شنبه 29 دی 1386

وحید نیکخواه آزاد: با «نصف مال من، نصف مال تو» قصد ترویج ازدواج مجدد را نداشتم

«نصف مال من، نصف مال تو» دومین فیلم وحید نیکخواه آزاد با فروش متوسط روزی ۱۰ میلیون تومان اکران نسبتاً موفقی را پشت سر می گذارد که این موفقیت بیشتر مدیون حضور بازیگران محبوب و پرطرفدار و فضای کمدی فیلم است. البته مضمون فیلم که در رابطه با مشکلات به وجود آمده برای یک مرد دوزنه است همان روزهای اول اکران مورد اعتراض جمعی از فمینیست ها قرار گرفت به طوری که آنها با انتشار اطلاعیه یی در یک وبلاگ «این فیلم را در راستای دفاع از مردانی که دارای چند همسر هستند دانسته و نمایش آن را توجیهی برای پدیده چندهمسری در جامعه به شمار آوردند... به عقیده این گروه فیلم «نصف مال من، نصف مال تو» نگاهی تحقیرآمیز به زنان جامعه ایرانی دارد و مردان چند زنه را مظلوم و بی گناه جلوه داده است...»به هر حال جای تردید نیست که این گونه اظهارنظرها و حواشی پرسروصدا همواره به نفع فیلم و سازندگانش تمام می شود و اگر غیر از این بود شاهد حضور جمع کثیر پدر و مادرها به همراه بچه هایشان در سالن های نمایش دهنده «نصف مال من، نصف مال تو» نبودیم. آنچه مسلم است،

دومین ساخته وحید نکیخواه آزاد بعد از فیلم کودکانه «علی و دنی» بیش از آنچه متعلق به سینمای کودک باشد در گونه سینمای کمدی و خانواده می گنجد و
مضمون جنجال برانگیز آن هم بیش از پیش باعث ایجاد این فاصله شده است. ظاهراً باید بپذیریم که نسل کودک امروز سهم ناچیزی از این سینما دارد که آن هم در لابه لای روابط بزرگترها گم شده است.

● آقای نیکخواه فروش فیلم تان خوب است، پیش بینی چنین فروشی را داشتید؟
شاید با عدد و رقم پیش بینی نکرده باشم، ولی من برخلاف خیلی از دوستانی که چه در زمان تولید و چه در زمان قبل از اکران و در مرحله پخش با آنها صحبت می کردم همیشه مطمئن بودم که فیلم فروش خوبی می کند.

● آیا الان از رقم فروش فیلم راضی هستید؟
چون در فیلم هیچ سهمی ندارم قاعدتاً چیزی از فروش آن نصیب من نمی شود ولی فروش بالای فیلم از این جهت برای من اعتبار محسوب می شود که نشان می دهد می توانم فیلم پرفروش بسازم. البته تصور من این است که شاید اگر امکانات یک فیلم دیگر که همزمان با فیلم «نصف مال من...» اکران شده را داشتیم از جمله تعدد تیزرهای تلویزیونی رایگان و با تخفیف زیاد، آن وقت فروش فیلم به مراتب خیلی بالاتر می رفت.

***== ادامه مطلب ==***

شنبه 29 دی 1386

گفتگو با حمیــد عسگـر خواننده پاپ: موفقـیـت من یـك شبـه نبـوده اسـت

حمید عسگری یكی از جنجالی‌ترین آلبوم‌های چند سال اخیر موسیقی پاپ را به بازار فرستاد در حالی‌كه اكثر خوانندگان مشهور نمی‌توانستند مجوز آهنگ‌های جدیدشان را از وزارت ارشاد بگیرند او با خیال راحت مجاز شد و از همان موقع بود كه حرف و حدیث‌‌های بسیاری شروع شد از یك طرف اهالی موسیقی انگ تقلید از صدای یك خواننده سابقا مجاز و حالا لس‌آنجلسی شده را به او می‌زنند و از طرف دیگر مردم و مخاطبان بدون توجه به مسایل، از موسیقی و صدای او لذت می‌بردند، حمید عسگری در این مدت مصاحبه‌های زیادی كرده است اما به گفته خودش هنوز ناگفته‌های زیادی دارد، امیدواریم موفق شده باشیم از زیر زبان او حرف‌هایی كه دلش می‌خواست بگوید را بیرون كشیده باشیم، او به پرسش‌های خبرنگارمان پاسخ داد كه سلسله‌وار می‌خوانید

 سعی كردم این روزها یك مقدار از حواشی و مطبوعات فاصله بگیرم تا در آرامش كار كنم چرا كه پرداختن به این بخش باعث می‌شود از اصل موضوع كه همان موسیقی است دور شوم من آلبوم كما را با تمام وجود و احساسم خواندم و فكر می‌كنم این صداقت و احساس در هر زمان مخاطبان خاص خودش را دارد و هیچ‌وقت رنگ و بوی كهنگی به خود نمی‌گیرد.

