پنجشنبه 29 مرداد 1388

گفتگوی جالب و خواندنی با لاله اسکندری

ادامه مطلب

یکشنبه 14 تیر 1388

 

محسن چاووشی بدون تردید یكی از محبوب‌ترین خواننده‌های پاپ است. او متولد سال 1358 در شهر آبادان است. در یك خانواده هشت نفری بزرگ شده و لیسانس حسابداری دارد و موفقیتش را مدیون لطف و محبت‌های مادرش می‌داند. با او گفتگویی انجام دادیم كه گوشه‌هایی از آن را می‌خوانید. نسبت به آلبوم اولم تغییرات زیادی كردم، اون روزها خیلی كم سن و سال بودم، هیچ چیزی از دنیای موسیقی حرفه‌ای نمی‌دانستم اما حالا دیدگاهم نسبت به موسیقی عوض شده است.

اوایل كه كارم رو شروع كرده بودم، همه می‌گفتند از فلان خواننده تقلید می‌كنم اما رفته‌رفته صدای من پخته‌تر شد و خشی كه با بالا رفتن سن و تمرین زیاد در صدایم ایجاد شد، باعث گشت صدایم از آن خواننده متمایز شود.
شاید خواننده مجاز نباشم اما تا به حال كار بدی را نخوانده‌ام. من برای موسیقی و مخاطبم حرمت قائلم و هیچ‌وقت حاضر نیستم كار ضعیفی را به آنها ارائه بدهم.
از اجرای ترانه «نفرین» بسیار پشیمانم البته من برای كار خانم حیدرزاده ارزش زیادی قائلم ولی به نظر من هیچ‌وقت یك عاشق نمی‌تواند معشوقش را نفرین كند چون او روزی انتخابش بود به همین خاطر با خواندن شعر«دستای من عمری نمك خورده دستای توئه، هر جوری نفرینت كنم آخر نانجیبیه» خواستم به نوعی آهنگ «نفرین» را جبران كنم.

گپی با محسن چاووشی: هیچ وقت دلسرد نشدم


محسن چاووشی بدون تردید یكی از محبوب‌ترین خواننده‌های پاپ است. او متولد سال 1358 در شهر آبادان است. در یك خانواده هشت نفری بزرگ شده و لیسانس حسابداری دارد و موفقیتش را مدیون لطف و محبت‌های مادرش می‌داند. با او گفتگویی انجام دادیم كه گوشه‌هایی از آن را می‌خوانید. نسبت به آلبوم اولم تغییرات زیادی كردم، اون روزها خیلی كم سن و سال بودم، هیچ چیزی از دنیای موسیقی حرفه‌ای نمی‌دانستم اما حالا دیدگاهم نسبت به موسیقی عوض شده است.

اوایل كه كارم رو شروع كرده بودم، همه می‌گفتند از فلان خواننده تقلید می‌كنم اما رفته‌رفته صدای من پخته‌تر شد و خشی كه با بالا رفتن سن و تمرین زیاد در صدایم ایجاد شد، باعث گشت صدایم از آن خواننده متمایز شود.
شاید خواننده مجاز نباشم اما تا به حال كار بدی را نخوانده‌ام. من برای موسیقی و مخاطبم حرمت قائلم و هیچ‌وقت حاضر نیستم كار ضعیفی را به آنها ارائه بدهم.
از اجرای ترانه «نفرین» بسیار پشیمانم البته من برای كار خانم حیدرزاده ارزش زیادی قائلم ولی به نظر من هیچ‌وقت یك عاشق نمی‌تواند معشوقش را نفرین كند چون او روزی انتخابش بود به همین خاطر با خواندن شعر«دستای من عمری نمك خورده دستای توئه، هر جوری نفرینت كنم آخر نانجیبیه» خواستم به نوعی آهنگ «نفرین» را جبران كنم.

