سال، پس از اسلام رسم شده است. چه ایرانیان شنبه و آدینه نداشتند ( ... ) روز چهارشنبه یا یوم الاربعاء نزد عرب ها روز شوم و نحسی است. جاحظ در المحاسن و الاضداد آورده : والاربعاء یوم ضنک و نحس. این است که ایرانیان آیین آتش افروزی پایان سال خود را به شب آخرین چهارشنبه انداختند تا پیش آمدهای سال نو از آسیب روز پلیدی چون چهارشنبه بر کنار ماند.

***== ادامه مطلب ==***

 

آرشیو موضوعی


آخرین پست ها


نویسندگان



آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اَبر برچسبها