 شما در ظاهر از من یك آلبوم دیدید این در حالی است كه من مدت طولانی روی این آلبوم كار كردم فعالیتم در زمینه موسیقی به این چند ماه اخیر مربوط نمی‌شود من سال‌هاست كه كار آهنگسازی انجام می‌دهم، در آن دوران هر وقت برای دوستانم می‌خواندم آنها به من می‌گفتند تو صدای خوبی داری چرا آلبوم بیرون نمی‌دهی، من هم می‌گفتم به وقتش! چرا كه هیچ عجله‌ای برای خوانندگی نداشتم، حالا هم دلبستگی به این كار ندارم چرا كه شغل اصلی من آهنگسازی است، من یك شبه به موفقیت نرسیدم. بلكه زحمت كشیدم.

***== ادامه مطلب ==***

شنبه 29 دی 1386

گپی با فرزاد مجموعه چارخونه ( شجاع‌كاوه )

می‌گوید اردلانم، شجاع مثل كاوه، بچه مازندران، شهر بابلسر، گرچه در بیرجند به دنیا آمده‌ام، اما اصلیت پدر و مادرم بابلی است. وی در تیرماه سال 1341 به دنیا آمده است، اما بزنیم به تخته، شاداب است و سرزنده، ‌به قول او: «وقتی كه زیبایی‌های زندگی را درك كنی و از لحظه لحظه آن لذت ببری، آن‌گاه روی خوش زندگی را خواهی دید، من همیشه سعی كردم كه برای سلامت خود و خانواده‌ام ارزش قایل شوم و پیگیر آن باشم.» این شب‌ها كه او را در نقش فرزاد مجموعه چارخونه می‌بینیم، شاید باورتان این باشد كه بازی او در نقش‌های طنز خلاصه می‌شود اما او علم زیادی در رابطه با هنر دارد، استاد دانشگاه است و سواد بالایی نسبت به بازیگری دارد، چنان كامل و جامع صحبت می‌كند كه شما را به تعجب وامی‌دارد ، با فرزاد مجموعه چارخونه به گفتگو نشستیم، بخوانید...

با این‌كه در بیرجند متولد شدید چطور شمالی هستید، كمی از خانواده‌تان برایمان بگویید.

شجاع‌كاوه: من فرزند آخر خانواده شجاع‌كاوه هستم. دو برادر و دو خواهر بزر‌گ‌تر از خودم دارم، از آن‌جا كه پدرم در اداره پست، تلگراف و تلفن آن زمان كار می‌كرد، با انتقالی او ما هم مجبور بودیم، هر چند سال یك‌بار زندگی در شهرهای مختلف را تجربه كنیم.

پس از این‌كه پدرم از مازندران به بیرجند منتقل شد و ریاست اداره پست، تلگراف و تلفن را بر عهده گرفت، من در آن‌جا به دنیا آمدم. پدرم به شهرهای زیادی به عنوان مامور منتقل می‌شد و ما هم ناچار او را همراهی می‌كردیم. به همین‌خاطر زندگی در شهرهای زیادی چون تویسركان، ملایر، تنكابن، گرگان، بابلسر و بندر انزلی را تجربه كرده‌ایم.تا یادم نرفته بگویم كه برادر ارشد‌مان سال‌هاست در ایتالیا زندگی می‌كند، نزدیك به چهل سال...

***== ادامه مطلب ==***

شنبه 29 دی 1386

عادل فردوسی‌ پور پسر عشق فوتبال; گزارشی از پشت صحنه برنامه نود

بدون اغراق باید اشاره داشت كه برنامه «عادل فردوسی‌پور» به نام «نود» یكی از پربیننده‌ترین یا شاید پربیننده‌ترین برنامه زنده تلویزیونی باشد كه در زمان برگزاری لیگ برتر فوتبال ایران، هر دوشنبه شب پخش می‌شود.

برنامه نود سابقه‌ای هفت‌ساله دارد و اگر سری جدید آن از مرداد یا شهریور ماه 86 با آغاز لیگ برتر پخش شود، هشتمین سال خود را تجربه خواهد كرد.در آخرین برنامه نود كه چندی پیش در تیرماه پخش شد، مهمان استودیوی 14 در ساختمان پخش تلویزیون بودیم و گزارشی از پشت صحنه آن تهیه كردیم، بد ندیدیم حالا كه برنامه «نود» پخش نمی‌شود،

گزارشی از آن به چاپ برسانیم تا شما از چند و چون تهیه این برنامه، آگاهی بیشتری پیدا كنید...