در رابطه با گرفتن مجوز، بدشانسی آوردم. آلبوم اول من در آستانه گرفتن مجوز بود حتی چند اصلاحیه هم به آن وارد شده بود اما تنها چند روز مانده به انتشار آلبوم، كار روی اینترنت پخش شد البته در این رابطه خودم هم بی‌تجربگی كردم چرا كه كار را دست چند نفر سپردم. آنها هم رفاقت را در حقم تمام كردند و كار را روی اینترنت گذاشتند.
قبلا اصلا آهنگ‌های با كلام را گوش نمی‌دادم و تنها موسیقی‌های بی‌كلام ریچارد كلایدرمن را گوش می‌دادم اما خب مدتی است به اصرار دوستانم كار سایرین را هم گوش می‌دهم. آلبوم جدیدم «یه شاخه نیلوفر» نام دارد كه احتمالا تا چندی دیگر به بازار می‌آید. این آلبوم نسبت به كارهای قبلی‌ام فاخرتر است. در این آلبوم، هم راك خوانده‌ام، هم اسلو و ترانس. تنظیم آلبوم جدیدم بر عهده خودم است، البته كار شهاب اكبری هم خیلی خوب بود. من همین جا ازش تشكر می‌كنم، منتهی احساس كردم خودم بیشتر از سایرین از حال و هوای آلبومم باخبرم البته محمدرضا آهاری هم در تنظیم آهنگ‌ها كمك كرد. شعر آلبوم هم مانند گذشته برعهده حسین صفا، امیر ارجبین و اسلام محمدی است. آنها از دوستان بسیار نزدیك و صمیمی من هستند و با فضای كاری‌ام كاملا آشنا هستند.
با اینكه پیشنهادهای زیادی برای تنظیم و آهنگسازی سایر خواننده‌ها داشتم ولی ترجیح می‌دهم برای خودم كار كنم چرا كه سبك من مختص به خودم است و نمی‌تواند كمك زیادی به دیگران بكند. از میان كارهای خودم به «عشق دو حرفی» و «برای پاییزی» و «متاسفم» علاقه بیشتری دارم. خیلی دوست ندارم از من عكس و تصویر جدیدی چاپ شود چرا كه اگر من از خودم عكس و تصویری به بازار بدهم، مسئولان فكر می‌كنند من به دنبال مطرح كردن خودم به شكل غیرمجاز هستم.
مدتی قبل شایعه شده بود كه می‌خواهم از ایران بروم در حالی كه من هیچ‌وقت به این مسئله حتی فكر هم نكردم. من دوست دارم در مملكت خودمان و برای هموطنانم بخوانم تا در غربت... در مورد فیلم «سنتوری» و حواشی آن تا به حال حرف‌های زیادی زده شده ولی آن چیزی كه مسلم است، صدای من باعث عدم اكران این فیلم نشده چرا كه بعد از حذف صدایم هم مشكل اكران «سنتوری» همچنان پابرجاست.
شایعاتی كه در مورد اختلاف من و رادان وجود دارد را به طور كامل تكذیب می‌كنم. من و بهرام نه تنها هیچ‌گونه مشكلی با هم نداریم، بلكه مرتب با هم در تماسیم. «سنتوری» بدون تردید به لحاظ هنری برای من سودمند بود اما از لحاظ مالی منافع من در نظر گرفته نشد. پیشنهادهای زیادی برای بازیگری دارم اما خودم تمایل چندانی برای حضور در این عرصه ندارم، ترجیح می‌دهم كه فعلا در یك حرفه فعالیت كنم.
دیگر قصد دوصدایی خواندن را ندارم...! با وجود مشكلاتی كه بر سر راه خوانندگی‌ام وجود داشت اما هیچ‌وقت دلسرد نشدم چرا كه این كار را با عشق انجام می‌دهم.
اوایل فقط برای دل خودم كار می‌كردم اما وقتی علاقه مردم را دیدم، تصمیم گرفتم دیدگاهم را راجع به ترانه‌هایم عوض كنم. در آلبوم جدیدم دیگر از كارهایی نظیر «نامادری» و «نفرین» نمی‌خوانم... شاید باور كردنش هم برای شما مشكل باشد اما من از موسیقی درآمدی نداشته‌ام. مدتی قبل به دلیل مشكلاتی كه بر سر راه خواندنم به وجود آمده بود، حسابی دلزده شده و قصد داشتم دیگر نخوانم اما دوستانم با من صحبت كردند كه برای موفقیت باید جلوی مشكلات ایستاد، نه این‌كه میدان را خالی كرد.

ادامه مطلب

شنبه 12 بهمن 1387

بدون اغراق چه بخواهیم، چه نخواهیم، چه دوست داشته باشیم و چه نداشته باشیم، محمدرضا گلزار ستاره بی‌چون و چرای سینمای ایران به ویژه محبوب نسل جوان است. در سال‌های اخیر، بودند بازیگرانی كه خواستند، همپای او در گیشه رقابت كنند، اما مردم از فیلم‌های او به هر دلیلی كه برای خودشان محترم است، استقبال كردند و این گونه شد كه «رضا گلزار» اكثر فیلم‌هایش مورد توجه قرار گرفت و كارگردانان زیادی را به سوی خود كشاند، چرا كه در این شرایط اقتصاد بیمار سینمای ایران، نقطه قوتی برای آنان بود. رضا گلزار كمتر با مطبوعات به گفتگو می‌نشیند،
 چرا كه طی این سال‌ها ضربات زیادی از جانب آنان متحمل شده گرچه خودش می‌گوید: «این ضربه نبوده، بلكه حاشیه‌سازی‌های بی‌دلیل بوده است.» خاطرات خود را با او مرور می‌كنیم، یادمان می‌آید كه اولین گفتگوی ما با او در رستوران سوپراستار اتفاق افتاد، فروردین سال 1384 انگار همین دیروز بود. در برخورد اول با او، باورمان این بود كه با یك پسر مغرور مواجه خواهیم شد كه روی آسمان‌ها سیر می‌كند، اما در همان برخورد اول متوجه شدیم كه اشتباه می‌كنیم. برخورد او چنان گرم بود كه ما را در همان ثانیه‌های اول دچار بهت و حیرت كرد. او حتی با افرادی كه در آن رستوران به او مراجعه می‌كردند و از او امضا می‌خواستند بسیار با محبت و گرم و صمیمی رفتار می‌كرد. صندلی را عقب می‌كشید و به احترام‌شان بلند می‌شد... گفتگوی ما با رضا گلزار كه توسط همكارمان ایمان برومند صورت گرفته بود، بسیار مورد استقبال قرار گرفت... تصاویری از كودكی رضا در حین شنا، محصلی و حتی اسكی كردن برای خوانندگان‌مان تازگی داشت... در آن گفتگو، رضا داستان زندگی‌اش را از سیر تا پیاز برای خانواده‌سبز گفت. یادم می‌آید وقتی از او پرسیدیم، كه تصور نمی‌كردیم با خانواده‌سبز به این راحتی گفتگو انجام دهی در پاسخ به ما گفت: «تحقیق كردم و دیدم مجله شما اهل حاشیه‌نویسی برای تیراژ بیشتر نیست.» به او توضیح دادیم كه ما از سال 78 تا 84، به خاطر مثبت‌نویسی و دوری از حاشیه به خانه‌های ایرانی‌ها رفتیم و تازه چند صباحی است كه روی جلد مجله تصاویر كودكان را چاپ نمی‌كنیم... (تصاویر روی جلد مجله تا اول دی‌ماه سال 1383 به عكس‌های كودكان اختصاص داشت) و خوشحالیم كه خداوند به ما كمك كرد تا برخلاف بعضی‌ها بدون حاشیه‌نویسی و دروغ‌پردازی، خوانندگان خودمان را پیدا كنیم. از همان روزها، رضا گلزار شد رفیق ما.. و به قول ایمان، هرگاه از او درخواست داشتیم، به ما نه نگفت. چند ماه پس از آن گفتگو تصمیم گرفتیم بار دیگر با رضا گلزار گفتگویی انجام دهیم، اما این بار بهانه‌ای دیگر باید پیدا می‌كردیم، این بهانه كسی نبود جز «علی دایی»... حال بماند چه سختی‌هایی برای این هماهنگی به وجود آمد، تا این دو را به سالن ورزشی اكسیژن بكشانیم و شاهد بازی بیلیارد آنها باشیم و دوربین خانواده‌سبز هم، شروع كند به شكار تصاویر. صحبت‌های علی دایی و رضا گلزار كه اولین آشنایی‌شان در آنجا شكل می‌گرفت بسیار جذاب و سوژه خوبی برای جلد آن شماره شد... این رفاقت ادامه پیدا كرد تا اینكه تیم ملی فوتبال، خود را برای حضور در جام‌جهانی 2006 آلمان آماده می‌كرد. نزدیك عید بود و به دنبال یك سوژه جالب! و چه سوژه‌ای بهتر از محمدرضا گلزار كه همیشه مثل سینما، روی جلد مجله هم جواب می‌دهد. البته به این شرط كه با او گفتگوی اختصاصی داشته باشی، نه اینكه یك عكس از او كار كنی و چند خط از او بنویسی! كه دیگر مردم و خوانندگان نشریات مختلف به این كلك‌های قدیمی آشنا شده‌اند، حتی به حاشیه‌نویسی‌ها و دروغ‌پردازی‌‌ها در مورد ستارگان سینما... درست یادمان نیست، طبقه دوازدهم یا سیزدهم، هتل آزادی بود، یك اتاق را برای چند ساعت اجاره كردیم، سفره هفت‌سین پهن كردیم و از رضا گلزار، علی دایی، جواد كاظمیان، مجتبی جباری و فرزاد حسنی دعوت كردیم كه عكس‌های یادگاری بگیرند و این بار هم خوشحال بودیم كه رضا گلزار به دعوت‌مان نه نگفت و به اردوی تیم ملی آمد...