آخرین برنامه «نود» قرار است ساعت ده و نیم شب برگزار شود. طبق قرارهای قبلی و هماهنگی‌های انجام شده، ساعت نه‌و نیم شب مقابل درب تلویزیون هستیم، پس از ورود به سازمان صدا و سیما باید خودمان را به ساختمان پخش برسانیم سر بالایی را طی می‌كنیم؛ سربالایی نفس‌گیر كه نمی‌دانیم كی تمام می‌شود؟ به هر حال به ساختمان پخش می‌رسیم. وارد ساختمان كه می‌شویم، از اطلاعات می‌گذریم، راهرویی باریك‌ و پرپیچ و خم مقابل‌‌مان قرار دارد. وارد راهرو كه می‌شویم، به اولین نفری كه برخورد می‌كنیم، نشان استودیوی «نود» را می‌گیریم، با دست نشان‌مان می‌دهد و می‌گوید: « همان استودیویی كه درش باز است و روی آن نوشته شده «استودیوی 14»...
عادل نیم ساعت قبل از برنامه وارد استودیو می‌شود، همچنین فیلم‌های مونتاژ شده‌ای را كه قرار است پخش كند با خود به همراه می‌آورد، ابتدا در یك اتاقك كوچك به شخصی زنگ می‌زند كه نمی‌دانیم آن طرف خط كیست؟ از او می‌پرسد، در گفتگوی اكبر میثاقیان (مربی راه‌آهن كه در پلی‌آف، راه‌آهن را قهرمان كرده است) قسمتی آمده به این مضمون، می‌خواهم روی بام برج میلاد نماز بخوانم، چون به خدا نزدیك‌تر است، پخش كنیم یا نه؟

***== ادامه مطلب ==***

شنبه 29 دی 1386

داستـان بهـرام رادان و سنتــوری

سنتوری، فیلمی است كه فیلمسازش عصاره سینمای ایران می‌باشد، داریوش مهرجویی... ایرانیان از تمامی فیلم‌های او خاطره دارند. اسامی این فیلم‌ها را بخوانید: «مهمان مامان، بمانی، دختر دایی گمشده، مگس، درخت گلابی، لیلا، پری، سارا، بانو، هامون، شیرك، اجاره‌نشین‌ها، دایره سینما، پستچی، آقای هالو، گاو و الماس» و حالا حكایت «سنتوری» فیلمی كه قرار بود سوم مردادماه به سینماها بیاید، اما دوباره به مانند چند مرحله پیش كه هر بار قرار بود، اكران شود، بنا به دلایلی دوباره اكران نشد... حال مردم و علاقه‌مندان به سینما تشنه فیلم جدید مهرجویی هستند. این فیلم در جشنواره فیلم فجر، حرف و حدیث‌های زیادی را به دنبال خود داشت. به خصوص زمانی كه در جشنواره 85، نتوانست عنوان بهترین فیلم جشنواره را كسب كند. «بهرام رادان»، به خاطر بازی در این فیلم، طی سه سال اخیر، دومین سیمرغ بلورین را از آن خود كرد و زمان دریافت جایزه، به هیئت داوران اعتراض و اعلام كرد كه داوران جشنواره، یك‌بار دیگر
فیلم «سنتوری» را ببینند... البته بعدها رادان گفت كه قصد بی‌احترامی به هیئت داوران نداشته و در گوشه‌ای از توضیحات خود بیان داشت كه: دوستان، حكایت من حكایت دیگری بود، زمانی كه برای سنتوری كاندیدا شدم، تعجب نكردم!

اما وقتی كه دیدم این فیلم تنها در دو رشته نامزد دریافت جایزه شد، شگفت‌زده شدم. در صورتی كه به گفته بسیاری از كارشناسان، سنتوری بهترین فیلم مهرجویی است و سپس گفت: گفتم مهرجویی بزرگ، بی‌نیاز از جایزه است و برخی ناراحت شدند، هنوز هم بر این باورم كه جایزه نیازمند مهرجویی است.برای رسیدن به این باور كه چرا «سنتوری» یكی از اثرهای به یادماندنی مهرجویی است، بهتر است، ابتدا این كارگردان بنام كشور را بشناسیم و سپس درباره سنتوری بنویسیم.

***== ادامه مطلب ==***

 

آرشیو موضوعی


آخرین پست ها


نویسندگان



آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اَبر برچسبها