   

اواخر سال 86 بود كه به خانه رضا گلزار رفتیم، همان منزلی كه فیلم سینمایی «توفیق اجباری» در آن تصویربرداری شد... رضا به همراه خواهرزاده‌هایش «برسام» و «آویسا» مقابل دوربین خانواده‌سبز قرار گرفت و یك بار دیگر با او به گفتگو نشستیم كه به نظر خودمان، آن گفتگو بسیار تاثیرگذار بود و گلزار به مطالبی اشاره داشت كه تا پیش از آن جایی نگفته بود. رضا در گفتگو از دشمنان دوست‌نما، از افرادی كه برایش حاشیه‌های زیادی درست می‌كنند، از مطبوعاتی كه بی‌محابا به او حمله می‌كنند، گفت: چرا؟ به این خاطر كه با آنها گفتگو نكردم یا گفتم گفتگویم را چاپ نكنید، از اینكه بعضی از همكاران علیه او جبهه گرفته‌اند و طاقت دیدن موفقیت‌هایش را ندارند و... برایش توضیح دادیم كه به هر حال هر چند ایرانیان دارای خصلت‌های خوبی در جهان هستند، خلق و خوهای خاص خودشان را هم دارند. اینكه چرا تو بازیگر موفقی هستی و آنان نیستند؟ و همانها هستند كه به همكاران مطبوعاتی‌شان خط می‌دهند تا علیه یك بازیگر جبهه بگیرند و بر او بتازند. رضا همان روز به ما گفت: «اما خوشحالم كه این تاختن‌های آنان را مردم نمی‌بینند یا اگر می‌بینند باور نمی‌كنند و من همه اینها را مدیون خدای خودم هستم.»

   

یادمان رفت بنویسیم كه در خرداد سال 86، چند ماه پیش از این گفتگو، تیم ملی فوتبال ایران با مربیگری امیر قلعه‌نوعی خودش را برای بازی‌های جام ملت‌های آسیا در مالزی آماده می‌كرد. یك بار دیگر از رضا گلزار دعوت كردیم تا با ما به اردوی تیم ملی بیاید. هماهنگی‌های لازم توسط همكارمان برومند با امیرخان انجام گرفت و یك شب بهاری، رضا گلزار را به هتل المپیك بردیم. او در جمع بازیكنان تیم ملی فوتبال نشست، با هم شام خوردیم، یادش بخیر چه شب خوبی بود! لباس تیم ایران را پوشید و عكس‌های یادگاری زیبایی با بازیكنان تیم ملی فوتبال از جمله علی كریمی، مهدی مهدوی‌كیا، رحمان رضایی، وحید هاشمیان و... گرفت كه گزارش كامل آن شب را در شماره نوروز سال گذشته چاپ كردیم و خوشحالیم كه طی این سال‌ها، به اعتماد گلزار پاسخ دادیم و شدیم پل ارتباطی بین او و خوانندگان نشریه كه اخبار گلزار را در سینما پیگیری می‌كردند. این مطالب را نوشتیم تا یادآوری كنیم برخلاف آنچه كه خیلی‌ها می‌گویند، رضا گلزار آدم مغروری نیست و از مطبوعات فاصله نمی‌گیرد، اگر اعتماد او جلب شود، او هم یك ایرانی است مثل بقیه ایرانی‌ها، مهربان، دلسوز و دوست‌داشتنی. به شرطی كه برخلاف بعضی‌ها، از اعتمادش سوءاستفاده نشود...

سه‌شنبه دهم دی‌ماه سال 1387

چندی پیش از او دعوت كردیم كه به دفتر نشریه بیاید و هر وقت بنا به دلایلی پیش‌بینی نشده، این امر انجام نشد تا اینكه سه‌شنبه دهم دی‌ماه این اتفاق افتاد، او غروب یك روز سرد زمستانی به دفتر نشریه آمد. رضا به دفتر آمد و یك راست به اتاق میزبانش، هرمز شجاعی‌مهر رفت، شاید برای‌تان جالب باشد بدانید كه این دو محل زندگی‌شان در یك محله و در یك كوچه است و تنها چند خانه با یكدیگر فاصله دارند. نشستیم و از هر دری با هم صحبت كردیم. در این نشست صمیمی، به جز رضا گلزار و هرمز شجاعی‌مهر، سردبیر خانواده‌سبز مهدی اسماعیل‌تبار، پیام ایرایی كه در دفتر كار رضا گلزار، كار عكاسی انجام می‌دهد، به همراه ایمان برومند و پژمان كردمحله هم حضور داشتند. هرمز شجاعی‌مهر چند خاطره كاری خود را تعریف ‌كرد و رضا گلزار هم، همین طور. (یك گفتگوی جالب با رضا گلزار انجام گرفت كه در ویژه‌نامه نوروز 88 در مجله خانواده‌سبز می‌توانید آن را بخوانید)، اما رضا باز هم دل پردردی داشت، از اینكه به او حمله می‌شود. گرچه خودش می‌گفت دیگر توجهی نمی‌كند و برای ‌اینگونه نوشته‌ها اهمیتی قائل نیست.

او سپس از طبقات مختلف نشریه، دیدن كرد. تحریریه، بخش فنی و ویراستاری و بخش آگهی با همكاران ما به گفتگو نشست و چند عكس یادگاری هم با آنان گرفت، البته او دقایق بیشتری در اتاق اینترنت ماند و با «امیر كمالی» مسئول اینترنت خانواده‌سبز همكلام شد... اما زیباترین بخش این دیدار، صحبت‌های رد و بدل شده او با هرمز شجاعی‌مهر بود كه در فرصتی دیگر از آن خواهیم نوشت. آقای شجاعی‌مهر خاطره‌ای از سال‌ها قبل به رضا گلزار یادآوری كرد «اولین كنسرت گروه آریان كه در تهران و سالن میلاد برگزار شد، من مجری بودم، یادت كه است، همان زمان تو گیتار می‌زدی، گفتم چهره‌ات خاص بازیگری است» و رضا هم تصدیق كرد. گلزار می‌گفت: خوشحالم كه طی این چند سال نشریه خانواده‌سبز با تیراژ بالا توانسته جای خود را در بین خانواده‌های ایرانی باز كند. از مدت‌ها قبل قصد داشتم به دیدار دوستانم در این مجله بیایم كه هر بار این امر میسر نشد، تا اینكه فرصتی دست داد تا در این غروب زمستانی مهمان شما باشم.

رضا در ساعاتی كه مهمان ما بود از «كلوپ آقایان» خودش هم برای‌مان گفت، او از سال گذشته كلوپی در خیابان یخچال تهران دایر كرده است و با همكاری چند تن از دوستانش، خدمات آرایشی، بهداشتی به آقایان ارائه می‌دهد. همچنین آتلیه عكاسی او هم در آنجا توسط «پیام ایرایی» اداره می‌شود. رضا كه رفت، تمام بچه‌های دفتر، متفق‌القول می‌گفتند كه فكر نمی‌كردیم، او اینقدر «بی‌ریا» باشد. بله، رضا، انسانی بی‌ریا و مهربان است ، قدر او را بدانیم.

سه شنبه 19 آذر 1387

یکی ازافتخاراتم این است که بتوانم سفیری خوب برای ایران باشم ، من در هر شرایطی به شدت عاشق ایران هستم، اما فردا همه چیز را مشخص می کند؛ من با پاسپورتم از ایران آمده ام و انشاءالله با همین پاسپورت هم به ایران بازخواهم گشت.

گلشیفته فراهانی:ایران بهترین جا برای زندگی Nanjoon.Com

به گزارش جهان نیوز،داستان حضور «گلشیفته فراهانی» و حواشی بعضاً تأسف انگیزی که پیرامون حضورش در تازه ترین ساخته سینمایی «رایدلی اسکات» بوجود آمد تقریباً در ایران رو به فراموشی است اما عاقبت حضور سینمایی این بازیگر توانا، در ایران هنوز …..

به نقطه قطعی خود نرسیده است.

اگرچه پس از حضور بدون حجاب و خلاف عرف و فرهنگ ایرانی فراهانی روی فرش قرمز مراسم افتتاحیه فیلم «مجموعه دروغ ها» و مصاحبه منتشر شده از او، بسیاری رسانه ها، قطعیت نظرش را بر ماندن در آمریکا و ادامه فعالیت در سینمای هالیوود دانسته بودند، اما او کماکان بر این باور است که «ایران بهترین جایی است که یک فرد می تواند در آن زندگی کند و جایی است که یک نفر می تواند خوش بگذراند.»

گلشیفته فراهانی:ایران بهترین جا برای زندگی Nanjoon.Com

«گلشیفته فراهانی» که برای حضور در نشست پرسش و پاسخ فیلم «درخت گلابی» به دعوت داریوش مهرجوئی به لس آنجلس رفته بود، در مقابل این سئوال که آیا او درغرب خواهد ماندو یا اینکه به ایران باز خواهد گشت به حاضران گفت:«آدم از فردا هیچ خبری ندارد. شاید این حرف کمی فلسفی باشد ولی من کلاً در زندگی سعی می کنم به فردا فکر نکنم. در واقع مسئله ای که برای من پیش آمد به خاطر رفتن روی فرش قرمز بدون روسری بود که شاید اولین باری است که بعد از انقلاب رخ می دهد اما مسئله این است که من کارغیرقانونی نکرده ام و قوانین هر کشوری تا آنجایی که مرزهای آن کشور هستند صادق است، همانطور که می بینیم مهمان هایی هم که به ایران می آیند روسری سر می کنند.»

چهارشنبه 29 آبان 1387

 
-------------------------------------------------------------------------------------------------
هنر هیچ وقت پایانی ندارد وحید نیکخواه آزاد: با «نصف مال من، نصف مال تو» قصد ترویج ازدواج مجدد را نداشتم
مهناز افشار: بازی در نقش‌های رئال سخت است گفتگو با حمیــد عسگـر خواننده پاپ: موفقـیـت من یـك شبـه نبـوده اسـت
فریده"روز حسرت: پدرم مرا به این سمت هدایت كرد گپی با فرزاد مجموعه چارخونه ( شجاع‌كاوه )
انتشار ناگفته‌های زندگی «محمدعلی كشاورز» در هفته آینده عادل فردوسی‌ پور پسر عشق فوتبال; گزارشی از پشت صحنه برنامه نود
پورسرخ: «مسعود» روز حسرت به واقعیت نزدیك است داستـان بهـرام رادان و سنتــوری
گفتگو داغ با نویسنده "ترانه مادری" گفتگو با شقایق و گلشیفه و پدرشان بهزاد فراهانی
مصاحبه با بهاره افشاری در نمایشگاه نقاشی گفتگو با پرستو صالحی; پرهیز از بازی در نقش‌های كلیشه‌
دریافت مصاحبه زنده آریان با رادیو تهران دایی: کادر فنی تیم ملی خیلی کوچک بود
حاتمی‌كیا : این انتخاب به من انرژی زیادی می‌دهد گفتگو با میثم بائو ; گلزن ترین بازیكن استقلال
آیین قند و عسل بابا گپی با حمید گودرزی : خرجی خانه دست همسرم است
امین حیایی و نیلوفر خوش خلق گفتگو با فرخ‌ لقا هوشمند بازیگر 79 ساله تئاتر، سینما و تلویزیون
حامد كمیلی: می‌خواستم از جلد شیطان بیرون بیایم مهری مهرنیا در آسایشگاه سالمندان دلتنگ است
جدیدترین مصاحبه محمد رضا گلزار گفتگو با اکبر عبدی ; عمو اکبر سینمای ایران
مهناز افشار : از جایگاه خودم راضی نیستم گفتگو با رامین ناصر نصیر هنرپیشه محبوب كشورمان
ایرانی‌ آریایی‌، هیچ‌ چیز از بیگانه‌ كم‌ ندارد گفتگو با مهرداد همتیان و غلامرضا جنیدی... قهرمانان سرعت ایران
گفتگو با خالی‌بند مجموعه چارخونه (محمد امیری مهر)؛در سلامتی کامل به سر میبری، هو! گفتگو با وحید شمسایی ركورد‌ دار فوتســــال دنیــا
گفتگو با نیكی كریمی - همه چیز در مورد نیکی کریمی گفتگو با بابا بزرگ ترش و شیرین
گپی با پوریـا پورسـرخ گفتگو با مهـــرداد مینـــاوند: نامم را كوچك نمی‌كنم
گفتگو با شهرام شاه‌حسینی کارگردان «کلاغ پر» و «زن‌ها فرشته‌اند» و بازیگران گفتگو با ابراهیم صادقی
گفتگوی جدید با احسان خواجه‌ امیری خواننده و آهنگساز جوان گفتگو با داود رشیدی هنرمند پیشكسوت
گپی با یوسف تیموری گفتگو با الهام حمیدی
نشستی با بازیگران «یك وجب خاك» با حضور یوسف تیموری و روشنك عجمیان وعلی عبدالعلی‌زاده گفتگو با كوروش تهامی بازیگر تحصیل كرده سینمای ایران
گفت‌ وگو با گوهر خیراندیش (قدسی میوه ممنوعه) گفتگو با سحر جعفری‌جوزانی ( فروغ ‌السلطنه سریال باغ مظفر )
گپی با «الیاس» شیطان سریال اغما (حامد کمیلی) گفتگو با سعید و فرید رشیدی دو برادر روشندل و هنرمند در نواختن گیتار كلاسیك و پیانو
گپی با نیما رئیسی، بازیگر مجموعه «میوه ممنوعه» گفتگو با دوقلوهای افسانه ای ( حسین و حسن روحانی ) پرافتخارترین كاراته كارهای ایران
گپی با برزو ارجمند "حمید مجموعه یك وجب خاك" گفتگو با حسین بادامکی: تنهایی تهـــران آزارم می دهد
گفتگو با لیلی رشیدی : همه من را با "زی زی گولو" می شناسند گفتگو با آقا رشید ( قدرت‌ا... ایزدی ) و خانواده اش
رو در رو با باغبان سریال میوه ممنوعه شبنم قلی ‌خانی: استاد دانشگاه هستم
گفتگو با حمید سوریان پرافتخارترین فرنگی ‌كار ایران احسان علیخانی از خانواده اش می گوید
یـك روز با بـرو بچه‌های چــارخـونـه عاطفه ‌نوری: تا 9 سالگی گل كوچیك بازی می‌‌كرد
گفتگویی با نگار فروزنده‌: هیچ‌ چیز همیشگی‌ نیست‌! گفتگو با هادی شكوری مدافع تیم پاس
گفتگوی خواندنی با غول برره! گفتگو با باران كوثری و حسین محجوب
مصاحبه با مهدی امینی خواه: عشق را می توان موهبت الهی دانست گفتگو با مینا لاكانی و حمیدرضا پگاه ; آخرین گناه
برزو ارجمند: مردم‌ اگر نباشند، ما هم‌ نیستیم گفتگو با احسان علیخانی: انتخاب همسر مشكل ‌ترین مسئله زندگی است
گفت و گو با آرام جعفری:بازیگری غذای روح من است گفتگو با شیوا خسرو مهر : شوکت، مردی تنها بود
مصاحبه با علی‌ دایی‌: عروسم‌ را یک سال پیش‌ در یك‌مهمانی‌ دیدم‌ گفتگو با بدر پوپك گلدره: مخالف بازیگرشدن "پوپک "بودم
گزارش تصویری از پرستو صالحی گفتگو با ستاره اسكندری:تلویزیون از سینما شریف تر است
گفتگوی ویژه با هانیه توسلی گفتگو با پوراندخت مهیمن : پوپک دختر واقعی ام بود
گفتگو با بهرام رادان بازیگر رستگارى در هشت و بیست دقیقه و گیلانه گپی با عمو پورنگ و امیر محمد ; تولد عمو پورنگ
مصاحبه با محسن چاووشی: هیچ وقت دلسرد نشدم گپی با علــــی انصاریـــــان: پدر و مادر من طرفدار انصاریان هستند
یك روز در خانه «داود عابدی» آقای خبرساز گفتگو با داریوش فرهنگ: من مانی و همسرم یک خانواده سبز هستیم
مصاحبه با رضا رشید پور گفتگو با مسعود شجاعی : در آلمان یك رنگ نبودیم
کودکی بهرام رادان گفتگو با مهدی پاكدل: من علیرضای اولین شب آرامش هستم
مصاحبه اختصاصی با هیچکس رپر ایرانی و آلبوم جدیدش گفتگو با صمیمانه با یکتا ناصر بازیگر نقش نوشین در (اولین شب آرامش)
بنیـامیــن، ستــــاره هالی! مصاحبه با بنیامین‌: 7 ماهه خواننده شدم
گفت و گو با هانیه توسلی و پوریا پورسرخ(ژوبین و وفا) علیرضا افتخاری:من پدر سه شاخه گل سه فرشته ام
مصاحبه با محسن چاوشی گفتگوی با امین‌ زندگانی‌ , شهاب‌ حسینی‌ ,امیر حسن‌ مدرس‌
گفت وگو با بنیامین بهادرى : دنیا مثل شماها نداره گفتگو با فرشید منافی و زهره هاشمی دو مجری جوان روی خط جوانی در رادیو جوان
مصاحبه با تام كروز گفتگو ویژه با امیر قلعه‌نوعی‌: شرایط برایم‌ سخت‌ است‌
مصاحبه خواندنی با حمید عسكری او آرایشگر بهترین‌های‌ هنر و ورزش‌ است‌
مصاحبه با رضا شفیعی با هانیه توسلی و پوریا پورسرخ: عشق ژوبین به وفا ، زمینی و پاک بود
مصاحبه با امیر دلاوری بازیگر مجموعه تلویزیونی «بیداری» گپی با تغرل (محمدرضا هدایتی) و دوو برره (هادی کاظمی)
مصاحبه با شهاب حسینی و سریال مدار صفر درجه گفتگو با محمدرضا گلزار ,علی‌ دایی‌ و فرزاد حسنی‌ و...
نیکی کریمی ستاره سینمای ایران سعید پیردوست‌: در خانه‌ ما خان‌ واقعی‌ همسرم‌ است‌
مصاحبه با مریم‌ امیر جلالی گفتگوی ویژه با استاد محمدرضا شجریان‌
ستاره‌ اسكندری‌ : چه بهتر که رقیب خواهرم باشم ! گفتگوی ویژه با محمدرضا فروتن‌: در بهار زندگی‌ احساس‌ پیری‌ می‌كنم‌
گپی با حامد کمیلی بازیگر سریال اغما مصاحبه با پیمان‌ ابدی‌ بدل‌ كار ایرانی‌ سریال‌ هشدار برای‌كبری‌ 11
گفتگو با بهنوش بختیاری بازیگر سریال « چارخونه » گفتگو با اردلان‌ شجاع‌ كاوه‌: من‌ عاشقم‌، عاشق‌ كار،عاشق‌ همسرم‌ و زندگیم‌
  گفتگو با سارا خوئینی‌ها :با استعداد كم‌ كار

 

آرشیو موضوعی


آخرین پست ها


نویسندگان



آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اَبر برچسبها